جوانمردها شبیه او هستند!
مقایسه کوچکی بین زندگی خودمان و امام علی علیه السلام

جوانمردها شبیه او هستند!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

معنی مظلومیت را هیچ کس نمی‌فهمد؛ معنی غربت را هم!  خیلی‌هایمان از علی(ع) همین قدر می‌دانیم که علی بود. آدم خوبی بود. مرد بود.

از غربت و مظلومیت امام‌مان همین را بگویم که همه آدم‌هایی که نامردی می‌کنند، دروغ می‌گویند، ریا می‌کنند، با ربا زندگی می‌کنند، ظلم می‌کنند یا در برابر ظالم سکوت کرده‌اند، کم کاری می‌کنند، دین‌شان را نمی‌شناسند، خودشان را به او نسبت می‌دهند!

همه ما آدم‌هایی که دنیا را چسبیده‌ایم خودمان را به نام علی(ع) سنجاق کرده‌ایم و ادعا داریم بله ما شیعه هستیم! 

کمه کم‌اش که شیعه را معنی کنیم می‌شود پیرو! و مرا با تمام خطاهایم، اشتباهاتم، گناهانم، پیرو او می‌دانند!

چیزی زیادی از او نمی‌دانیم. آن‌چه می‌دانیم و ما را حیرت زده می‌کند لحظاتی است که مردم دیده‌اند و گفته‌اند. به همان‌ها هم که می‌دانیم عمل نمی‌کنیم. خودمانیم و وجدان‌مان دیگر!

آنچه هست چند مقایسه است از زندگی مردی که کمتر کسی او را می‌شناسد با خودمان!

 

** قضاوت!

قضاوت کار رایج‌مان است. هر روز بین هزاران نفر و هزاران ماجرا قضاوت‌مان را به راه می‌اندازیم و حکم صادر می‌کنیم. دوست‌مان برای‌مان درد ودل می‌کند. از اختلافاتش با همسرش می‌گوید. ما می‌شنویم و حرف‌هایش را تصدیق می‌کنیم. آخرش هم حکم به برائتش می‌دهیم و دیگری را محکوم می‌کنیم. یا نشسته‌ایم بیرون داستان، از اصل ماجرا بی‌خبریم و فقط آن چه را شبکه‌های اجتماعی و دوستان و اینترنت واگویه می‌کنند، می‌شنویم و بر اساس حرف‌هایی که حتی معلوم نیست درست است یا نه، قضاوت می‌کنیم.

آن وقت امام دیدند که امام حسن می‌خواهند میان دو کودک که خط نوشته‌اند قضاوت کنند، فرمودند: اى پسرم! دقت كن چگونه قضاوت مى‌كنى؟ بى‌گمان اين يك قضاوت است، خداوند روز قيامت از آن، تو را مورد سوال قرار خواهد داد. (1)

وقتی که امام‌مان این‌قدر به قضاوت میان دو کودک توجه داشتند؛ ما کجای کار هستیم؟

 

** مهمانی

دعوتی دارد. کلی استرس دارد که خانه‌اش چگونه باشد. غذاهایش چند مدل باشد. چه بپوشد. چگونه پذیرایی کند. مهمانی نیست که! کلی تدارک دیده. آخرش هم نگران است که نکند پذیرای‌اش چیز دهان پر کنی نباشد. می‌ترسد که بگویند رفتیم خانه فلانی چنین و چنان بود! 

مهمانی گرفتن دغدغه‌مان شده است. هم خرج روی دست میزبان می‌گذارد و هم استرس برایش به همراه می‌آورد تا خاطر مهمان را حسابی کیفور کنند. خودمانیم اگر برویم منزل کسی و آن‌جور باید و شاید تهیه ندیده باشد، حسابی بهمان بر می‌خورد!

 و امام می‌خواستند بروند مهمانی، برای میزبان سه شرط گذاشتند: یکی این‌که از بیرون منزل چیزی تهیه نکند؛ به آن‌چه دارد کفایت کند و خود را به زحمت نیاندازد؛ و سوم این‌که از این جهت به همسرش سختی و ستم روا ندارد! (2)

 

** عدالت

خیلی‌های‌مان از عدالت می‌گوییم. همه عدالت را دوست داریم و توقع داریم در جامعه‌مان عدالت برقرار شود و از کسی که ظلم می‌کند بدمان می‌آید. ولی حواسمان نیست وقتی که پای منافع خودمان به میان می‌آید صدای عدالت‌خواهی‌مان چه طور خاموش می‌شود. وقتی قرار است پارتی بازی برای ما باشد؛ وقتی قرار است خارج از نوبت راهمان بیاندازند؛ وقتی قرار است شرایط برعلیه ما باشد، خودمان یک ظالم کوچکیم! به قولی عدالت خوب است ولی برای دیگران!

ولی یک روز بین حاکم مسلمانان با یک مسیحی اختلافی پیش آمد. پیش قاضی رفتند و چون شاهد نداشت قاضی حکم بر علیه او داد. حکم را پذیرفت بی آن که اعتراضی کند. مسیحی وقتی عدالت و مسلمانی او را دید، شیفته‌اش شد و مسلمان شد! (3)

 

** بیت المال و فقیران!

خیلی دل‌مان برای کودکان خیابانی می‌سوزد. دوست داریم به فقرا کمک کنیم. ولی همین که دست‌مان به دهن‌مان می‌رسد و تقی به توقی می‌خورد و بوی بهبود از اوضاع جهان می‌شنویم، یادمان می‌رود که دل‌مان چه می‌خواسته است! آن‌جوری زندگی می‌کنیم و راه می‌رویم که همه حسرتش را بخورند! اگر که قدرتی داشته باشیم یا مقام و منصبی، به بهترین نحو از آن استفاده می‌کنیم تا خیرش به خودمان و آشنایان‌مان برسد. خلاصه دریغ نداریم!

و یادمان می‌رود که شیعه‌ایم و امیرمان حاکم بود و به برادرش از بیت المال اضافه نبخشید.(4) لباس خشن می‌پوشید و نان جو می‌خورد و مانند فقیرترین آدم‌های زمان خودش رفتار می‌کرد تا مبادا فقیری برنجد و حسرت بکشد! (5)

 

** عصبانیت و بخشش

ممکن است آدم خوبی باشیم ولی عصبانی که بشویم هر چه داریم زیر پا می‌گذاریم و هر چه در و گوهر است، از لسان مبارک بیرون می‌آید که حق طرف را کف دستش گذاشته باشیم.

دعوا شده بود. انگار که راننده به ماشین عقبی راه نداده بود. او هم عصبانی شده و هر چه دلش خواسته گفته! دو برادر بر سر ارث برادری‌شان را کنار گذاشته‌اند و حساب و کتاب می‌کنند. از کوره در می‌روند و یکی دیگری را می‌کشد! دو جوان به هم برخوردی دارند و هیچ کدام کوتاه نمی‌آیند. دعوا می‌شود و می‌روند زندان...

داستان‌های تکراری؛ زیاد شنیده‌ایم!

ولی مولایمان در بحبوبه جنگ، یک از سر سخت‌ترین دشمنانش از او می‌خواهد که او را به خاطر فرزندانش ببخشد و مولا او را رها می‌کند تا برود! به همین سادگی؛ به همین بخشندگی! (6)

======================

منابع:

1- تفسير مجمع البيان ، ج 2، ص 64.

2- سخنان قصار علی بن ابیطالب(ع)

3- الامام علی علیه السلام . صوت العدالةالانسانیةصفحه 63/ بحار الانوار جلد 9 چاپ تبریز صفحه 598 

4-نهج البلاغه خطبه 224

5- نهج البلاغه خطبه 207

6- سیره معصومان ج 3 ص 34 نویسنده: سید محسن امین مترجم: على حجتى کرمانى

 

 

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
تشکر فراوان از شما ... طاعات و عباداتون قبول
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون که خوندین..مولا علی یارتون ..با حدیثی مهمان مولا باشید:مردي به امام (ع) عرض کرد سفارشي به من نماييد فرمود : سفارش من به تو اين است که کار خير و نيک خود را هر قدر زياد هم باشد هرگز بسيار مشمار و گناه خود را هر قدر هم کم باشد اندک مشمار . تحف العقول صفحه
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
بسیار متشکرم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
متشکرم فاطمه جان بابت نظرت ..با حدیثی مهمان مولا باشید:همه خوبي ها در سه عمل جمع شده 1-نگاه کردن 2-سکوت نمودن 3-صحبت کردن اما هر ديدني که در آن عبرت و پند آموزي نباشد بيجا و مهمل است و هر سکوتي که در آن انديشيدن نباشد بيهوده است و هر سخن گفتني که در آن ذکر و يادي از خدا نباشد بيهوده است . تحف العقول صفحه 210
maede
maede
٩٣/٠٤/٢٩
١
٠
من همیشه میگم خوشبحال آدمای زمان حضرت علی...صفات مولا واقعن تکه.وقتی نهج البلاغه رو میخونی میبینی مثل یه پدر دلسوز راهو نشونمون داده.هر چی بیشتر میخونی بیشتر به عمق دریای وجودشون پی میبری.همونطور که افتخار میکنم مولا و ولی ما حضرت علی ع هست به همون اندازه هم خجالت میکشم که اونقدر که باید امیرالمونین رو نمیشناسم چه برسه به اینکه شبیه به حضرت رفتار کنم...
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
واقعا چقدر حرفت جالبه مائده جان..ما امام هامون رو نمی شناسیم الان امام زمان هم شبه امام علی هستند ولی چون درست نمیشناسیمشون درست در راهشون عاشقی نمیکنیم . با حدیثی مهمان مولا شوید: امام علي (ع) : روزي امير المومنين (ع) خدمت حضرت محمد (ص) شرفياب شد پيغمبر پرسيد : در چه حالي هستي ابوالحسن ؟ عرض کرد : در حاليکه هشت طلبکار دارم : خدا واجبات طلب مي کند . شما سنت از من مي خواهيد . نويسندگان عمل راستگوئي . فرشته مرگ از من روح مي خواهد . خانواده از من غذا مي خواهد . شيطان از من گناه مي خواهد . نفس از من لذت مي خواهد . و دنيا تمايل و رغبت . کتاب نصايح
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٩
١
٠
جوانمرد ها هم شاید شبیه او باشند... . او بی مثال است ...
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
او شبیه جوانمردهانیست و لی جوانمردها ممکن است شمه ای به مولای ما شبیه باشند...حرفتون حقه اقا عماد..جوانمردها شاید و شاید شبیه او باشند.. با حدیثی مهمان مولا شوید: امام علي (ع) : هر سخن و گفتاري که در آن ذکري از خدا نباشد لغو و باطل است و هرسکوتي که در آن فکر و انديشه نباشد لهو و بيهوده است و هرنگاهي که در آن عبرت گيري و پند نباشد بازي و بيهوده است . آثار الصادقين جلد 6 صفحه 291
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
واقعا منکه خیلیرسهی میکنم اینجوری باشم ولی سخته امیدوارم موفق بشم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
خیلی خوبه که داری سعی میکنی که علیوار رفتار کنی ..ان شا لله مولا یارتون ..با حدیثی مهمان حضرت شوید: امام علي (ع) :خداوند شش طايفه را به خاطر شش صفت ناپسند عذاب سختي ميکند : 1 . علماء را به خاطر حسادت 2. مالکان ثروت و سرمايه را به خاطر خودپسندي و تکبر 3. سلاطين و روسا را به خاطر ستم گري به مردم 4.اعراب را به خاطر تعصب و نژاد پرستي 5. کاسبان و تجار را به خاطر خيانت 6. وروستاييان را به خاطر ناداني و جهالت در يادگيري احکام و دستورات دين . تحف العقول صفحه 200
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
ممنون از مطلب زیباتون
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون از وقت و نگاه ارزشمندتون :) با حدیثی مهمان حضرت شوید:امام علي (ع) :آنچنان با مردم آميزش و رفت و آمد کنيد که اگر مرديد برايتان بگريند و اگر مانديد شوق ديدار شما را داشته باشند . نهج البلاغه
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٤/٣٠
١
٠
عااااااالی بود، کاش مام یاد بگیریم.
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
ان شا لله که سیره حضرات معصومین رو همه ما یاد بگیریم..ممنون . با حدیثی مهمان حضرت شوید:امام علي (ع) : هيچ روزي بر فرزند آدم نمي گذرد مگر اينکه به او ميگويد من روز تازه اي هستم و درباره تو گواهي ميدهم در من کار نيک کن و عمل خير بجا آورد تا در روز قيامت به نفع ات گواهي دهم زيرا بعد از اين هرگز مرا نخواهي ديد. تفسير نمونه جلد 22 صفحه 41
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
بسیار متشکر!انشاا... خوب بتونیم الگو برداری کنیم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
اره واقعا تلاش زیادی میخواد تا بتونیم مثل مولا باشیم ..ان شا لله که بتونیم .. با حدیثی مهمان حضرت شوید: امام علي (ع) :هر يک از شما وقتي وارد خانه اي شد به اهل آن سلام نمايد و اگر کسي در خانه نبود باز هم سلام کند زيرا خداوند که حاضر است و سوره قل هوالله را بخواند که فقر را از خانه بيرون ببرد . تحف العقول صفحه 110
M_Ranjbar
M_Ranjbar
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
کاش ما هم یاد بگیریم
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
کاش ما هم یاد بگیریم..همه نیازمندیم که از حضرت بیاموزیم.. با حدیثی مهمان مولا شوید:امام علي (ع) :کسي که به واسطه پيروي کور کورانه از مردم و همرنگ شدن با جماعت امري را انجام دهد که نافرماني و معصيت خداست اصلا دين ندارد و مشرک است. طرائف الحکم جلد 1 صفحه 353
ghazale
ghazale
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
تشکرات فراوان :) مطلبتون خیلی خوب بود
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنونات فراوان غزاله جان..با حدیث ارزشمندی مهمان حضر ت شوید:امام علي (ع) :خودخواهي و تکبر به هنگام رياست و حکمراني خواري و ذلت به هنگام بر کنار شدن از آن پست را در بر دارد. غررالحکم صفحه
باران
باران
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
ما کجا مولا کجا
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
ما کجا و اونها کجا..ولی کاش بشه حداقل سعی مون رو بکنیم تا شبیه شون زندگی کنیم ..مولا علی یارت..با حدیثی مهمان حضرت شوید:امام علي (ع) :ستايش بي اندازه از شخص تکبر را در او پديد مي آورد و پستي را در شخص ستايش کننده به بار آورد و نکوهش بي اندازه درباره خطاي شخص کينه و دشمني را بين دو طرف بيشتر مي کند. غررالحکم صفحه 83
raz
raz
٩٣/٠٥/٠٢
١
٠
عالی بود واقعا ممنون
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٥/٠٢
١
٠
ممنون از شما بابت نظرتون..مولا علی بارتون..
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠