رقص باد و عاشقی
داستان قاصدک...

رقص باد و عاشقی

نویسنده : هورام

رفتن برایش دشوار و ماندن برایش دشوارتر. وقتی دل در گروی گل قاصدک دارد و میل رفتن ندارد، اما تقدیر برایش همراهی با باد را رقم زده! و کیست که نداند جدایی چیست؟!

وقتی پای سرنوشت لنگ بزند اگر دنیا هم سر و ته شود، تنها چیزی که نباید بیافتد اتفاق است. در کارش نباید شک کرد؛ خدا را می‌گویم. ایمان بیاور که همه چیز برنامه‌ریزی شده و حساب شده است!

وقتی که باد قاصدک را روی گیسوی دخترکی می‌نشاند، او دوباره عاشق می‌شود! دردش التیام می‌بخشد، گویی دست خدا مرحم زخمش شده است!

 همان‌جاست که قاصدک جوان خودنمایی می‌کند و دوباره زندگی به جریان می‌افتد.

دوباره رقص باد و دوباره عاشقی

دوباره درد جدایی و التیام دست خدا...

دوباره سکوت و اشک و آه و فراق

دوباره خدا و خدا و خدا و خدا...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/٠٩
٠
٠
بعله ففط خداااا.... بسيار زيبا مرسي
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
ممنون از وقتی که گذاشتی...
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٥/٠٩
٠
٠
زیــــــــــــــــــبا بودـــــــــــــ:)
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
ممنون...
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٠٩
٠
٠
چقدر زیبا و شاعرانه.مرسی.
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
ممنونم فاطمه خانووووم...:)
sali
sali
٩٣/٠٥/٠٩
٠
٠
قاصدک هان چه خبر اوردی... بسیار زیبا بود.ممنون
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٠٩
٠
٠
به به...خیلی هم زیبا.....ممنون
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
تچکِّر فراوان...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٠
٠
٠
سلام: بله فقط خدا.متشکرم از مطلب زیبایتان.
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
مچکرم...:)
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٥/١٠
٠
٠
فوق العاده بود :) ممنون :)
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
میـــــــــسی...:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٠
٠
٠
عالی بود ...ممنون لذت بردم
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
ممنونـــــــــــــــــات...
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٥/١٠
٠
٠
عاااااااااااالی بود...سرشار از امید واحساس:)))
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
ممنونات...:)
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٥/١٠
٠
٠
خیعیلی عالی :))
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
ارادتمند...
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٥/١١
٠
٠
خیلی زیبا بود،ممنون
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
نظرلطفتونه...
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
عالی بود:))
هورام
هورام
٩٣/٠٥/٢٠
٠
٠
لطف داری...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨