چه آسان از بین ما رفت
ماجرای فوت دایی...

چه آسان از بین ما رفت

نویسنده : آرش قلی زاده

چند روز پیش حدود ساعت یازده و نیم شب درون تخته بودم و خوش و خرم با بچه‌ها صحبت می‌کردم، ناگهان مادرم صدایم کرد. وقتی که رفتم گفت: بیا زود حاضر شو بریم، میگن داییت تصادف کرده بردنش بیمارستان!

سریعا به اتاقم آمدم تا سیستم را خاموش کنم که متوجه شدم پدرم هم پشت سرم به اتاقم آمد. پدرم گفت: به مامان چیزی نگی، می‌گن داییت تو تصادف فوت کرده!

این را که شنیدم انگار بند دلم پاره شد. اصلا باورم نمی‌شد، دوباره آمدم و به حضار تخته گفتم:  الان خبر دادن که داییم فوت شده، نمی‌دونم چرا بازم این‌جام و تایپ می‌کنم... وای خدا داییممممم...

شکه شده بودم. سیستم را خاموش کردم و راه افتادیم. تا فاروج دو سه ساعت راه بود. مادرم هی بین راه شک می‌کرد و می‌گفت: نه حتما مرده و به من نمی‌گید؟ من و پدرم هم هی می‌گفتیم نه خدا نکند. کم‌کم به قوچان نزدیک می‌شدیم که دیدیم بهترین وقت است که به مادرم بگوییم. داغ برادر سخت است مگر می‌شود گفت. کم کم به فاروج نزدیک می‌شدیم، وقتی که رسیدیم چند نفر توی حیاط، چند نفر توی خانه، مات و مبهوت خیره به زمین بودند؛ مادرم تا رسید خاله‌هایم را بغل کرد و زد زیر گریه. گفتند: آروم هنوز به مادر نگفتیم.

ساعت 2 شب بود، مگر کسی خوابش می‌برد. همه از خوبی‌هایش می‌گفتند. حرف‌هایی که اخیرا زده بود، می‌گفتند داشته توی آزاد راه می‌رفته که ناگهان به یک تریلی ایستاده با چراغ‌های خاموش برخورد کرده است. ظاهرا تریلی خراب شده بود، فردای آن روز به پزشکی قانونی و بیمارستان و بعدش به غسالخانه رفتیم. هرکس به درون غسالخانه می‌رفت و می‌آمد دلش خون بود. من که دلش را نداشتم داخل بروم ولی می‌گفتند چانه و قفسه سینه‌اش خرد شده بود. بعد از غسالخانه هنگام خاکسپاری باورم نمی‌شد که به این آسانی آدم‌ها می‌میرند. از بین‌ ما می‌روند. الان هم زن دایی‌ام مانده با دو پسر که پسر بزرگتر11سالش است و یک دختر که شیرخواره است. خدا به آن بچه‌ها صبر بدهد و به دادشان برسد. چقدر خوب است که همیشه به یاد مرگ باشیم. روحش شاد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
تاسف بر انگیز بود..متاسفم منم تک تک این لحضات رو مشاهده کردم فقط فرقش اینه که من تو اتاق وداع هم رفتم و اولین نفر بالای سر قبر وایساده بودم خیلی دردناک بود... به نظر من ادمی که میخواد گناهی انجام نده باید هر2هفته یه بار بیاد قبرستون و دفن شدن یکی رو ببینه....تسلیت میگم روحشون شاد
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون
faride
faride
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
واااااااااااااااای خدا....ان شاا... که خدا به خانومشون و خانوادتون صبر بده...تسلیت میگم:(
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
خیلی سخته واسه خونواده شون ، خدا بهشون صبر بده، تسلیت میگم بهتون
سلما
سلما
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
وااااااااااااااي چه غمناك ...خدا بيامرزتشون .به شمام صبر بده ..از رگ گردن به ادم نزديكتره مرگ ... و اينكه هميشه اين طور بي احتياطي ها باعث جان آدمها ميشه ..اي كاش اون راننده تريلي يه علامت خطري چيزي پشت ماشينش ميزاشت
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خدا اموات شما رو هم بیامرزه. ممنون
فائزه
فائزه
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
خدا صبر بده به خانوادشون....خیلی سخته...روحشون شاد
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
خیلی سخته.........خیلی......من همیشه از خدا می خوام مرگ به موقع به من و خانواده ام بده..................خدا رحمتشون کنه...............این روزا که زیاد تو قبرستون میرم می بینم بیشتر مرده ها جوونن مثلا همین دیروز یه جوون 27 ساله...............خدا به بازمانده هاشون صبر بده...............
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
خدا رحمتشون کنه...انا للالله و انا الیه لاجعون(فکرکنم درست نوشتم نه؟؟)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خخخخ!نه! آخه تو اين وضعيت و جو سنگين و غمناك فضا موقع شوخيه؟نه اخه موقع شوخيه عايا؟
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خانوم ف گ درست نوشتن/ ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
متاسفم :(
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
چه بی عدالتیه سختیه که به خاطر عدم احتیاطه یکی دیگه، باید یکی دیگه از بین بره...
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
واقعا هم:|
m_varasteh
m_varasteh
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
فقط میشه گفت خدا بهشون صبر بده. من 11 سالم بود که ساعت 5ونیم صبح از خواب بیدار شدم و متوجه شدم دیگه پدرم از خواب بیدار نمیشه واقعا سخته مخصوصا برا بچه ها.تسلیت.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
پس مثل منيد! اي بابا
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خدا به شما و علی عزیزمون صبر بده ..خدا بیامرزتشون
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
روحش شاد
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
سلام. خیلی متاسفم. انالله و انا الیه راجعون.... خدا به بازماندگان صبر جمیل بده
MILAD
MILAD
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
خدا بهتون صبر بده، ایشالله غم اخرتون باشه.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
آرش جان سخته خيلي سخته! خدا به همتون صبر بده
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
دنیای غریبی است،یک روز از خواب بر می خیزی و میبینی از او، تنها چشمانی به جا مانده که قرار است، تا اخر عمر ، اسیر قاب باشند...
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خدا بیامرزشون -__-
s_sali
s_sali
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
تسلیت.
sali
sali
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
مرگ، مادر مهربانی است که بچه ی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش میکند و می خواباند. صادق هدایت . امیدوارم خدا بهتون صبر بده
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خدا رحمتش کنه یاد دایی خودم افتادم.همه میرن سر زندگیشون زنداییتون مونده و ی دنیا مشکلات..پسر دایی من 9 سللشه و دختر داییم 3 ساله ما حتی نتونستیم ببینیمش.4 صب به قلبش فشار اومد و ..........تمام 12 ظهر دفن شد.هیچ کس باور نداشت ته تغاری خانواده بره ولی خب... بابا بزرگم توی خواب ازش خواسته بود یکی از قبر های که کنار قبر خودش کنده شده بود انتخاب کنه اونم گفته هر کدوم شما بگیدپدربزرگمم قبر کنار خودشو براش انتخاب کرد.
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خدا دایی شما رو هم بیامرزه ... حالا زندایی جوونمون مونده و 3تا بچه و شاید هزار تا حرف
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
تو این تصادف افسر کروکی مقصر پنجاه پنجاه زده بود...یعنی نصف دیه به خانوادش داده بشه ...بعد دو سه روز راننده تریلی رفته بود اعتراض کرده بود که من مقصر نیستم چرا پنجاه پنجاه زدید؟؟؟ قاضی هم گفته بود یک نفر مرده تو به فکر بیمه تی که از کپناش کنده نشه و تخفیف بیمه ت از بین نره؟؟؟
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
از همه بابت تسلیت ممنونم
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خدایش رحمت کناد!!!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
وای آقای قلی زاده!خدا بیامرزتشون.ایشالا غم آخرتون باشه از طرف من به مادر بگین صبور باشن......واقعا داغ سختیه.........!خدا رحمتشون کنه.
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
ممنونم... خدا اموات شما رو هم بیامرزه
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
اره این چند وقت طفلی مادرم خیلی بی تابی می کنه ... هروقت تنها میشه صدای گریه های ارومش رو حس می کنم ... مرد تحملش بیشتره و شاید زودتر قبول کنه ولی زن نه
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
من زنم میفهمم چی میکشن مادرتون..........واسه مردا زودتر عادی میشه تا یک زن..........
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
آقای قلی زاده واقعا ناراحت شدم خدا صبرتون بده جمله به جمله ی شما رو من تاثیر داشت....................
admincheh
admincheh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
یاد فوت دائیم افتادم ساعت 5 صبح :(خدا رفتگان رو قرین رحمت کنه و بازماندگان رو صبری زیاد ..
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
منم چند وقت پیش تو تخته بودم که زنگ زدن واسه پدربزرگم:(((((((( :((((((((((((((((((((((((((((((((((.خدا رحمت کنه دایتونو...
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
پدربزرگ هم سخته ولی داغ جوون ادمو می سوزونه.. خدا بیامرزتشون
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
تسلیت میگم،غم اخرتون باشه
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
تسلیت میگم.......مخصوصا واسه بچه هاش متاسفم.....ما هم یکی از اقوام دورمون ک فوت کرد بچه ی ی سالش اصن نمیدونس چ خبره تو مراسم داش با بچه های دیگ بازی میکرد
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
تسلیت میگم...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
سلام: به جنابعالی و خانوادۀ محترم تسلیت عرض میکنم.
ati
ati
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
من چندبارتجربه کردم مرگ پدربزرگها و مادربزرگم..خیلی سخته...اما چندروز بعد بازیادمون می ره
Narjes_khatoon
Narjes_khatoon
٩٣/١٠/٢٣
٠
٠
خدا رحمتشون کنه.....تسلیت میگم...
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
ممنون
محمدرضا هاشمی
محمدرضا هاشمی
٩٣/١٢/٠٢
٠
٠
عرض تسلیت بنده را نیز پذیرا باشید، یه کمی دیر اومدم ولی طلب مغفرت دیر و زود نمی فهمه، خدایش رحمت کند و بقای عمر شما باشد!
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون خدا اموات شما رو هم بیامرزه
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦