از احوال دلت برای‌مان بگو
جیمی‌ها از احساس‌شان در پایان ماه مبارک می‌گویند

از احوال دلت برای‌مان بگو

نویسنده : ایمان فروزان نیا

به همین زودی گذشت. ماه مبارک را می‌گویم. امروز اخرین روزی بود که روزه گرفتیم. روزهای آخر ماه مبارک حس و حال خاصی دارد. هر کسی در دلش با خودش نجوایی دارد. بعضی‌ها از تشنگی و گرسنگی و گرمای هوا می‌نالند و بعضی از پایان یافتن ماه مبارک خدا! بعضی‌ها خوشحالند و بعضی ناراحت که چرا در رحمت خدا دارد بسته می‌شود. 

دیدیم خالی از لطف نیست که این حس‌های ناب را به اشتراک بگذاریم. به همین خاطر با بعضی بچه‌های جیم که می‌شناسید و با حال و هوای آن‌ها آشنایی دارید؛ درست در آخرین روز ماه مبارک تماس گرفتیم و خواستیم این حس‌شان را برای ما بیان کنند و از حال و هوای دل‌شان برای ما بگویند. 

 

اعظم عامل نیک

من همیشه عقبم

من همیشه عقبم. یک جور کندی مادرزاد یا نمی‌دانم چیزی توی سرشتم است که باعث شده همیشه عقب باشم. من هول ندارم، به هول نمی‌افتم، عجله توی کارم نیست. نگران نیستم که جا بمانم، یک جور حکمت خنده داری توی خونم هست که می‌گوید کار دنیا تمامی ندارد، پس بی‌خیال، سبک خودت را حفظ کن.

من حریص نیستم. حرص نمی‌زنم. مثل راهبه‌های توی کارتون‌های قدیمی می‌دانم که نوبت ما هم می‌رسد، سهم ما هم محفوظ است. برای همین نشده دنبال اتوبوسی که راه افتاده بدوم یا بابت مفقود شدن سهم شیرینی‌ام گریه کنم. دروغ چرا قبل‌ترها برای عید و وقت تحویل سال استرس داشتم. روز اول پاییز همیشه دلم شور می‌زد اما کم کم این حس‌ها هم به مناسبت سن و حال و هوای روزگار از دست رفتند.

با این همه منِ آرامِ بدون دغدغه، یک نقطه ضعف دارم که اسمش ماه رمضان است. ماه رمضان پاشنه آشیل بی‌خیالی من است که مثل طوفان می‌آید و همه سبک شخصی مرا به هم می‌ریزد. همیشه با اندوه فراوان از او عقب می‌مانم و همیشه به سختی و به جد دنبالش دویده‌ام. پیش خودمان بماند وقت رفتنش هم برای از دست رفتن سهمم و دست‌های خالی گریسته‌ام.

 

حامد نادری راد

حالت قبض دارم!

این یادداشت از آن جنس یادداشت‌هایی است که آدم‌ باید توی رو دربایستی با رفیق‌‌اش بنویسد. درست در ساعاتی که بهترین ساعت‌های هر سال است، تو در بدترین لحظات معنوی خودت قرار داری! علمای اخلاق به این حالت می‌گویند «قبض»؛ یعنی گرفتگی، یعنی روحی که بعد از ماه مبارک جلا نخورده؛ یعنی آدمی که خیلی امیدوار نیست اوضاعش بعد از یک ماه روزه‌داری رو به راه شده باشد!

دل این‌طور آدم‌ها با شنیدن «الله اکبر» اذان مغرب، هری پایین می‌ریزد. فکر می‌کنند که خدایا نکند من همان «ملعونی» باشم که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) در موردشان صحبت کرده است. بعدش توی ذهن‌اش سریع حساب می‌کند، شوال، ذی القعده و ده روز بعدش می‌رسی به عرفه؛ یعنی دست کم باید 70 روز انتظار بکشی برای رسیدن به یکی دیگر از روزهای ناب خدا.

کاش حالم این‌قدر بد نبود!

 

مریم غلامزاده

حال دل...

خدا را صدها هزار بار شكر از آن جهت كه به ما توفيق داد تا بتوانيم كل ماه را حداقل تا ساعت يك، يك و نيم به عبادت بگذرانيم. البته خوب باقي‌اش را هم كه نمی‌دانم؛ چون خواب روزه دار عبادت است ولي در مورد بازي كردن روزه دار(خانه سازي و angry bird) زياد مطمئن نيستم

و باز هم خدا را بسيار بسيار شكر كه اگر اين ماه عزيز با وجود تمام گرسنگي و تشنگي و اضغاث‌هاي احلامش (خواب‌هاي پريشانش) چون ديدن آب طالبي با جداره خنك كه هر چه به او نزديك شوي، او دورتر شود يا يك حوض شربت خاكشير پر از يخ و زعفران و گلاب و يك كمي آبليمو، تمام شد اما عيد از راه رسيد و به قول شاعر صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت.

ولي خدايا، خودمانيم اين چه جور مهماني بود؟! هم گشنگي كشيديم هم تشنگي آخرش هم بايد كلي پول بدهيم!

 

سید مصطفی موسوی

افسوس که تمام شد

با خود که فکر می‌کنم، می‌بینم چند ساعت دیگر تا پایان این ضیافت پر برکت الهی بیشتر نمانده، انگار همین دیروز بود که در گرمای زیاد غم و غصه گرفتن روزه را داشتم. با این حال باز هم میهمانی و سحرهای خوب حرم امام رضا(ع)، جلسات قرآنش، شب‌های قدرش و تمام خوبی‌هایش رو به پایان است و حسرت می‌خورم که چرا بیشتر استفاده نکردم.

آیا در شب‌های قدر آمرزیده شده‌ایم یا باید منتظر روز عرفه باشیم...

راستش فقط چند روز اول خیلی برایم سخت گذشت، خدا را شکر که این محبت خداوند نصیب من شد و توانستم تمام روزه‌ها را بگیرم، حتی راز و نیاز سحرگاهی را نصیب من کرد ولی افسوس که تمام شد و دوست ندارم تمام شود.

از خداوند می‌خواهم این ماه رمضان، ماه رمضان آخر عمرم نباشد و این حال خوب را برای‌مان نگه دارد و توفیق خواندن قرآن و راز و نیاز سحرگاهی را در ماه‌های دیگر هم نصیب‌مان بفرماید.

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

 

اکرم انتصاری (پاییز)

دلم رفت...

حال و هوای این ماه غریب است، آن‌قدر که نمی‌دانی نگران رفتنش باشی یا شکرگزار آمدنش. پنجره همیشه لطفش به نور پاشیدن است، ماه رمضان پنجره است، درست مثل پنجره مشبک شبستان صحن گوهرشاد که دست از دامن آسمان کشیده و دل به آمدن خورشید داشت. دانه‌های تسبیحی است که دانه دانه روی هم افتاد و به آخر رسید. صفحات قرآنی است که به ختم رسیده‌اند و قنوتی صبحگاهی است در «اللهم اهل الکبریا... » 

امسال اما،  خودم را در دل گوشه‌های شبستان، لابه‌لای صفحات قرآن، خواهش دستان خالی‌ام، «امن یجیب»‌ها، جوشن کبیر شب هنگام دیروزها، نوای «بک یا الله»هایی که زیاد دور نشدند جا گذاشتم، مبارک بودن این ماه را امسال واژه به واژه با سرانگشتانم درک کردم. طوفانی که دلم را اسیر کرد و با خود برد، شاید کبریایی شود و دیگر به قفس‌ها دل نبندد، شاید در پیدایم پیداتر شود، پیدای ِپیدا..

 

سید امیر حسین مرتضوی (رئیس جمهور سایت)

جواب جفا را با وفا دادی

ماه مهمانی خدا هم به پایان رسید، ماه ریزش معرفت و بخشش؛ و حال در این ساعات آخر که سفره برکت در حال جمع شدن است، فکر می‌کنم به روز و شب‌هایی که گذشت، سحرهایی که فرصت گفت‌وگو و عرض دلدادگی و ارادت بود؛ و من چقدر سادگی کردم و از عشق بازی با یار جا ماندم.

خوشحالم که احیای شب‌های قدر را از دست ندادم، اما نمی‌دانم که آیا قدر این شب‌ها را هم دانستم؟ و آیا مهر استجابت در برگ تقدیرم خورد؟ به یاد می‌آورم تمام شب‌هایی که آخر دعای افتتاح در «اللهمَّ إِنّا نَشْكُو إِليك...غَيبةَ وَليِّنا وَ كَثْرةَ عَدُوّنا وَ قِلّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الفِتَنِ بِنَا» به درگاهت شکوه آوردم از برای نبودن مولای‌مان در یاری مردمی که سحر بمب می‌خورند و افطار موشک. رمضان امسال هم گذشت و من باز هم امید دارم به پروردگاری که جواب جفا را با وفا می‌دهد و مهربانی.

 

سیده نعیمه زینبی

دلم برای با تو بودن تنگ می‌شود

ساعت حدود 5 عصر است و من دلم یک شربت خنک خاکشیر با زعفران و گلاب با تکه‌های یخ می‌خواهد. دلم بستنی مغزدار طلاب می‌خواهد. هوس دو تکه پیراشکی با خمیر دست‌ساز و گوشت و قارچ و سیب‌زمینی کرده‌ام. دلم همه این‌ها را سه ساعت مانده به افطار در این آخرین روز ماه مبارک می‌خواهد ولی از طرفی هم نمی‌خواهم ماه مبارک تمام شود.

اصلا تمام بشود که چه؛ که من برگردم سر خانه اولم. بشوم همان آدمی که بودم. بخورم و بیاشامم و ککم هم نگزد که چه می‌کنم! ماه رمضان برود تا من با خیال راحت به دنیایم برسم. برود تا من هم آدم شدن یادم برود. برود تا سال بعد. من بمانم و دل مشغولی‌ها. من بمانم و بی‌صبری‌ها. من بمانم و گناهکاری‌ها.  او برود و سایه مهربانش را از سرم کم کند!

فکر این‌که ماه رمضان دارد تمام می‌شود، هوس همه آن‌چه را داشتم برایم تلخ کرد. همه این تشنگی و گرسنگی و هوای گرم و بی‌حالی  برایم آسان‌تر است از فکر رفتن یک دوست خوب!

حس و حال کسی را دارم که مهمانی عزیز دارد و آن مهمان کودکی شیطان دارد! دوست داری عزیزت کنارت باشد حتی اگر شلوغی‌های کودک دمار از روزگارت در بیاورد. گرسنگی و تشنگی  فرزند رمضان است. حتی با وجود آن‌ها  دلم نمی‌خواهد برود و خوبی‌هایش را با خود ببرد...

 خداحافظ ماه مهربان خدا، دلم برای با تو بودن تنگ می‌شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
چه حال و هواهای خوبی رو به اشتراک گذاشتین..:)..و خانم غلامزاده که تحت هرشرایطی قلم طنازی خودشونو حفظ میکنن که اصن عالی..:)...از همه ی نویسنده های عزیز ممنون...خیلی خوب بود...(:
tanha
tanha
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
با تشكر از همگي! عيد همه ي جيميون مبارك :) در ضمن قابل توجه جناب فروزان 'سيد'اميرحسين مرتضوي استم :|
sm-mousavi
sm-mousavi
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
مال هردومون رو درست کردم سید!:)
tanha
tanha
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
قربان دست پسرعموي خودومان :)
tanha
tanha
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
اون سوتي اي هم كه درباره آسمانه خانم دادن رو درستش كردي! راضيم ازت! خخخ
sm-mousavi
sm-mousavi
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
آره خودم درست کردم:دی
tanin
tanin
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
حیف این ماهم تموم شد :(جالب بود ممنون والبته سیده درسته
tanin
tanin
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
خوب ظاهرا درستش کردین
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
حال دلتون چقدر خوبه.........انشاالله حال دل همه ما خوب بشه.......مخصوصا مطلب آقای نادری و خانم عمل نیک رو دوست تر داشتم......ممنون
Raaahil
Raaahil
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
ممنون:) اشکمان را درآوردید...عید همتون مبارک:)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ آره مهمونی باحالیه تهش باید پول بدی .......
M_Ranjbar
M_Ranjbar
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
حیف که این ماه تمام شد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
سلام:کار خیلی جالبی بود.متشکرم.عیدرمضان آمدوماه رمضان رفت // صدشکرکه این آمدوصدحیف که آن رفت //
ghazale
ghazale
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
چقد همه شون قشنگ بود ! من یه چیزی ته دلم می زنه تو سرم میگه دیدی ماه رمضون تموم شد تو هنوز آدم نشدی ! :| ولی به دعای نماز عید فطر که فکر میکنم حالم خوب میشه خیلی قشنگه .. اللهم اهل الکبریا و العظمه ...
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
بله حیف که رمضان تمام شد.ولی راستش را بخواهید به همان اندازه که از رفتن رمضان ناراحتم از آمدن عید فطر خوشحالم :)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٧
١
٠
کاش یکی هم از ما میپرسید حال و هوامونو -______-
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
می گم خانم غلامزاده تو هر شرایطی از گفتار شما طنز می چکه ! انشاا... بعد 100 سال حتما یه لطیفه هم نثار فرشته مرگ می کنید ! حضرت ازرائیل خشکش می زنه :)!
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
به به ی مطلب متفاوتی بود برا خودش... ادم نمیدونه ناراحت باشه یا خوشحال :)(: ..ممنونیم
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
خانم عامل نیک : فوق العاده.خیلی عالی بود . واقعا مثه طوفان میاد و میره .... // آقای نادری : :( از این نظر هیچ وقت بهش نگاه نکرده بودم .... 70 روز دیگه :( // خانم غلامزاده : این طنزه همیشه هست :) // آقای موسوی : ایشالله ماه رمضون بعدی هم باشیم . بیت آخر هم ک اصن عالی . // پآییز : کاشکی منم بیشتر از اینا حسش میکردم :( // آقای مرتضوی (مستر تنها) : این حسیه که هر سال بعد از ماه رمضون سراغ منم میاد . نمیدونم چرا سال بعدش درست نمیشم بازم :/ // نعیمه ( آسمانه ) : هعییی واقعا . کاملا موافقم . خیلی عالی بود. // ممنون از همگی :) فوق العاده بودن :)
javad agha
javad agha
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
کار بس بسیار جالب بود دوس میداشتم :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
عالی بود ..ممنون ..عید همگی هم مبارک
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/٠٧
٠
١
خدایا! این همه روزه بگیریم، گشنگی بکشیم، آخرش هم پول بدیم تا قبول شه؟ آخه این چه مهمونی ای بود؟ عید فطر مبارک!
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٨
٠
٠
خیلی عالی بود ممنون
maede
maede
٩٣/٠٥/٠٨
١
٠
تلفن زنگ میزند،شماره را که نگاه میکنم خواهرم را صدا میکنم که فلان دوستش است،میگوید بگو نیست رفته بیرون!میگویم نمیشود دروغ بگویم،آخر روزه ام//در جمعی دوستانه نشسته ایم که یکی از دوستان شروع به گلایه از یکی از دوستانمان که در جمع نیست میکند،رفقا یکی پس از دیگری از او میخواهند که غیبت نکند و مسیر صحبت را عوض میکنیم//نمیشود اینطوری بیرون رفت که!آخر من روزه ام!شالش را جلو میکشد،آستین هایش را پایین...//اذان صبح را میگویند...نه خواب آلودیم نه خواب مانده ایم،5دقیقه بعد به نماز ایستاده ایم//و........روزهای ماه مبارک واقعن شیطان در غل و زنجیر است!حالا من به روزهای بعد که آزاد است و از هر طرف به ما حمله میکند فکر میکنم...خدایا ماه رمضان که میشود حالم خوب میشود کمکم کن حال خوب دلم را از دست ندهم.کمکم کن قول و قرارهایم از یادم نرود.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨