گاهی فراموشی مهربان می‌شود
درباره این مرموزترین، ثابت‌ترین، متغییرترین و اعصاب خوردکن‌ترین صفت دنیا

گاهی فراموشی مهربان می‌شود

نویسنده : سحر نیکو عقیده

فراموشی مرموزترین، ثابت‌ترین، متغییرترین و اعصاب خوردکن‌ترین صفت دنیاست! آرام می‌آید و طوری که متوجه نشوی در تمام چیزهایی که دلش می‌خواهد رخنه می‌کند. حتی در کفش‌هایت! تا هر روز از دانشگاه که می‌آیی، فراموش کنی آن‌ها را داخل جاکفشی بگذاری و یا گاهی وقت‌ها تلفیق عجله و فراموشی باعث می‌شود که میزی را که سال‌هاست گوشه اتاقت جاخوش کرده نبینی، وجودش را فراموش کنی و انگشت کوچک پایت را با ضربه‌ای به آن، مورد عنایت قرار دهی. ناسزایی هم بگویی به کمد و در و دیوار تا کور شوند که تو را نمی‌بینند.

گاهی وقت‌ها هم فراموشی تو را کور می‌کند. پلک‌های چشم دلت را محکم می‌گیرد و روی هم می‌گذارد تا نبینی و فراموش کنی که یک تشکر ساده از پدر و مادرت باعث می‌شود که تمام خستگی دنیا را فراموش کنند.

این فراموشی سمج و اعصاب خورد کن، درست زمانی که لازمش داری از تو و زندگی‌ات گریزان می‌شود و آن‌جاست که خیلی هم شیرین و دوست داشتنی به نظر می‌رسد. وقتی کسی، وسیله‌ای و هرچیز دیگری را که به آن وابسته بودی، از دست می‌دهی، دوست داری فراموشی را دو دستی بچسبی و محکم در آغوش بگیری و بعد از عدم توانایی در فراموشی گریزان، دست به دامان زمان گذران می‌شوی.

گذران زمان هم گاهی منجر به دوستی عمیق با فراموشی می‌شود. مثل پیرمردی که فراموشی سال‌هاست که در ذهنش رخنه کرده. هر صبح روی صندلی پارک می‌نشیند و به دوردست‌ها خیره می‌شود و هر روز بیشتر و بیشتر فراموش می‌کند که روزی افرادی بودند که دوستش داشتند و حال، فراموشش کرده‌اند.

فراموشی هم گاهی، عجیب مهربان می‌شود.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
خیلی خیلی زیبا، کاش منم فراموش کنم بعضی چیزارو
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
فراموش کردن بعضی چیز ها بعضی ادما و یا بعضی حرفا خیلی سخته خیلی !اصلا غیر ممکنه !هیییییییییییییییییییییییی روزگاررررررررررررررررررررررررررررررررر
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
خیلی زیبا بود... گاهی اوقات فراموشی خوبه ... فقط گاهی ..تشکر فراوان ..موفق باشی آبجی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
پریا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه امتیازی>؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
خیلی زیبا بود... گاهی اوقات فراموشی خوبه ... فقط گاهی ..تشکر فراوان ..موفق باشی آبجی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
اگه مطلبا دو سه بار اومد شرمنده نت قاطی کرده بود خخخ !!
M_Ranjbar
M_Ranjbar
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
اشکالی نداره
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
سرتون سلامت نت میخواید چیکار؟
M_Ranjbar
M_Ranjbar
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
بدی های فراموشی رو هم میگفتی
باران
باران
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
فراموشی بعضی وقتا مهربون اما گاهی وقتا هم بی رحمه مثلا من دیگه صدای پدربزرگم که ده سال پیش فوت کرد خیلی سخت یادم میاد الان هم دارم تلاش میکنم صدا و چهره و نگاه مادربزرگمو فراموش نکنم والی بالاخره اتفاق میفته
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٤
١
٠
یه زمانی فراموشی یه نوع مریضی بود ، مثه الان نبود که نعمت باشه -_____-
jalal
jalal
٩٣/٠٥/٠٤
١
٠
گاهی زمان درمانگر است
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
گاهی ام زمان خودش تبدیل به درد میشه.....
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
فراموشی گاهی اوقات بهترین بیماری دنیاست.........ممنون از مطلب زیباتون
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
فراموشی یک نعمت است...
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
فراموشي........ خيلي چيز خوبيه خيلي خيلي خوب
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
زیبابود،ممنون
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
و آنهایی که فراموشت میکنند به بهانه فراموشی!
فائزه
فائزه
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
چه قدر خوشگل بود متنت سحر جان :) ممنون عزیزم پسندیدمش :)
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
قشنگ بود.
S_SOHA
S_SOHA
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
بانو... مثل همیشه روان و پخته...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات