شبیه یک رویا
سه روز در بهشت

شبیه یک رویا

نویسنده : f_tasnim

هیچ‌کس باورش نمی‌شود. اصلا ملموس نبود. شبیه رویا بود. حداقل شب ِاولش شبیه یک رویای شیرین دوست داشتنی بود.

مثل این بود که از سفری سخت و طاقت فرسا رسیده باشی به خانه یک آدم بزرگ. نه توشه‌ای برایت مانده باشد و نه نایی برای ادامه راه تا رسیدن به مقصد، میانه این راه اما خانه بزرگی برایت گشوده شود و میزبان با مهربانی بخواهد که چند روزی مهمانش شوی.

بگوید و بخواهد که بیایی چند روز آسوده در پیشش بمانی، قوا بگیری و توان تحلیل رفته روحت را دوباره به دست بگیری.

به خودت نگاه می‌کنی، من؟! این‌جا؟! خانه علی بن موسی الرضا علیه السلام؟ آن هم سه روز...

اختیاری بر چکیدن اشک نداری. «تو»ی خسته این مسیر، «تو»ی گنهکار، «تو»ی بی چیز که چیزی نداشتی که حتی این راه را هم به پایان بری، حالا شده‌ای میهمان کسی که همه‌اش لطف است و کرامت.

و این سعادت به خاطر خوبی تو نیست، به خاطر کار خوب تو نیست، که تو اصلا چیزی نداشتی. تو اصلا هیچ بودی و همه او بود.  همه‌اش بزرگی است و عظمت، همه‌اش مهربانی است و بخشش، همه‌اش رافت است.

***

این‌ها حال اولین روز اعتکاف من است. وقتی تکیه‌ام را داده بودم به شبستان ِعلوی ِصحن گوهرشادش و تند تند روی کاغذ می‌نوشتم این همه مهربانی‌اش را...

وقتی مبهوت این لطف بزرگ فقط می‌توانستم شکرش کنم، که این‌قدر خوب است و خوبی‌اش انتهایی ندارد. دلم می‌خواهد با تمام تفاخر به تمام عالم از سه روزی بگویم که همه لحظه‌هایش حلاوت بهشت را زیرکامم تازه می‌کرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
حال خوب آن روزها را نمی شود نوشت، به وصف نمی آیند .چیزی مثل این که اگر به کلمه محصورشان کنی ،قصور کرده ای به واج هایش..
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
همین چندخط هم شاید خط خطی ناشیانه ای باشد ...
سلما
سلما
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
خيلي حس خوبيه ...منم يك سال حرم اعتكاف رفتم چندين و چند سال پيش...چه حس خوبي بود از خواب بيدار ميشدي و ميدي تو حريم حرم رضايي (ع) تازه خواستگارم واسمون پيدا شد همونجا خخخخخخخخخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
:))
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
قبول باشه
t_gh
t_gh
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
قبول باشه.ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
قبول باشه ..ممنون
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
سلام: زیارت قبول.ممنون
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
اعتکاف خیلی خوبه......خوشا به حالتون............ممنون
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
دلم هوایی شد...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
خوش به حال شما و تمام کسانی که قدر فرصت ها رو می دونند ...
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
کاش بدونیم...
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠