آدم عجب وَقیح به نیرنگ می‌شود / شعر

آدم عجب وَقیح به نیرنگ می‌شود / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

امشب دلم برای خدا تنگ می‌شود

من شیشه می‌شوم و دُعا سنگ می‌شود

پای گریز از هوس آلودگی کجاست؟

دارم ولی میانه ره لَنگ می‌شود

بین خدا و من قدمی بیشتر نبود

افسوس حجم فاصله فرسنگ می‌شود...

تصویرِ روی دوست کجا می‌توان کشید

حتی قلم زِ کفرِ تو بی‌رنگ می‌شود

دستی که باز کرده‌ام از حسرتِ قنوت

امشب به روی صورتِ من چَنگ می‌شود...

امشب شمارِ رکعتم از خاطرم گریخت

آدم عجب وَقیح به نیرنگ می‌شود...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
امشب شمارِ رکعتم از خاطرم گریخت.... امان از دست آدم بی حواس.....قشنــــــــــگ گفتین... مرسی از شما(^_^)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
چه زیبا! به دلم نشست.
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
زیبابودددددددد فقط خداسنگ میشودوزیاددددددوست نداشتممممممممممم
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
خدا نیست دلنیا جان. دعا ...
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
ببخشششیدپشت فرمون خوندم زیاددقت نکردم ولی به هرحال دعاهم زیبانیست
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ و عالی بود.تشکر
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
سلام...بسیار بسیار عالی..من لذت بردم...احسنتم...مرحبا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
سلام:درود برشما بسیار زیبا بود. لذت بردم شادمان و موفق باشید.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات