تنها عشق، تو را به گرمی یک سیب می‌کند
فلسفه‌بافی‌های روز تولدم

تنها عشق، تو را به گرمی یک سیب می‌کند

نویسنده : F_ahmadi

امروز داشتم مطالب قدیمی که در صفحه فیسبوکم منتشر کرده بودم را می‌خواندم که به این متن رسیدم. دلم نیامد برای شما هم نگذارم. با این عقل ناقصم خوب چرت و پرت‌هایی بلغور کردم.

** امروز 28 فروردین 1392؛ صبح که بیدار شدم مثل همیشه اول گوشی‌ام را چک کردم ببینم ساعت چند است؟! که چشمم به تبریک‌هایی افتاد که چندتا از دوستانم فرستاده بودند و هر کدام‌شان خواسته بودند اولین نفری باشند که تولدم را تبریک می‌گویند. اولش خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم که دوستانی بهتر از آب روان بهم هدیه داده، اما بعدش دلم گرفت!

ساعت حدودا 7:30 بود، لباس پوشیدم و رفتم بیرون تا همین حوالی قدمی بزنم برای اولین بار در زندگی‌ام گوشی‌ام را به عمد جا گذاشتم. آدم لااقل باید روز تولدش برای خودش وقت بگذارد دیگر! خیابان‌ها هنوز خلوت بود، چندتا نفس عمیق کشیدم. نمی‌دانم چرا اما یک حس عجیبی داشتم. یک حس نگرانی همراه با ترس. همان‌طور که کنار خیابان راه می‌رفتم به این فکر کردم که زندگی ما آدم‌ها چقدر شبیه جاده‌هاست، گاهی مثل آزاد راه عریض و پهن و گاهی هم مثل یک خیابان فرعی دوطرفه که فقط یک لاین برای حرکت دارد!

آدم‌های زندگی‌مان هم مثل همان همسفر جاده‌ها هستند، گاهی صدای خندمان گوش فلک را کر می‌کند و گاهی هم می‌زنیم در برجک هم. اما هم را دوست داریم، همیشه پشت هم ایسادیم حتی وقت‌هایی که دل‌مان می‌خواهد تنها باشیم، باز فکرمان پیش همسفرهای‌مان است.

گاهی با خودم می‌گویم خدایا چرا زندگی‌ام را تموم نمی‌کنی، خسته شدم! اما درست در همان لحظه مامانم صدایم می‌زند که دخترم بیا یک لیوان شیر بخور! و این‌جاست که می‌فهمی همین بهانه‌های کوچک کافی است برای زندگی! من هیچ‌وقت لذت بحث کردن با بابایم در مورد ترکیب تیم بایرن مونیخ را در حالی که هیچی هم از فوتبال سر در نیاورم با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کنم. اصلا حال خوبی است وقتی سر یک قرار دوستانه دیر می‌رسی و دوستت می‌گوید: چه عجب تشریفت را آوردی!

برای شاد بودن نیازی به هیچ چیزی نیست، جز یک گروه همسفر خوب در مسیرهای زندگی‌ات. قدر همسفرهای‌تان را بدانید؛ شاید فردایی در کار نباشد. صادقانه عشق بورزید و دوست داشته باشید.

صادقانه....

«و عشق تنها عشق، تو را به گرمی یک سیب می‌کند مانوس»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/٠٨
١
١
:) !زیبا بود آقا/خانم احمدی ، لذت بردیم
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٥/٠٨
١
٠
زیبا بود مممنون.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/٠٨
٣
٠
سلام
چند دقیقه پیش در یکی از گروهای وایبر نوشته شده بود «روایت داریم که : اگر ساعتی کنار کسی بودید و دلتون اینترنت نخواست باهاش ازدواج کنید!»
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٥/٠٨
١
٠
خخخخخخ ینی کسی که تیتر مطلبو انتخاب کرده معلومه خیلی کارش درسته هااا خخخخخخخخ این قضیه چه عجب تشریف آوردی رو من زیاد برام اتفاق افتاده بس که خوش قولم خخخخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
خخ شاهدخت واقعا اگه پیداش کردی همون بلا رو از طرف منم سرش در بیار.
سلما
سلما
٩٣/٠٥/٠٨
١
٠
خوشبختي يعني ديدن همين چيزهاي كوچك...مثل ديدن يك گل كوچك وسط زميني خشك :)
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/٠٨
١
٠
بسيار پسنديدم.اصن امروز روز اميد دادن شده واسم: مرسي
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٠٨
١
٠
خیلی زیبا بود
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠٨
١
٠
زیبا بود . احسنت ...
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
خیلی خیلی زیبا بود.....ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
سلام: خوشبختی این نیست که مثل هم بشیم،خوشبختی اینه که هم را درک کنیم.قشنگ بود متشکرم وعمری دراز همراه با سلامتی وشادابی داشته باشید.
گیسو
گیسو
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
زیبا بود بانو.ممنون
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
خیلی قشنگ بود لذت بردم ,واقعا داشتن یک گروه همسفر خوب خستگی جاده ی زندگی رو برای ادم هموار می کنه
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
فقط میتونم تحسین کنم این متن رو و تایید .... عالی بود :) ممنون :) // باید بازیکنای بایرن رو آدم حفظ باشه اصن ! همین طور رئال :))
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
پرفکت خخخخ من خیای وقتا عروسکام بهم امید میده
میم
میم
٩٣/٠٥/٠٩
١
٠
بشه چشم صادقانه عشق خواهم ورزید و دوست خواهم داشت ببینم چی میشه!!!!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٠
١
٠
زیبا بود ..... ممنون ..ایشالله همیشه بخندید :)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٣/٠٥/١٧
١
٠
بازم از همه جیمی های عزیز ممنونم و باز هم شرمنده که فعلا نمیتونم از همه تک تک تشکر کنم.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
چه قدر هم زیبا............واسه چی نمیتونی؟یک وقت بزار دیگه........ولی خوش به حالت من بدبخت از خدا بی خبر هیچ کس به جز همراه اول بهم تبریک نگفت!!!!:(((((و اولین سالی بود که کادویی از بهترین دوستام نگرفتم........این تولدم تلخ ترین روز زندگی من بود..........(اعضای سایت خیلی گفتن دستشون درد نکنه اما دوستای صمیمیه من......)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
شاید درگیری داشتن . خوشبین باشید . یک بزرگی میگه هروقت از دوستات خبری نشد بدون که حالشون خوبه و بهشون خوش میگذره. پس خدا رو شکر دوستات حالشون خوبه. :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٢٦
٠
٠
میخام صد سال نباشه وقتی حال من خوب نیست............اوا بچه پرو من2000تومن شارزبرای تولدش خرج ککردم اما اون تبریکم نگفت........میخام یک عملیتات انتقام بزارم شبانه برم خونشون کل اس ام اساشو پاک کنم...........البته یکی دیگه هم هس اینکه وقتی خونشون کثیفه برم خونشون بعد خجالت بکشه بعد خالی شم............کدوم یکی از این دو مورد رو انتخاب کنم عزیز؟
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٣/٠٥/٢٦
٠
٠
ازونجایی که با این همه نرم افزارهای وایبر و واتس آپ و لاین و این چیزا ملت دیگه به هم اس ام نمیدن. و احتمالا اینباکسش خالی باشه! به نظرم راه دوم به تقوا نزدیکتره. باشد که رستگار شوند دوستان :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٢٧
١
٠
آره این بهتره..........به خودشم گفتم گفت جون مادرت نیا اصلا هر روز بهت تبریک تولد میگم خوبه؟؟؟؟خخخ با تهدید همه چیز درست شد!!!!الان هر ساعت اس میده:کجایی؟خخخخخ بیچاره از کار و زندگی افتاد..........:))))))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨