تا می توانی سوتی بده!
طنز

تا می توانی سوتی بده!

نویسنده : همتا

هر چند بحث سوتی بسیار تکراری شده ولی حیفم آمد شما را از خواندن جدید‌ترین سوتی‌های جمعی از اطرافیان محروم کنم:

1- دایه داغتر از مادر: دایه مهربان‌تراز مادر+ کاسه داغ‌تر ازآش!

2-زکی خیال باطل : منظورش زهی بوده!

3- پته‌هاش نقش بر آب شد!!!

4- منشی : نیمه چندم تابستون بود؟

    بنده: نیمه وسط! 

    منشی:جان؟ نیمه وسط؟!

5- پگش : پشه + مگس

6- این لیلی همون لیلیه که حضرت یوسف را دوست داشت؟!

7- آه در بساط نداریم که با ناله سودا کنیم!

8- پاتو تو گلیم بقیه نکن! (عیب نداره یارو عصبانی بوده لابد!)

9- دو تا سوال حل کنم کلاهم را می‌ندازم پس معرکه!

10- برو نیگاکن ببین چهارشنبه سوری چند شنبه میشه؟

11-دمت درد نکنه

12- سه و نیم خدا خیرشو ببینی!

13- زیر بار درسا خمر کم کردم! ( معلومه واقعا درسا فشار آوردن!)

14- برو خدا رو رحم کن!

15- یارو قرآن رو با3 زبون ِعربی میخوند (مگه چن تا عربی داریم؟!)

16- بچه ها فاتحه پاهام در اومد! (تلفیقی از فاتحه پاهام خونده شد و پدر پاهام در اومد! مثل اینکه خیلی پاهاش درد می‌کرده!)

و در انتها : خودتو لوس نکن + میزنم لهت میکنم = خودتو له نکن!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_sabouri
s_sabouri
٩١/١٠/١٥
١
٠
اوووول شدم !!! باحال بود دمت درد نکنه !
Rahil.m.k
Rahil.m.k
٩١/١٠/١٥
١
٠
باحال بود.منم تادلت بخواد ازینا شنیدم!
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/١٥
٠
٠
ممنون همتا جان ولی طنز خیلی جالبی نبود تکراری بود ... بازم دستت مرسی.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/١٥
٣
٠
طولانی بود نخوندم
maryam
maryam
٩١/١١/٠٦
٠
٠
تنبل ولي جالب بود از دستت در رفت.
e_madhfarimani
e_madhfarimani
٩١/١٠/١٥
٢
٠
غلط خوردم(تلفیقی از غلط کردم و گ...خوردم):)))))
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/١٥
١
٠
جالب بود .. عالق و باقل: یعنی عاقل و بالغ.... یارو میگه میشه بابات رو صدا کنی پشت تلفن بهش میگی خیلی ممنون شما خوبید؟ حداقل گوش کن ببین طرف چی میگه بعد جواب بده.. سر کلاس به جای استاد میگی حاجاقاه... میری دکتر به دکتر میگی استاد... میر پیش حاجی به حاجی میگی استاد... خدا دوای درد سوتی رو هم هر چه زودتر بده...
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/١٥
١
٠
دمت درد نکنه خَعلی باحال بود!!! :))))
saina
saina
٩١/١٠/١٥
١
١
به قول سهراب تا شقایق هست زندگی باید کرد
maral73
maral73
٩١/١٠/١٥
١
٠
عاااااااااااالی بود!!!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٥
١
٠
با مزه بود مرسی
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٥
٠
٠
تکراری بود اما بازم جالب بود مرسی
parisa
parisa
٩١/١٠/١٥
٠
٠
یکم جالب بود....مرسی....
مجید
مجید
٩١/١٠/١٦
٠
١
مسخرههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/١٦
٧
٣
اونایی ک از درس عربی دوره راهنمایی متنفرن لایک کنن و دستا بالا اولیشم من زدم ماشین دبیر عربی رو ب قول مشدی ها پنچل کردم
parisa
parisa
٩١/١٠/١٦
١
٠
عربی راهنمایی که مزخرف بود..... تو اگه عربی مارو بخونی پس چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سکته رو شاخه........
hamta
hamta
٩١/١٠/١٧
١
٠
عربی که خیلیییییییییی شیرین بوووووووود! من عااااااشق عربی ام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بهله!!!!
maryam
maryam
٩١/١١/٠٦
٠
٠
من عربي رو دوست داشتم.
ارمان
ارمان
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
عربی راهنمایی که خوبه کههههههههههههههههههه
maryam
maryam
٩١/١١/٠٦
٠
٠
فائز كووووووووووووووووووووووووووووفت:))))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات