دلم هوس کباب کرده!
بعضی چیزها در سخن آسان است

دلم هوس کباب کرده!

نویسنده : a_rostami

روزى شهید محراب آیت الله مدنى به خادمش گفت: هوس کباب کرده‏‌ام، می‏توانى چلوکباب تهیه کنى؟ البته سعى کن از جایى بخرى که تمیز و غذایش خوشمزه و لذیذ باشد.

خادم می‏گوید: من که هیچ وقت ندیده بودم آقا غیر از نان و گوجه یا پنیر و چاى شیرین غذاى دیگرى بخورد؛ با شوق و عجله گفتم: الان آماده می‏کنم.

زود حرکت کردم تا آقا از تصمیم خود برنگردد. 

هنگام حرکت به من فرمود: موقع آمدن غذا را در چیزى بپیچ تا دیگران متوجه نشوند. 

گفتم: به چشم!

حرکت کردم؛ از رستورانى که آشنا بود، غذا تهیه کردم و با اشتیاق فراوان در حالى که آن را مخفى کرده بودم، به منزل برگشتم. سفره‌اى در اتاق آقا پهن کردم و غذا را روى سفره گذاشتم. 

عرض کردم: آقا! سفره آماده است؛ تا غذا سرد نشده بفرمایید.

فرمود: شما تشریف ببرید بیرون، بعد از نیم (یا یک) ساعت بیایید ظرف و سفره را جمع کنید.

زمان مقرر به اتاق برگشتم، اما با شگفتى و ناراحتى متوجه شدم آقا غذا را میل نکرده‌اند؛ پیش خود خیال کردم لابد چیزى در غذا دیده یا باب میلش نبوده که نخورده‏‌اند.

پرسیدم: غذا باب میل شما نبود؟! 

فرمود: غذا باب میل بود و هیچ مشکلى نداشت.

گفتم: پس چرا تناول نفرمودید؟

گفت: از اول هم بناى خوردن نداشتم !چند روزى بود این نَفس، هواى چلوکباب کرده بود؛ می‌خواستم او را ادب کنم و به او بفهمانم اگر بخواهم می‏توانم فراهم کنم، اما این کار را نمی‏کنم؛ خواستم غذا را جلوى چشم نـَفس قرار دهم، تا آن را ببیند و عطر آن را استشمام کند، وقتى به او ندادم، دیگر چنین هوسى نکند.

===============

پ.ن: من تا به حال چنین کاری نکردم؛ اما تصمیم دارم یک بار امتحان کنم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
a-mehrnaz
a-mehrnaz
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
سخته مقاومت :))) ول یخوب ادمای بزرگ همیشه کارای بزرگ میکنن دیگه !!!
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
اوه چه کار جالبی :) سخته ولی ولی اگه بخوایم میشه:)
amin20
amin20
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
عجب !! ایول دارن !!
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
خیلی سخته ها...............ممنون از مطلبتون............من یه مطلبی تو همین موردا درباره امام هم شنیده بودم...........
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
من که چیزی که دوس دارمو از خودم دریغ نمیکنم
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
حتی اگه اونو خدا منع کرده باوشه؟؟؟
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
بستگی داره که اون چیزو بد بدونم یا نه
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
الکی میگی...!!!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
;) لا الله… ..
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
مقاومت سخته چه در برابر كباب و چه در برابر خيلي از اشتباهات :) كو تا بتونيم اونقدي عزت نفس داشته باشيم .....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
سلام: خدارحمتشان فرماید.ممنون
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
اوووه كه ميتونه طاقت بياره!! من كباب جلوم باشه و نخورم ميميرم!! البته براي مسابقات غذاهاي خوب خوب ميديدمو نميتونستم بخورم چون بايد وزن كم ميكردم!! اينم خودش ي جور مبارزه با نفسه ديگه!!آفرين بر من
a_rostami
a_rostami
٩٣/٠٥/١٥
٠
٠
ممنون از نظر قشنگتون منتظر مطالب جذاب ما باشید...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات