یه توپ بنداز، یک تلویزیون ببر
گزارش جیمی ها از برخی مشاغل کاذب!

یه توپ بنداز، یک تلویزیون ببر

نویسنده : سایت جیم

این هفته امیر سعید صبا و وحید تفریحی برای انجام یک مسابقه به کوهستان پارک رفته‌اند و از قضا تعدادی عکس برای جیمی ها گرفته‌اند. طبق شنیده‌ها آن‌ها می خواستند برای رو کم کنی یکدیگر در نترسیدن از وسایل هیجان انگیز کوهستان پارک، نفری نیم ساعت سوار «سالتو» شوند. البته باز طبق همان شنیده‌ها هر دویشان از این کار ترسیده و تصمیم گرفته اند، سوار «رنجر» شوند. باز هم ترس پاهای هر دو را لرزانده و از سوار شدن بازداشته است. در نهایت این دو تصمیم گرفتند روی یکدیگر را «ترافیک کودک» کم کنند. البته برنده این مسابقه نزد ما محفوظ است و در صورتی که آن‌ها بخواهند سایت جیم را اذیت کنند ما مدارک را از جیب‌مان خارج می‌کنیم و روی سایت قرار می‌دهیم.

همچنین لازم است به اطلاع شما جیمی ها برسانیم که این دو نفر، به سراغ برخی مشاغل کاذب هم رفته‌اند و با جماعت فراوانی نیز گپ زده‌اند که گزارشش را فردا در جیم خواهید خواند. در زیر تعدادی از عکس های این دو نویسنده جیم را برایتان آورده‌ایم. حالش را ببرید!

 

 

 

 

 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_mohammadi
A_mohammadi
٩١/٠٧/٢٠
٠
٠
آخه جیمی مگه عکس قطی بود؟!یه عکس ازخودتون می ذاشتین بهترنبود؟!!
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/٠٧/٢٠
١
٠
(یک نفس بخونید!) به خاطر میخی ٫ نعلی افتاد! به خاطر نعلی ٫ اسبی افتاد! به خاطر اسبی ٫ سواری افتاد! به خاطر سواری ٫ جنگی شکست خورد! به خاطر شکستی ٫ مملکتی ویران شد! همه اینا به خاطر کسی بود که از اول میخش رو محکم نکوبیده بود! ههههه! اگه از ابتدا ارگان نظارت بر مشاغل کاذب ( واقعا داریم یه همچین جایی رو! نه! داریم واقعااااااااا!) جلوی این مدل درآمد زایی را میگرفت ٫ کار به اینجا نمیکشید! حالام تا اساس این درآمد زایی نا معقول برچیده شه ٫ مملکت ویروون میشه!
v_tafrihi
v_tafrihi
٩١/٠٨/١١
٠
٠
مشکل اینجاست که اصلا میخی نیست که محکم کوبیده شده باشه یا نه . احتمالا باید به پیشنهاد شما و البته به اتفاق بر و بچ ، ارگان نظارت بر مشاغل کاذبو راه اندازی کنیم !! از همین الان آماده حذف مشاغل کاذب باشید !!!
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
چه عکسایی ........
پربازدیدتریـــن ها
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات