گم شده‌ام برگشته است
بی خبر رفت؛ بی خبر هم آمد

گم شده‌ام برگشته است

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

مدتي بود كه رفته بود، ناگهاني و بي‌هيچ اطلاع قبلي. خدا مي‌داند چقدر اين رفتن‌هاي ناگهاني تلخ است. آن هم براي من كه همواره از بودنش لذت مي‌بردم، براي من كه لبريز احساس بودم و سرخوش از بودنش، خدا مي‌داند چقدر دلتنگ دوباره آمدنش بودم. خدا مي‌داند چقدر، احساساتم روي هم تلنبار شده بودند.

دقيق خاطرم نيست كه چه مدت گذشته بود از رفتنش، نبودش آزارم مي‌داد، لبريزگفتن بودم اما انگار، تمام واژه‌ها را با خودش برده بود!

سردر گم شده بودم! من مانده بودم با دنيايي از گفتني‌هايي كه در كلام نمي‌گنجيدند. كلافه شده بودم، قدم مي‌زدم، فكر مي‌كردم. مي‌خواستم فضاي احساسم را براي دوباره آمدنش آماده كنم؛ اما فايده‌اي نداشت!

صبر كردم و صبر...

اما همچنان خبري از او نبود. ديگر از آمدنش نا اميد شده بودم، مي‌خواستم به خودم بقبولانم كه برگشتي در كار نيست. اما با همه اين‌ها هر لحظه دلم براي دوباره آمدنش تنگ مي‌شد.

همواره به بودنش احساس نياز مي‌كردم، به هر حال كاري از دستم بر نمي‌آمد، تمام تلاشم را كرده بودم.

همه چيز را سپردم به خدا...

تا اين‌كه چند روز پيش، همان‌طور كه بي‌خبر رفته بود ،غافلگيرانه برگشت! فقط خدا مي‌داند، چقدر دلم براي بودنش تنگ شده بود، چقدر حالم با آمدنش خوب شد. با وجودش مي‌شد دوباره احساساتم را در واژه‌ها بگنجانم، مي‌شد دوباره عصرها دست به قلم شوم ودغدغه‌ها را از زندان ذهن آزاد كنم.

فقط خدا مي‌داند چقدر دلم آرام گرفت با آمدنش. حال مي‌شود آرامش را لمس كرد. بله دوباره برگشت...

همين چند روز گذشته بود كه حس نوشتنم دوباره برگشت!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خوب خدا رو شکر که حستون برگشت............ولی خوب اینجور نوشته ها تو جیم زیاد شده ها........ممنون خانم اعتمادی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
بله درسته :دی مرسی که خوندید:-)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
چقدر جالب. دقیقا حکایت همین حس هستش... به قول قدیمیا هرچی کوشش کنیم واسه نوشتن فایده ایی نداره خود حس باید بیاد و جوشش کنه... عالی بود. عکس مطلبتون رو که دیدم فکر کردم در مورد فیلمش مطلب نوشتید..! ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
بله دقیقاهمینطوره اگه این حسه بره واقعا تلاشم فایده نداره گاهی ممنون ازتوجهتون . :-)
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خوشبحالتون... من دست به قلمم افتضاحه...
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سعی کن شاید خوب بشه :-)برات آرزوی موفقیت میکنم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
هی...........چه قدر زیبا ممنون.اولین نفر شدم آیا؟
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخ نع اکشال نداره مهم نیته :دی مرسی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
ای بابا!!!!!!!!!نظر نداشت بعد نوشت شما ناشناسی تا رفتم تو پروفایل دیگه این طوری شتتتتتتت.:)))))))))
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
من درخواست میکنم به علت بوجودآمدن این مشکل جایزه نفراولوباشمانصف کنن خخخ ;-)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
آقا بدین بینم............خخخخخخ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
شمام مثل من صبور شدین ها؟؟؟؟؟؟خخخخ
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
بعله توام منتظراستی؟ :-)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
آری...........مطلب صبور شدم که نوشتم واسه همونننننننننن.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
:دی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خاک به سرم عکسه مطلبو دیدم گفتم شما هم از دست رفتی خخخخ شوخی کردم عالی ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
عکس بسیارجالبی انتخاب کردن خخخ ممنون که خوندی فاطمه جان :-)
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
میگن طرف میره تونس می خواست برگرده ولی نتونست.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
حس برگشتنش رفته بوده حتما خخخ
maedeh_s
maedeh_s
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خیلیم خوب:) / هعـــــــی..حس نوشتن من هیچ وقت نمیاد..قلم خوبی ندارم:(
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون مائده جانم:-) سعی کن ان شالله خوب میشه
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
به به عالی بود فائزه
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سپاس طنین ;-)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سلام:امیدوارم ازتمام توانائی هاتون به بهترین شکل بهره ببرید.متشکرم
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سلام سپاسگزارم به دعای شما ان شالله ، زنده باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سلام:ممنون.سلامت باشید.
S_SOHA
S_SOHA
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
آیییییییییی...آی آی آی.... آی گفتی خواهر... گفتی ها...
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخخ خوب گفتی ام پس :دی
faride
faride
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
مارو سرکار میذاری؟؟نچ نچ...من چی فکر کردم...فکر کردم از دست رفتی!خخ
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
والاترین اهداف ما سرکارگذاشتن شوماست :دی
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠١
٣
٠
^____^ جالب بود . یه روزم حس نویسندگی به من دست داد ، ولی من بهش دست ندادم ، ضایع شد رفت ، دیگه برنگشت . من مانده ام تنهای تنهااااااااااااااااااااااا ...^____^
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
١
٠
همین کارارو کردین که اینه حال وروزتون دیه :| خخخخ مرسی
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
حال و روزم چشه مگه ؟؟؟؟؟-____- خیلی هم خووووبه ^____________^
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
١
٠
خخخخخ خوب باوشيد همه عمــــــــــر :دي
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
مرسی و همچنین ^__^
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خب خداروشکر ایندفه دیگه نذار بره!!خخخخ
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخ خبرکه نمیده ییهو میره ;-)
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٥/٠١
١
٠
خدا کنه این اخرین نوشته ای باشه که به این نوع خواننده رو جذب می کنه ...اخه این روزا دیگه تو جیم تکراری شده همین چند روز پیش بهمنمون یه همچین قصه ی عاشقانه ای نوشته بود و اخرش گفته بود جیم عاشقتم یا خانوم اسمانه هم واسه نماز صبح همچین چیزی نوشته بودن یا یکی دیگه از دوستان یا..... / من همون اول که می خواستم متنو شروع کنم بخونم اومدم اخرش دیدم اره از هموناس ..... اولش مخاطب خاصه بعدش میشه یه چیزی که اصلا به حرفا ربطی نداشت / ببخشید میدونم حرفم خوب نبود و امیدوارم ناراحتتون نکرده باشه اینو گفتم که دیگه بچه های دیگه این کارو نکنن اخه ادم ضد حال میخوره این همه میخونه اخرش انگار که مسخرش کرده باشن. مرسی و امیدوارم منظورمو بد برداشت نکرده باشید
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
من با دیدن عکسش متوجه شدم که مخاطب خاص نیست
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
:) صلوات بفرستین بچها !
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
تکبیر....
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
نه بابا دوشواری نداریم که نظر شما هم محترمه :-) خب حس نوشتنم برام مهمه اینم براساس واقعیت نوشتم نه صرفا سرکار گذاشتن :-)
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
عالـــی بود.ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سپاس :-)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
چه سرعت اینترنت ما خوب شده...........
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
بله این وقت صب که کامنت دادی سرعت بالاست ;-)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
واسه همین میگم دیگه...........
سايه
سايه
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
اين غم انگيزه كه آدم همه شادي اش وابسته به حضور يه شخص خاص باشه و غم انگيزتر اينكه اون شخص خاص همه شاديش وابسته به حضور تو نباشه:( مطلب زيبايى بود ممنون:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
گفتمت بامن بمان گفتی که یارت نیستم /روشنی بخش وچراغ شام تارت نیستم/درتمام تاروپود من تنیده یادتو/ای که ازمن غافلی غافل زیادت نیستم!چقد جمله خوب وقابل درکی گفتی،ممنون که خوندی :-)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
تبریک میگم که حستون برگشته ! موفق باشید مواظبش باشید دوباره قهر نکنه برهههههههههههههه خخ ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخخخ ممنون گلپري :دي
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
الحمدا... که از شما برگشت :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخ بعله ازمابرگشته فعلا مرسی که خوندید:-)
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
الان حس نوشتنتون برگشته ینی میخاین تند تند پست بزارین؟؟....مرسی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخ ان شالله که اینطور بشه البته کنکور که سه هفته دیگست یکم دست وپای منوبسته ;-)
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
مال من هیچ وقت نرفته بود که برگرده!! در واقع هیچ وقت نداشتم که بخواد بره و برگرده! دی : خوب باشید :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخ شایدم یه وقتی اومد حالامنم استعدادخاصی ندارم واسه دل خودمه دیگه خداروشکرکه شماهاهم تحمل میکنید،نویسندگان خوب افراد دیگری هستند:-)ممنون که وقت گذاشتی و خوندی
لبخند انار
لبخند انار
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
حرف دلمو زدی خانم ف.گ.من هم مانند شما هستم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سلام
خسته نباشيد . چشم شما روشن.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
سلام سلامت باشید خخخ ممنون : ))) کم پیداییدآقای روشناوند !
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
چه عکسی :دی خب چه خوووب شد که برگشت مواظب باش که واز نره:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
خخخ آره عکس خیلی خوبی براش انتخاب کردن دستشون دردنگیره :-) سعی میکنم نگهش دارم ;-) مرسی که خوندی
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
کلا حس خوبیه ،مخصوصا در مواقع تنهایی...تبریک بابت برگشتنش...:)))))))))
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
بله خيلي بهش احساس نياز ميكنم :) سپاس
Niva
Niva
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
:)))
ati
ati
٩٣/٠٥/٠٣
٠
٠
مال ماکه جایی نرفته بودکه برگرده...والا بوخدا
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٥/٠٤
٠
٠
خخخخ خوشبحالت سفت چسبيديش پس:دي
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥