احساس مي‌كنم يك نفر داره ما رو نگاه مي‌كنه!
دوربین هاي جاسوسی که شايد الان مشغول تماشای شما باشند (قسمت دوم)

احساس مي‌كنم يك نفر داره ما رو نگاه مي‌كنه!

نویسنده : سایت جیم

 

ایده دوربین‌های مخفی برای جاسوسی واقعاً ترسناک است ولی اگر واقع‌بین باشیم، در عین حال جاسازی ابزار ثبت تصاویر در اشیا معمولی واقعاً جذاب می‌نماید. خلاقیت و ابتکاری که برای ساختن این وسایل صرف می‌شود، در کنار نوآوری‌های تکنولوژیک که معمولاً جلوتر از زمان خود هستند، همه ما را به خود جذب می‌کند. در ادامه مطلب، 6 دوربین عجیب را به شما معرفی می‌کنیم که واقعاً در عملیات‌های جاسوسی گذشته به کار گرفته شده‌اند و کسی چه می‌داند، شاید الآن یکی از آنها دور و بر ما هم باشد!

 

دوربین شماره 7

ساعتِ دوربین دار برای جاسوسی ایده‌ای قدیمی است. در دهه 1940 و 1950 جاسوس‌های آلمانی از آن استفاده می‌کردند. فقط سؤالی که پیش می‌آید این است که اگر کسی آن را در مچ جناب جاسوس می‌دید و ساعت را می‌پرسید، او چطوری می‌خواست طرف را دست به سر کند؟ 

---------------------------------

 

 دوربین شماره 8

تقریباً اکثر افراد از کیف‌های جیبی استفاده می‌کنند. پس شک خیلی کمی بر می‌انگیزد. این یکی هم اختراع آلمان شرقی است. مراقب باشید، اگر کسی نزدیک شما درب کیفش را باز کرد، چهار چشمی داخلش را نگاه کنید. اصلاً هم رو در بایستی نداشته باشید.

-------------------------------------

 

 دوربین شماره 9

تنها چیزی که از یک سنگ خنثی‌تر است، سیب زمینی است. البته که سیب زمینی همه جا پیدا نمی‌شود، ولی سنگ چرا! هیچ کس هم به آن نگاه نخواهد کرد، چه برسد به اینکه از خودش بپرسد: آیا ممکن است این سنگ حریم خصوصی مرا نقض کند؟ از اینها گذشته، امسال سال 2012 است، آدم باید از همه چیز کمی بیشتر از قبل بترسد. 

----------------------------------------

 

 دوربین شماره 10

یک آدم خوشتیپ را تصور کنید که کتی برازنده بر تن دارد. احتمال اینکه یکی از دکمه‌های آن کت دوربین باشد و از داخل جیب بشود ماشهٔ آن را کشید چقدر است؟ گول ظاهر افراد را نخورید. 

-----------------------------------

 

 دوربین شماره 11

خدا رفتگان همه را بیامرزد. کند و کاو در وسایل باقی مانده از درگذشتگان، که بوی کهنگی می‌دهند و خاطرات خوش زیادی را زنده می‌کنند، حس نوستالژیکی را در آدم زنده می‌کند. اگر احیاناً از این سنجاق سینه‌ها یافتید، دقیق وارسی‌اش کنید. خدا را چه دیدید، شاید وارث این دوربین جاسوسی جالب شدید یا شاید عکسی در آن یافتید که خاطره‌ای را زنده کند.  

----------------------------------------

دوربین شماره 12  


جاسوس‌ها هم می‌توانند عاشق باشند. این حلقه که توهم ثروتمند بودن و قدرت جاسوس بودن را همزمان در خود دارد، فقط یک حلقه بزرگ طلا نیست که نشانه تعهد به پیوند زناشویی باشد، بلکه یک دوربین جالب هم هست. 

 

 

 

 

 



 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
bye
bye
٩١/١٠/٠٣
٢
٠
همینه دیگه علم
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات