دوتا چغک عاشق
داستان پرنده ماده و همسرش

دوتا چغک عاشق

نویسنده : mahshid2

واقعا چه غم انگیز

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش است

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

 

لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

 
 
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/١٥
٣
٠
به این میگن یک عشق واقعی...کاش ما آدما هم یاد بگیریم...!
H.K.T
H.K.T
٩١/١٠/١٥
١
٤
و می رود سراغ همسر بعدی ...! جالب بود ...!
bye
bye
٩١/١٠/١٥
٥
٠
به قدرت خدا پی میبریم که چگونه حتی در دل دوتا پرنده عشق دمیده است ! ! انسان که جای خود دارد ! مرسی مهی جون
محمد امین کیانی
محمد امین کیانی
٩١/١٠/٢٨
٠
٠
خیلی خیلی ممنون از مطالب قشنگی که گذاشتین وفرهنگ لغتی که خیلی کارم را راه انداخت
parisa
parisa
٩١/١٠/١٥
١
٠
وای................. چه عشقولانه..............!!!!
maryam
maryam
٩١/١٠/١٦
٢
٠
منكه اشك تو چشام جمع شد كاش همه ي عشق ها اينقد بي ريا باشه.
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/١٦
١
٠
وای مهی جون تحت تاثیر قرار گرفتم.آه........تشکر
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٧
١
٠
ممنون از نظرات
mojgan_akhlaqi
mojgan_akhlaqi
٩١/١٠/١٨
١
٠
خیلی غم انگیزه :(
madmazel
madmazel
٩١/١٠/١٨
١
١
بیچاره ناکام از دنیا رفت...........................................ممنون از مطلبت
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٢١
١
٠
خواهش!
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات