حس آهو شدن
چند خطی از سه روز اعتکاف من

حس آهو شدن

نویسنده : محدثه عارفی

به نام خدایی که ما را نیافرید مگر برای پرستش و هدف خلقت ما را بندگی قرار داد.

اعتکاف در لغت به معنای گوشه نشینی برای عبادت است و آن چه باید انجام دهیم سه روز –حداقل- خلوت و انس با خدای مهربان در خانه خود او –مسجد- است. همراه با کسانی که چون تو قصد خلوت با خدای انسان و جن را دارند و جز برای ضرورت از خانه خدا حق خروج نداری و حسی که می‌فهمی حقیقتا معنای این جمله است که عالم محضر خداست و بعد از خروج از اعتکاف به هر سو بنگری خدا و در هر جا پا بگذاری مسجد می‌بینی‌اش .

سه روز تضرع، ناله از گناهان و غفلت خویش، نگاه به درون، تفکر و عشق ورزیدن به خداوند و درخواست بندگی، لذت عبادت را به انسان غافل و غرق شده در دریای غفلت خویش می‌چشاند و او را فارغ از دنیای مادی به آن چه در عالم روح و جان می‌گذرد واقف می‌گرداند.

و اما از حق نگذریم گوشه‌نشینی و انس با خدا در محضر عالم آل محمد (صلی الله علیه و اله وسلم) حس آهوی پناهنده را در تو ایجاد می‌کند و واقعا احساس می‌کنی زمین زیر پای تو زمین دیگری است و فرشتگان بال گسترده‌اند و تو پا بر بال فرشتگان می‌نهی. در این سه روز خوب می‌فهمی که چرا می‌گویند مشهد الرضا(ع) قطعه‌ای از بهشت است و او آن چنان نمک گیرت می‌کند که حس خاص عبودیت در تو بیدار می‌‌شود و مودت اهل بیت در تو بیداد خواهد کرد.

حتی اگر معرفتت پایین هم باشد در این سه روز ایمان خواهی آورد، چرا که این حسی که تو داری به معجزه شبیه‌تر است تا احساس یک موجود زنده و تو هرگز قبلا این حس را تجربه نکرده‌ای و اما آن گاه که قصد خروج داری دیگر نمی‌گویی: این مکان حرم است و امام رضا (ع)بار دیگر مرا بطلب، بلکه با بند بند وجودت فریاد می‌کنی: آقا توفیقم ده تا در همه عالم که محضر خداست و حرم شما، احساس حضورتان را در قلب خویش داشته باشم و لذت بندگی خداوند را از دست ندهم که بدا به حال من آن روز که از شما و خداوند رها گردم.

و اما این واژه‌ها تنها بیانی خام و نارسا دارند و چگونه می‌توان حس آهوی پناهنده به علی بن موسی الرضا(ع) را درک کرد، حال آن‌که این تنها حسی است که باید در تو جاری گردد و لا غیر. پس اگر این واژه‌ها عمق کلام را نمی‌رسانند اشکال از اصل سخن است که قدرت بیان عشق و مودت را ندارد و این چیزی است که باید احساس شود.

حافظ ار جور تو حاشا که بگرداند روی / من از آن روز که در بند توام آزادم

================

پ.ن: کبوترهای حرم این چند روز حسابی در چشمم بودند. بدون ترس از من و ما می‌نشستند لب حوض و آب می‌خوردند، انگار به قدرت برتری تکیه داده بودند که وجود ما ترس در آن‌ها نمی‌انگیخت.

خوشا به حال کبوتران حرم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faride
faride
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
و باز هم دلمان هوایی شد دوباره...هــــی سه روز کنار امام رضا چقد خوب بود:(
faride
faride
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
عه شما خانمی که...کدوم شبستان بودی؟
هاچم من!
هاچم من!
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
شبستان یعنی کجا؟
faride
faride
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
ببین مسجد گوهرشاد از چندتا شبستانو یه صحن تشکیل شده...واسه اعتکاف همه تو شبستانا بودن...حساب کن مسجدو چند قسمت کرده باشن به هر قسمتش میگن شبستان...که هر کدوم یه اسمی داره...نهاوندی...علوی...
هاچم من!
هاچم من!
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
گرفتم سپاس :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
خلوص در نوشته پیدا بود. عبادات قبول :)
faride
faride
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
هاچ تو کجایییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟@________________@
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
مو اینجییوم! :دی
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
هر جا هاچ نظر میذاره فریده زیرش نظر میزاره..شما رو من از این به بعد تعقیب میکنم :دی
faride
faride
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
فقط نگران زنبورمون شدم...چند روز بی عسل بودیم!خخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
خوش به حالتون ..ممنون
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
انگار به قدرت برتری تکیه داده بودند که وجود ما ترس در آن‌ها نمی‌انگیخت. خوشا به حال کبوتران حرم./ خوش به حالتون..و عباداتتون مقبول درگاه حق :)
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
خیلی هم عالی................ممنون
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
خوش به سعادتتون.....
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/١٢
١
٠
ايشاا... نصيب ماهم بشه.... مرسي
m-arefi
m-arefi
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
دوستان عزییزم قصدم بیش تر یه جور اشنایی با این فرهنگ و حرکت قشنگ دینی بود .من خودم قبل این که برم اصلا فکر نمی کردم تا این حد تاثیر داشته باشه!!! و البته مطمءنم عبادت خیلی از شما عزیزان بیش تر از من بالا رفته.مهم دل انسانه.:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
سلام:السلام علیک یا شمس الشمس یا علی ابن موسی الرضا.متشکرم
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
بح بح اعتكاف!!خوشبحالتون!! منم از دوم دبستان هرسال ميرفتم تا اينكه امتحانات خردادمون خورد به ايام ولادت حضرت علي(ع) ديگه نتونستم برم!!خوشبحالتون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
ای حرمت مرجع درماندگان/ دور مران از در و راهم بده... وقتی مطلبتون رو خوندم احساس کردم چقدر من از این حس و حال زیبا و معنوی دور شدم و درگیر روزمره های خودم شدم. موضوع خیلی زیبایی رو روایت کرده بودین. عالی بود. من اعتکاف رو تجربه نکردم اما بعد از خوندن این مطلب بسیار مشتاق شدم.ممنون واسه این مطلب خوب...
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
اولش رو خوب شروع کردید ولی بعدش نتونسته بودید قوت متن رو حفظ کنید. گاهی باید جملات اضافی رو تا حد امکان کم کرد تا متن قوت اش حفظ بشه
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
هیچ نظری بیشتر از نقد شما خوش حالم نمی کرد.ممنون که نقدم کردید.سعی می کنم نقدتون را در مطالب بعدی لحاظ کنم.من به قدرت نقد برای پیشرفت ایمان دارم.:)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
چه قدر هم زیبا............ممنون.
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
حس اعتکاف به قلم نمیاد ! باید باشی و حس کنی . ممنون ..
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات