اشتون رفت
زنی که در حافظه تاریخی ما ماندگار شد

اشتون رفت

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

میخواهم از بانویی بگویم که ما ایرانی‌ها در چند سال اخیر صدها بار اسمش را شنیدیم، تصمیمات او و گروهش تاثیر زیادی روی زندگی اقتصادی ما گذاشت و دیروز رسما جایگزینش معرفی شد.

کاترین اشتون 20 مارس 1956 در لانکشایر بریتانیا با چشمی گریان متولد شد. اولین فردی از خانوادش بود که دانشگاه رفت. به عضویت حزب کارگر و مجلس عوام بریتانیا در آمد. در مقطعی در کمپین خلع سلاح هسته‌ای فعالیت می‌کرد و تا معاونت این سازمان هم پیش رفت. در زمان نخست وزیری تونی بلر معاون نخست وزیر بود. ورودش به اتحادیه اروپا ابتدا به عنوان کمیسر عالی در امور مهاجرت و بازرگانی بود اما زمانی برای ما شناخته شد که در سال 2009 به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا جانشین خاویر سولانو شد.

از آن سال ماراتن هسته‌ای ما با اشتون شروع شد. اول و دوم بهمن 1389 در استانبول، بعد از وقفه‌ای 15ماه، مذاکرات با اشتون در 26 فروردین 1391 ادامه پیدا کرد و طرفین راضی بودند. باز مذاکرات 30خرداد همان سال دوباره شروع شد. در ادامه اپیزود 1و2 الماتی بود. ژنو و وین هم چند اپیزد داشت.

هر چند با آمدن دولت جدید مذاکرات روند خیلی بهتری داشت، اما باز هم برای توافق نهایی 4 ماه تمدید شد. اما عمر مسئولیت اشتون دیگر رو به اتمام است.

ما از اشتون خاطرات زیادی داریم، از صحبت‌های آقای ولایتی در مناظره انتخابات به آقای جلیلی به خاطر نوع مذاکره‌اش. تا فتوشاپ عکسش در رسانه‌های‌مان. از سفرش به ایران و دیدارهایش، تا اینکه در 25 اسفند و سال روز بزرگداشت سلاح‌های شیمیایی که عده‌ای به خاطر اتفاقات سفرش عکسش را کنار عکس صدام قرار دادند. 

اشتون بدون شک منافع استعمار پیر و متحدانش که صهیونیستا هم جزوشان هستند برای خیلی مهم بود اما آدم خیلی بد و منفوری هم نبود. آرامش همیشگی‌اش و خنده‌های دیپلماتیک‌اش برای همیشه در ذهن ما می‌ماند. اگر جای اشتون یه ادم تندرو می‌بود که تفکرات جمهوری خواهان آمریکایی را می‌داشت، این روند مثبت اواخر پیش نمیامد.

جای اشتون وزیر امور خارجه ایتالیا می‌آید، انشاالله آدم معتدلی باشد که اگر اینطور باشد به امید خدا پرونده هسته‌ای ما حل می‌شود و اروپا هم این‌قدر راحت چشمش را روی ظلم به مردم دنیا نمی‌بندد.

اشتون هم چه خوب؛ چه بد؛ برای همیشه در حافظه تاریخیه ما ماندگار شد.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٠
٢
٢
آدم خوبی بود.....حجابش هم الحق تغییر کرده بود ها.....خخخ.............ممنون از شما
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
:دیییییییی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٠
٢
٠
حالا که اشتون رفت کی به من میگه قیمتا کی میاد پایین!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
آقا صالح خخخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
خخخخخ:دي
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
هعیییییییییی واقعا کی؟
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
بلی رفت....
Niva
Niva
٩٣/٠٦/١٠
١
١
چه بهتر که رفت.. همچین آش دهن سوزی هم نبود....
bablack313
bablack313
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
چه اشتون چه هرکسی دیگر... ما به مذاکرات خوش بین نیستیم.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
با وجود کشورهایی مثل آمریکا اصلا نمیشه خوش بین بود :|
همتا
همتا
٩٣/٠٦/١١
١
٠
:)
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٦/١٠
١
١
این بنده خدا 60 کیلو هم نیست بهش میگن هش تن! میبینین تا کجا اغراق میکنن.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
:خخخخخخخخخخخخخخ
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
خدا رحمت كنه :s
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
پس ایشونم رفتن !! هیییییییی
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
بعله همه مون میریم ، مایم میریم، اَنیدی ماری هم میره...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
صرفا یک شوخی بودآ
همتا
همتا
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
بازگشت همه به سوی اوست :دی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
انا ل.. و انا الیه راجعون!خخخ
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
حالا کی اومده جاش؟
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
میخاستیم برای جلیلی بگیریمش نشد ظریف و معرفی کردیم قبول نکرد همون بهتر که رفت
همتا
همتا
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
والله اعلم بذات الصدور! ^ـــــ^
admin
admin
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
البته هنوز در خدمت ایشون هستیم تا پایان مذاکرات هسته ای
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
سلام:خداکنه کسی که بجای او میاد دید مثبت تری نسبت ایران داشته باشه هرچندکه سیاست اروپائیان را دنبال میکنند.ممنون
علی شرقی از شمال
علی شرقی از شمال
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
سیاست اروپا و مخصوصا امریکا در قبال ابران ار پیش تعیین شده است و با عوض شدن یک فرد تغییری نمی کند........
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨