غم گریز تو ...
شعری برای تو که رفتی

غم گریز تو ...

نویسنده : REZA_ZDR

تو آن پرنده رنگین آسمان بودی

که از دیار غریب آمدی به لانه من

چو موج باد که در پرده حریر افتد

طنین بال تو پیچید در ترانه من

پرت ز نور گریزان صبح، گلگون بود

تنت حرارت خورشید و بوی باران داشت

نسیم بال تو، عطر گل ارمغانم کرد

که ره چو باد به گنجینه بهاران داشت

چو از تو مژده دیدار آفتاب شنید

دلم تپید و وعده رهایی داد

چراغی از پس نیزار آسمان رویید

که آشیان مرا رنگ روشنایی داد

تو را شناختم ای مرغ بیشه‌های غریب!

ولی چه سود که چون پرتویی گذر کردی

چه شد که دیر در این آشیان نپاییدی

چه شد که زود از این آسمان سفر کردی

به گاه رفتنت، ای میهمان بی غم من!

خموش ماندم و منقار زیر پر بردم

چو تاج کاج، طلایی شد از طلیعه صبح

پناه سوی درختان دورتر بردم

غم گریز تو نازم، که همچو شعله پاک

مرا در آتش سوزنده زیستن آموخت

ملال دوریت ای پر کشیده از دل من

به من طریقه تنها گریستن آموخت

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
زیبا بود . ممنون ../.
t_gh
t_gh
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
قشنگ بود ممنون
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
سلام تشکر.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
زیبا بود ممنون
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
مرسييييي :) خوشمل بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
سلام: خیلی زیبا وعالی بود.دست شما درد نکند.متشکرم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
مممنون..................ممونمنونمننومنم...........:)))))) اشتباه تایپی نبوده من اینجوری نوشتم.........
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
خیلی هم زیبا..........ممنون
blue girl
blue girl
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
بسیار زیبا!مرسی از شما!
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
خیلی هم عالی ... دستتون درد نکنه :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
سلام
متشكرم موفق باشيد
tanin
tanin
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
طنین بال تو پیچید در ترانه من.... این قسمتش عالی بود
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات