اتل متل یه بابا...
تقدیم به خانواده جانبازان

اتل متل یه بابا...

نویسنده : f_behzadfar

اتل متل یه بابا که اون قدیم قدیما، حسرتشو می‌خوردن، تمومیه بچه‌ها

اتل متل یه دختر، دردونه باباش بود، هر جا که بابا می‌رفت، دخترشم باهاش بود

اون عاشق باباش بود به گفته رفیقاش بابا چه مهربون بود

یه روز آفتابی بابا تنها گذاشتش، عازم جبهه ها شد دختر و جا گذاشتش

چه روزهای سختی بود، اون روزهای جدایی، چه سال‌های بدی بود ایام بی‌بابایی

چه لحظه سختی بود اون لحظه رفتنش ولی بدتر از اون بود، لحظه برگشتنش

هنوز یادم نرفته، نشون به اون نشونه، اون که خودش رفته بود، آوردنش به خونه

زهرا به اون سلام کرد، بابا فقط نگاش کرد، ادای احترام کرد، بابا فقط نگاش کرد

خاک کفش بابا رو سرمه تو چشاش کرد، هی بابا رو بغل کرد، بابا فقط نگاش کرد

اتل متل یه بابا، یه مرد بی‌ادعا، می‌خوان که زود بمیره، تموم خواستگارا

زهرا به فکر باباست، بابا به فکر زهرا، گاهی به فکر دیروز، گاهی تو فکر فردا

یه روز می‌گفت که خیلی، براش آرزو داره ولی حالا دخترش زیرش لگن میزاره

یه روز می‌گفت دوست دارم عروسیتو ببینم ولی حالا دخترش می‌گه به پات می‌شینم

غصه نخور بابا جون، اشکم ماله پیازه، بابا با چشماش می‌گه، خدا برات بسازه

هر شب وقتی بابا رو می‌خوابونه توی جاش، با کلی اندوه وغم میره سر کتاباش

حافظو برمی‌داره راه گلوش می‌گیره، قسم می‌ده حافظو خواجه بابا نمیره

دو چشمشو می‌بنده، خدا خدا می‌کنه، با آهی از ته دل، حافظو وا می‌کنه

فال و شاهد فال و به یک نظر می‌بینه، نمی‌خونه چرا که هرشب جواب همینه

دیشب که از خستگی گرسنه خوابیده بود، نیمه شب چه خواب قشنگی رو دیده بود

تو یک باغ پر از گل شقایق، میون رودی بزرگ، نشسته بود تو قایق

یه خورده اون طرف‌تر، میون دشت لاله، بابا سوار اسبه! مگه می‌شه، محاله!

بابا به آسمون رفت به پشت یک در رسید، با دستای مردونش حلقه در رو کوبید

وقتی بلند شد از خواب دید که وقت اذونه، عطر گل نرگسی پیچیده بود تو خونه

هی بابا رو صدا زد، بابا چشاش بسته بود، دیگه نگاش نمی‌کرد، بابا چقدر خسته بود

چند سالیه که دختر، زرنگ و ساعی شده، از اون وقتی که بابا قطع نخاعی شده

نشونه بیعته، پینه دسته زهرا، بهترین شفاعته نگاه گرم بابا

(ابوالفضل سپهر)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
سلام: فقط خدا میداند که چقدر دلم میخواد برای یک روزهم که شده یکی از روزهای جبهه تکرار بشه حتی به قیمت بقیه عمر.چراکه درآن دوران نفهمیدیم که چه گوهری را داریم از دست میدهیم.حالا هم خدمت به جانبازان افتخارش کمتر از جنگیدن آن زمان نیست.حیف آن ایامِ ربانی گذشت / آن زمان عشق طوفانی گذشت /کاش برمیگشت از نو سرنوشت / میشد آن ایام را از سرنوشت /از شما برای انتخاب این شعر صمیمانه سپاسگزارم.اشک چون باران سرازیر از دو چشم..........ممنونم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
سلام
من كه به هيچ عنوان نميخواهم يك روز آن دوران در خوابم تكرار شود. هرچه باشد جنگ بود و درست است كه يك نفر ميرود بهشت ، در مقابل چند نفر براي رسيدن به بهشت بايد جان به لب شوند. خانواده‌هاي شهدا و جانبازان بعد از جنگ خيلي خيلي سختي كشيده‌اند و مي‌كشند
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
سلام:استادمن جنگ را نگفتم.دوستان بی ریا و زندگی ساده بی تکبر وبی کینه منظورم بودوگرنه چه کسی جنگ را دوست دارد.همنشینی با انسانهای پاک آن زمان فکر نمیکنم دیگر تکرارشود.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
ممنون از شما
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٤
١
٠
اتل متل توتوله / بگو زندگی چجوره / قشنگه ؟ میچرخه ؟ / یا که چرخش میلنگه ؟ / اهل گریه ایی یا خنده ؟ / بازنده ای یا برنده ؟ / اصن مهم نیست ، خودت باش ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
سلام
استاد، شما چرا با اين حالتون!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
ممنون که اومدین
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٥
٠
٠
^____^
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
خیلی شعر قشنگی بود . بدجوری به دلم نشست مرسی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/١٤
١
٠
شعر از خودتونه؟؟ زيبا بود ولي هنوز هم همون مطلب قبليتون در صدر جدولمون هستش!!
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
تا آخر شعرو نخوندی؟!:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
ولی اینو بیشتر دوس دارم
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
قشنگ بود.ممنون
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میشود
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
خیلی زیبا بود............هیییییییی،ممنون
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
سپاس از شما ممنون
هاچم من
هاچم من
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
:(
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خوشت نیومد دوسم؟
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
زيباااااااااا مرسي....
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میشود عزیزم
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
زيباااااااااا مرسي....
tanin
tanin
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
ای بلا من میخواستم بنویسم
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خخخخخ سرعت عمل
همتا
همتا
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود... خیلی ...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
ممنون عزیزم
a-mehrnaz
a-mehrnaz
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
عــــــــــــــــــــــــــالی.واق5عا فرزندان این بزرگواران سختی های زیادی رو میکشن و وقتی کمی بهشون سهمیه و این چیزا میدن صدای همه درمی اید و ........اگه اینا نبودن ما الان ارامش و امنیت نداشتیم که درس بخونیم...بیایید کمی دقیق تر باشیم
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
اگه اونا نبودن ما هم الان نبودیم به شدت بهشون مدیونیم
میم
میم
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
دستتون درد و دستشون درد نکنه....شعر قشنگی بود.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میشود دست شما هم درد نکنه که اومدین
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/١٥
١
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم چرا تا آخر خودندم ولي اصلا اون اسمو نديدم ها!!وا يا خدا!!چشام از بين رفت
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
چشماتون سالمه
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میشودچشماتون سالمه دقت ندارین دقت کمتونو تقصیر چشماتون نندازین خخخ ممنون که اومدین
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/١٥
٠
٠
قشنگ بود .........ممنون
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میشود
مریم_ن_ر
مریم_ن_ر
٩٣/٠٥/١٥
٠
٠
اینقدر شعرت زیبا بود که دارم گریه میکنم. باغیرت تر و مردتر از شهدا و جانبازان عزیز کشورمون تو این دنیا نداریم.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
راستش اولین بار که خودمم خوندمش گریم گرفته بود ولی بقیه بهم خندیدن خخخ ممنون که وقت گذآشتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٥
٠
١
فوق العاده بود ... جز اون دسته از شعرایی بود که شدید به دلم نشست! یه تشکر خیلی خیلی ویژه
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میشود عزیزم ممنون از اینکه اومدی
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
آفرین من و بابایی: دلم که خسته میشه،از دنیا و آدماش/چشام پره اشک میشه،میگم بابام بودای کاش/من میشدم دخترش،می چرخیدم روسرش/مثل همه دخترا ناز می کردم من براش/بابارومن ندیدم،حتی تو خواب ورویا/مامان برام حرف زده،ازخودش و از کاراش/الان ی خانوم شدم،همون دختر بابا/تودلم مونده یکبار بپرم توی حرفاش.... تقدیم به شما،اگه بده شرمنده الان گفتمش
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
سپاس فراوون:))عالی بود^ـ^ممنون که به مطلبام سرزدین:))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨