بر انسان بنا نکن
شاعرانه‌های یک گریزان از آدم‌ها

بر انسان بنا نکن

نویسنده : اشکمهر آتشروان

بر مردم بنا نکن،

بر زنان جوان،

بر زنان پير،

بر مردان جوان،

بر مردان پير،

بر ميانسالان،

بر هيچ کدام از آن‌ها،

بر مردم بنا نکن.

بهتر که

بر شن بنا کنی،

بر زباله دانی بنا کنی،

بر چاهک دستشوئی بنا کنی،

بر گورستان بنا کنی،

حتا بر آب بنا کنی،

ولی بر مردم بنا نکن.

بر سر آن‌ها شرط بندی نکن،

که بدترين شرط بندی‌هاست.

جايی ديگر بنايش کن،

هر جای ديگر،

هر جايی

جز بر مردم،

توده‌های بی‌عقل و بی‌احساس

آلوده كننده‌های

روزها،

شب‌ها،

روستاها، شهرها، ملت‌ها،

زمين،

جو زمين،

آلوده كننده‌های

نور،

آلوده كننده‌های

تمام بخت‌ها،

آلوده كننده‌ها،

ديروز،

امروز،

فردا.

در قياس با مردم

هر چيز ارزشش را دارد

که بيابی و بر آن بنا کنی.

هر چيز جز بر انسان‌ها!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
:) ! دیه اسم اینو شعر نزارین !
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
در اصل اسم مطلب رو من چیزه دیگه ای گذاشته بودم (ادمین تغییر داده)
هاچم من
هاچم من
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
چی گذاشته بودین؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
در قياس با مردم هر چيز ارزشش را دارد
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
:| هاع ؟؟!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
شما خودشو ناراحت نکن!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
اینو واسه کدوم قبیله ای سرودین؟آیا من درست فهمیدم؟؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
همه قبیله ها...
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
جدی پرسیدم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
منم جدی گفتم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
او...................:))))))) فقط نمیشه اسمشو شعر گذاست............اما مفهومی بودش......بعد چه کاری را دقیقا بر روی انسان ها بنا نکنیم؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
هیچ کاری!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/١٥
٠
٠
لایک.............(اصلا توضیح که دادین از درون تخریب شدم)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
سلام:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
سلام بر شما (:
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
سلام: می بخور،منبر بسوزان،مردم آزاری مکن..از این منظر که برای پیشرفت خود پارابرشانۀ دیگران گذاشتن وآنان را آزردن نگاه کنیم.کاملا درست است.متشکرم
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
جذاب بود......ممنون
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
شعر نو مثل اینه که یه قسمتایی از یه متن ادبی رو پاک کنی و تبدیل به شعرش کنی ! صد البته طرفدار خاص خودشو داره . مرسی اشکمهر جان
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
تو این دنیا همه چیز به هم ربط داره ,اگه روی حباب هم چیزی رو بنا کنی یه سرش ختم میشه به موجودی به نام ادمیزاد ,پس شاید بهتر باشه که حقیقت ها رو ببینیم ,حقیقت هر چیزی رو ,خاصیت انسانهاست دیگه ,پیچیده بودن رو می گم !گریزان بودن از ادمها ساده ترین راه پیش روست ,فکر کنم باید با این معادله های چند مجهولی روبه رو شد !
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
جالب گفته بودید اعتقادتونو هر چند تلق فکری برای شیرازه ی این شعر سراغ ندارم در افکارم :)ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
به نظرم جمع بستن همیشه خوب نیست، می شود بعضی وقتها هم درست اعتماد کرد
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
منم با مستر علیرضا موافقم
blue girl
blue girl
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
جالبه دیدگاهتون!بر مردم بنا نکن!
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
(: سپاس از توجهتون ولی زدگی همینه دیگه!((:
samira_h
samira_h
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
قشنگ بود
هاچم من
هاچم من
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
فکر کنم یعنی کلا رو آدما حساب باز نکن
گیسو
گیسو
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
شاعرانه تون که خیلی نگاه سرد و خشمناکی داشت به ادما
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
اسمش رو نمیشه شعر گذاشت...بیشتر شبیه یک متن شاعرانه ی ترجمه شده هستش و این زیاد جالب نیست به نظرم...واژه ها خیلی خشک و رسمی بودن و درکل می تونست خیلی بهتر از این باشه متنتون...در هرصورت ممنون.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
سلام
جز بر من
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٥
٠
٠
جالب بود ..ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات