بازی من و خدا ...
زیر گنبد کبود جز من و خدا کسی نبود

بازی من و خدا ...

نویسنده : Hadis Saberi

زیر گنبد کبود

جز من و خدا کسی نبود

روزگار رو به راه بود

هیچ چیز نه سفید و نه سیاه بود

با وجود این، مثل این‌که چیزی اشتباه بود

زیر گنبد کبود

بازی خدا نیمه کاره مانده بود

واژه‌ای نبود و هیچ‌کس شعری از خدا نخوانده بود

تا که او مرا برای بازی خودش انتخاب کرد

توی گوش من یواش گفت: تو دعای کوچک منی

بعد هم مرا مستجاب کرد

پرده‌ها کنار رفت

خود به خود با شروع بازی خدا، عشق افتتاح شد

سال‌هاست اسم بازی من و خدا زندگیست

هیچ چیز مثله بازی قشنگ ما عجیب نیست

بازی که ساده است و سخت

مثله بازی بهار با درخت

با خدا طرف شدن کار مشکلی است

زندگی بازی خدا و یک عروسک گلی است...

(توجه شعر ماله خودم نیست فقط گذاشتم که لذت ببرید )

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
لذت بردیم ^___^
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خیلی هم عالی ممنون تیترشم زیبا بود
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
مرسی
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خیلی زیبا بود خوشمان اکد مرسی
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خیلی هم عالی......لذت بردیم........ممنون از شما
Pesare irani
Pesare irani
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خیلی احساسی و جالب بود...ممنون
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
قشنگ بود ولی قافیه اش بعضی جاها نمیدونم میرفت
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
به به!لذت بردیم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
سلام:انتخاب قشنگی بود.متشکرم
t_gh
t_gh
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خوب بود.ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
یکم اگه موزون تر میبود بهتر بود. اما اصل محتوا هستش که خیلی خوب بود. ممنون از شما
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خیلی خوب بود. مرسی.
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خیلی زیبابود،ممنون
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
خیلی خوب بود ممنون
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
زندگی بازی خدا و یک عروسک گلی ست......عروسک گلی.....خیلی جالب بود....این قسمتشو تا ابد یادم میمونه:)مرسییییییی
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
بازی که ساده است و سخت مثله بازی بهار با درخت..بح بـــح لذت بردیم:) تشکــــرات(:
f_dehghan
f_dehghan
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
لذت بردیم..!
Hadis Saberi
Hadis Saberi
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
از همه ممنون که نظر دادین
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
وایووووووووووووو.........کاش منبع رو هم ذکر میکردید.
Hadis Saberi
Hadis Saberi
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
منبعش دفتر معلم ادبیاتمون بود نمیدونم از کجا پیدا کرده بودند
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٠١
٠
٠
آووووووووو:)))))))چه منبع موصقی........موصغی...........موسقی.............موسغی..........بالاخره یکی از اینا درسته دیگه؟
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
بسیار لذت بردم...یک حس خوبی بهم دست داد ممنونم:))
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات