خداحافظ رمضان کریم
برداشتی آزاد از دعای وداع ماه رمضان

خداحافظ رمضان کریم

نویسنده : مریم نیک‌پور

خدایم در قرانت رمضانت را این‌طور وصف کرده‌ای؛ ماه رمضان که در آن قران نازل شده و این ماه گذشت. رمضان گذشت با همه جلوه‌های کریمانه‌اش، رمضان گذشت و حال من مانده‌ام و ماه تو که رفته است. خدایم؛ نکند سپیده فردا طلوع کند و ماه بگذرد و تو گناهی از من که هنوز در من جا خوش کرده را نبخشیده باشی!؟

ای مهربان‌ترین مهربانان؛ تو را به حق همه ستایش‌هایت. چه ستایش‌هایی که خودت گفتی و چه ستایش‌هایی که آفریدگانت به جا آوردند، ستایش‌های من را هم بپذیر. همه ستایش‌های این ماه را بپذیر از همه از فرشتگان مقرب درگاهت از رسولانت، از گویندگانت، از تسبیح کنندگات و از جهانیانت..

خدایم؛ ستایشت می‌کنم برای رمضانت برای ماهی که در آن همه نعمت‌هایت را میان روزهای روزه داری و شب‌های خدایی بندگانت قرار دادی.

این آخرین حد ستایش تنها برای خود توست، ستایشی که جاودان است و پایدار و همیشگی و بی‌نهایت، ستایش که تا ابد پایان نداشته باشد.

خدایم؛ ثنای تو بزرگ است. تو بودی که در انجام تکلیفات رمضان‌مان یاری‌مان کردی و دست‌مان را گرفتی تا نماز به پا داریم روزه بگیرم، انفاق کنیم، محبت کنیم، نیکی یاد بگیریم.

خدایم همه این‌ها را با نیکوترین شکل بپذیر و عفو و بخششت و آمرزشهایت را بنشان میان دل بنده‌هایت.

خدایم؛ در این ماه به همه خواسته‌های‌مان عطا بخشیدی و از هر امر هراسناک دورمان کردی و نگذاشتی بلاهایت در روزهای‌مان جا بگیرد. حتی حواست بود که گناه‌ها را هم دور کنی از بنده‌هایت.

خدایم؛ به حق بزرگترین چیزی که یکی از بنده‌هایت از تو خواست، از تو می‌خواهم که بر محمد و خاندانش درود بفرستی و این ماه را بزرگترین رمضانی قرار دهی که بر ما گذشته است، شیرین‌ترین رمضان.

خدایم؛ شفاعتم کن. حاجتم را بپذیر و دینم را حفظ کن. من را بنشان میان آن‌هایی که شب قدر برای آن‌ها بهتر از هزار ماه بود و بزرگ‌ترین پاداش‌هایش را در آن شب به آن‌ها دادی. خدایم این رمضان را آخرین رمضانم قرار مده تا باز هم سال‌های دیگری بیایند و رمضان‌های دیگر و من باز هم با عطاهایت و کرم‌هایت عشق بازی کنم.

خدایم خدایی که جز تو هیچ خدایی ندارم، تو را به حق احسان‌هایت این وداع را آخرین وداعم با رمضان قرار مده، اجازه بده باز هم رمضان بیاید، من هلال ماهش را ببینم و برایت اعتراف کنم از بدی‌هایم، آن وقت گسترده‌ترین نعمت‌هایت را به من بدهی و من حظ کنم از داشتن تو و رمضان.

رمضانم را وقتی برایم بیاور که وفادار باشم. به درستی که تو دعاها را می‌شنوی، پس دعایم را بشنو و به زاری و خواری و درماندگی‌ام رحم کن.

من تسلیم تو ام جز تو امیدی ندارم که از روی رحمتش با من تا کند، ثنایش بزرگ باشد و مهربانی‌اش نامحدود..

خدایم ستایش‌هایم همه برای توست که این ماه را بر من چشاندی و برای روزه‌داری و عبادتش یاری‌ام کردی و اجازه دادی این آخرین شب هم بر من بگذرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
الهی آمین.....ممنون...زیبا بود
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
خدایا این رمضان را آخرین رمضان عمر ما قرار نده ...
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
آمین......خیلی زیبا بود....ممنون
M_Ranjbar
M_Ranjbar
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
چه قدر زود دیر شد
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
ممنونم
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
آمین.... ایشالا همه رمضون بعدی رو باشیم
t_gh
t_gh
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
قشنگ بود.ممنون
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
آمين آمين آمين ....:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
سلام: الهی آمین،به حق مولا امیرالمؤمنین.عیدتان مبارک ومتشکرم
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
آمــیــــن :) ایشالله سال دیگه هم باشیم و ببینیم ماه رمضون رو :) / ممنون مریم :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
آمین ..ممنون تشکر فراوان ... عیدتونم مبارک
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٥/٠٧
٠
٠
آمین یا رب العالمین...:)...ممنون مریم جآنم...(:
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات