در کوی تو معروفم و از روی تو محروم / شعر
شعری از سعدی شیرازی

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده!

ای یار جفا کرده پیوند بریده!

این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند

افسانه مجنون ِ به لیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گل اندام

از خواب نباشد مگر انگشت گزیده

بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم

چون طفلِ دوان در پیِ گنجشکِ پریده

مرغ دل صاحب نظران صید نکردی

الا به کمان مهره ابروی خمیده

میلت به چه ماند؟ به خرامیدن طاووس

غمزه‌ت به نگه کردنِ آهویِ رمیده

گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز

ره نیست؛ تو پیرامُن من حلقه کشیده

با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد

رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده

روی تو مبیناد دگر دیده سعدی

گر دیده به کس باز کند روی تو دیده

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
زیبا بود دست شما و استاد سخن درد نکنه
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
خیلـــــــــــــی هم زیبـــــــــا (^_^) دست شما مرسی.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
انتخاب زیبایی داشتید..
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
سیار زبا بود::))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام: از انتخاب خوبتون سپاسگزارم.
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام و درود و تشکر از انتخابتون :))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سلام ... متشكرم موفق باشيد
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
افسانه‌ی مجنونِ به لیلی نرسیده...
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
سعدی جون عاشقتمممممممممممممممممممممم
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
عالی بود..
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
چقدر قشنگ.مرسی
z_banoo
z_banoo
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
قشنگ بود...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات