لطفا ماه رمضان کار نکنید!
طنزیات

لطفا ماه رمضان کار نکنید!

نویسنده : زهرا خنداندل

نمی‌دانم تا به حال توی ماه رمضان کارتان به اداره‌جات(!) افتاده است یانه؟! اگر نه که انشاالله هرگز نیافتد چون تنها چیزی که گیرتان می‌آید یک اعصاب داغان، کار انجام نشده و یک ذهن درگیر است که دوباره باید کی وقت بگذارم و بیایم است! آن‌هایی که کارشان افتاده، می‌دانند این جانب از چه سخن می‌گویم، البته همه اداره‌جات هم ممکن است این‌طور نباشند، شاید فقط آن‌هایی که بنده گذرم به‌شان افتاده این گونه بوده‌اند. بعضی از ادارات هم کل چهار فصل این تیپی هستند و ربطی به ماه رمضان ندارد، مدلشان این است دیگر! حال می‌خواهم تفحصات خودم را در باب انواع کارمندانی که در این ادارات کار می‌کنند در خدمت دوستان گرامی بگذارم.

 

کمبود مدرک‌ها

این نوع خیلی باهوش هستند، تا نگاهشان به پرونده زیر بغلتان می‌افتد و یادشان می‌افتد که امروز سحری درست و حسابی نخورده‌اند، می‌گوید کسری مدرک دارد. می‌گویی عمو جان تو که هنوز ندیدی این را، چرا افضات به خرج می‌دهی؟! اخم غلیظی تحویلت می‌دهد و می‌گوید: از حجمش می‌فهمم! و بعد هم یک چشمه می‌آید که شما قانع شوی؛ مثلا می‌گوید: مدرک اتمام دوران پیش دبستانی نوه خاله همسرت را ضمیمه ‌پرونده‌ات کرده‌ای یا نه؟ و در واقع آنچنان اعصاب و مغز شما درگیر می‌شود که به صورت خود جوش اداره را ترک می‌کنید.

 

اسکیرین سیوری‌ها

این گونه افراد، افرادی هستند که زل زده‌اند به مانیتور روبه‌روی‌شان، بعضا مشاهده شده که حتی مانیتور خاموش بوده و وی در اعماق سیاهی مانیتور خیره شده بوده است. پیشنهاد ما این است که وقت‌تان را زیاد با این‌ها تلف نکنید، تجربه نشان داده شده است که اصلا کاری برایتان راه نمی‌اندازند. حتی اگر موس‌شان (منظور دست یا کتفشان است با در نظرگرفتن شئونات اسلامی!) را هم تکان بدهید به حالت آماده به کار در نمی‌آیند تنها ممکن است سرشان به طرف شما برگردد و زل زل نگاه‌تان کنند. این‌جاست که وهم شما را می‌گیرد و فرار را بر قرار ترجیح می‌دهید. مدیونید فکر کنید این کلمه «اسکیرین سیوری‌ها» را از احسان علیخانی یاد گرفته‌ام ها! اصلا او خودش با من تماس گرفت و گفت به اینجور کارمندها چه می‌گویند و ما هم ارشادش کردیم! (اعتماد به نفس نیست که کوه‌های هیمالیاست؛ والا...)

 

آقای فلانی نیست ...

این‌ها مانند تیتراژ فیلم‌ها هستند که همیشه از خانواده‌های رجبی، تقوی و دیگر دوستان تشکر می‌کنند که اصلا معلوم نیست وجود دارند یا نه. منتها روش کارشان کمی متفاوت است به این شکل که همیشه یک آقای فلانی هست که تمام مشکلات پرونده‌تان به دست او حل می‌شود و باید امضای او را بگیرید تا این کارمند بی‌نوا کارتان را راه بیاندازد اما خوب اگر صدبار به اداره مراجعه کنید، می‌بینید آقای فلانی نیست و کاری پیش آمده که همین دم پای شما مجبور به رفتن شده است! توصیه ما این است که اگر گیر چنین کارمندی افتادید، بروید کارگزینی اداره و بپرسید اصلا آقای فلانی در آن‌جا کار می‌کند یا به عبارتی وجود خارجی دارد یا ساخته ذهن تخیلی کارمندی است که تحت فشار گرسنگی سرکارتان گذاشته است!

 

مریض‌ها!

این‌ها را اصلا نزدیکشان نشوید، این‌ها خیلی داغان هستند، چون هم روزه نمی‌گیرند و همیشه خدا یک جای بدن‌شان از انگشت کوچیکه پای راست‌شان تا منتهای الیه پانکراست‌شان پر است از مشکل و مرض. اصلا ارباب رجوع بی‌نوا می‌ترسد نزدیکش شود، مبادا خودش مرض بگیرد. این‌ها علاوه بر این‌که روزه نمی‌گیرند مدام هم اعصابشان خورد است. تازه اگر زیاد روی اعصابشان راه بروید، ممکن است چهارتا بد و بیراه هم بارتان کنند و تا ابد هم پرونده‌تان لنگ در هوا بماند توصیه ما به شما این است که برای سلامتی این دوستان دعا کنید! و اگر در جشنی یا پارکی چیزی دیدین‌شان که دارند قهقهه می‌زنند و سور و مور و گنده راه می‌روند، اصلا تعجب نکنید آن‌ها پر ازمرض‌اند، منتها نمی‌خواهند اطرافیانشان را ناراحت کنند!

 

فراری‌ها...

در واقع می‌شود گفت که این همان آقای فلانی است که در محل کارش وجود خارجی دارد! منتها تا چشمش به شما و پرونده زیر بغلتان می‌افتد به صورت خیلی حرفه‌ای میز یا اتاقش را ترک می‌کند! چون می‌داند که نشستن همان و مجبور به کار شدن همان است. توصیه ما به شما این است اگر دیدید این کارمند پشت میزش نیست، و کلا در اداره نیست و خیلی‌ها می‌گویند تا دو دقیقه پیش پشت میزش بوده است! بروید پشت در مستراح اداره بایستید، چند تقه به در بزنید قطعا طرف می‌گوید:  اهن! کمی صبر کنید و دوباره به در بزنید، خلاصه این‌که یک لحظه هم از در مستراح غافل نشوید! پس از باز شدن در، نتیجه‌ای که می‌گیرید این است که آقای توی توالت همان کارمند مورد نظر شماست !

 

حرف آخر!

این حرف آخر من با تمام کارمندهاست. شما می‌توانید ماه رمضان را کلا مرخصی یا مرخصی بدون حقوق بگیرید و درکنار خانواده‌تان باشید. قطعا اینگونه پولتان حلال‌تر است، آه مردم پشت‌تان نیست و روزه‌تان انشاالله مقبول درگاه حق است. اما اگر ترس ازدست دادن کارتان و تنها محل درآمدزای زندگی‌تان را دارید، ما حق را به شما می‌دهیم و می‌گوییم دولت گرامی ماه رمضان ساعت‌های کاری را خیلی کمتر کنید. این‌ها هم انسانند و گناه نکرده‌اند که کارمند شده‌اند، والا....

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خخخ ,خیلی جالب بود زهرا جان
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خواهش میشه گلم....
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خیلی با حال بود خانم خنداندل...........ممنون
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
مابلتون رو نداشت ممنون که خوندینش...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
سلام خانم خنداندل:خیلی عالی بود.ممنون
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
ممنونم که خوندین آقای حسینی....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
سلام:خواهش میکنم وسلامت باشید.متشکرم
t_gh
t_gh
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
جالب بود.ممنون
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
ناقابله...خواهش میشه....
لبخند انار
لبخند انار
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خدا صبر دهد به کسانی که کارشون گیر ادارات است .ممنونم
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
آمیییییییییییییییییییییییییینننننننننننننننننن!!!... خواهش میشه...
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
قشنگ بود :) ممنون خانم خنداندل :))
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
ممنون از شما که خوندینش....
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خیلی باحال بود:)) آموزش دانشکده ما اسکرین سیوریه همیشه:| اصن ماه رمضون و غیر ماه رمضونم نداره:|
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
آره اصولا کادر اداری دانشگاهها اغلب اینطورین....البت نه همشون...
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
جــــآلب بود..تشکرات خانم خنداندل(:
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
تشکر از شما بابت وقتی که گذاشتین...
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
بابا اعتماد به سقف.باحال بود مرسی.
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
کاری که از دستمون بر میاد بالاخره....خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ....ابلتون رو نداشت....:)
admincheh
admincheh
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
اصلن یه وضعی !من چند روز پیش پای سایت در حال تائید نطرات یه ربعی خوابیدم:|هیچکی نفهمید با یه سری اتفاقات :دی
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
شما خسته نباشی...بار خودم چغولیت رو به بابا جیمی می کنم...:))
M_Ranjbar
M_Ranjbar
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
واقعا سخته
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
چی دقیقا سخته؟....کار کردن تو ماه مبارک یا به ادارات مراجه کردن برا پیگیری کارها......
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
مانند پدر ما..............میگما امتیاز منو شما خیلی نزدیک به همه.فقط شما یکم کم ترین..........ممنون...........
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
چقدر صادق هستی شما:))....درمورد امتیازم باید بگم که فکرکنم کاربرهارو بیشتر تحویل میگیرن...:)))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
پخولی...........خب بله من زیادی صادقم............:)))))))) من خون دل خودم جمع کردم این امتیاز ها رو.........بله......بازم تشکر.
amin20
amin20
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
البته همه جا اینطوری نیست و همه کس اینطوری نیستن !!
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
در این مورد آخری که حق با شماست منم بهش اشاره کردم...
باران
باران
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خواهش میکنم...
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
جالب بود ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
بزرگی میگه : هیچی مثل خواب توی ماشین ( مخصوصا اتوبوس) نمیشه الا چرت زدن سر کار!!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤