سهراب تولدت مبارك
بهترين‌هاي سهراب به انتخاب شما جيمي‌ها

سهراب تولدت مبارك

نویسنده : سایت جیم

* s-rastgoo: در فلق بود که پرسید سوار...

* s-rastgoo: آسمان مکثی کرد

* الهام سادات: به سراغ من اگر می‌آیید/ پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ‌های هوا/ پر قاصدها ییست که خبر می‌آرند/ از گل واشده‌ دورترین بوته‌ خاک. روی شن‌ها هم نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح/ به سر تپه‌ی معراج شقایق رفتم پشت هیچستان، چتر خواهش باز است/ تا نسیم عطشی در بن برگی بدود/ زنگ باران به صدا می‌آید/ آدم این‌جا تنهاست و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاریست. به سراغ من اگر می‌آیید، نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.

* m_vahedi: تا شقايق هست زندگي بايد كرد

* m.javadi: پشت شيشه تا بخواهی شب / در اتاق من طنينی بود از برخورد انگشتان من با موج، / در اتاق من صدای كاهش مقياس می آمد / لحظه های كوچك من تا ستاره فكر می كردند / خواب روی چشم‌هايم چيزهايی را بنا می‌كرد: / يك فضای باز، شن‌های ترنم، جای پای دوست....

* افسانه: آسمان مال من است / پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است / چه اهمیت دارد / گاه اگر می رویند / قارچهای غربت ؟ /

* Saeede: تو کجایی سهراب؟؟؟ آب را گل کردند ... چشم ها را بستند .. .. 

 و چه با دل کردند ... ... ... 

 وای سهراب کجایی اخر ؟؟؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ..

 کجایی اخر ؟؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند ... 

 صبر کن .. قایقت جا دارد ؟؟؟؟ من هم میخواهم دور شوم از این خاک غریب ...

 تو کجایی آخر ......؟؟

* saeede: سوره تماشا به تماشا سوگند/ و به آغاز کلام/ و به پرواز کبوتر از ذهن/ واژه‌ای در قفس است./ حرف‌هایم، مثل یک تكه چمن روشن بود./ من به آنان گفتم:/ آفتابی لب درگاه شماست/ که اگر در بگشایید به رفتار شما می‌تابد./ و به آنان گفتم:/ سنگ آرایش کوهستان نیست/ همچنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ./ در کف دست زمین گوهر ناپیدای است/ که رسولان همه از تابش آن خیره شدند./ پی گوهر باشید./ لحظه‌ها را به چراگاه رسالت ببرید./ و من آنان را، به صدای قدم پیک بشارت دادم/ و به نزدیکی روز، و به افزایش رنگ./ به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن‌های درشت./ و به آنان گفتم:/ هر که در حافظه چوب ببیند باغی/ صورتش در وزش بيشه شور ابدی خواهد ماند./ هر كه با مرغ هوا دوست شود/ خوابش آرام‌ترین خواب جهان خواهد بود./ آن كه نور از سر انگشت زمان برچیند/ می‌گشاید گره پنجره ها را با آه./ زیر بیدی بودیم./ برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم:/ چشم را باز کنید، آیتی بهتر از این می‌خواهيد؟/ می‌شنیدم که به هم می‌گفتند؟/ سحر می‌داند، سحر!/ سر هر کوه رسولی دیدند/ ابر انکار به دوش آوردند./ باد را نازل کردیم/ تا کلاہ از سرشان بردارد./ خانه‌هاشان پر داوودی بود،/ چشم‌شان را بستیم./ دست‌شان را نرساندیم به سرشاخه هوش./ جیب‌شان را پر عادت کردیم./ خواب‌شان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم./

* t-m: من نمی‌دانم که چرا می‌گویند/ اسب حیوان نجیبی است/ کبوتر زیباست/ و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست/ گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد/ چشم‌ها را باید شست/ جور دیگر باید دید/ واژه‌ها را باید شست/ واژه باید خود باد واژه باید خود باران باشد/ چترها را باید بست/ زیر باران باید رفت/ فکر را خاطره را زیر باران باید برد/ با همه مردم شهر زیر باران باید رفت/ دوست را زیر باران باید دید/ عشق را زیر باران باید جست

* m.attari: رفته بودم سر حوض/ تا ببینم شاید، عكس تنهایی خود را در آب/ آب در حوض نبود. ماهیان می‌گفتند: (هیچ تقصیر درختان نیست./ ظهر دم كرده تابستان بود،/ پسر روشن آب، لب پاشویه نشست/ و عقاب خورشید، آمد او را به هوا برد كه برد.)

* Mahoor: و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگي‌ها برد مرا رساند به امكان يك پرنده شدن

راستي براي شادي روح سهراب سپهري يك فاتحه هم بخوانيد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
بیتا ن
بیتا ن
٩١/٠٧/١٩
٣
٠
لایک به همشون دوست داریم سهراب
م- مالداری
م- مالداری
٩١/٠٧/٢٠
١
٠
م عاشق شعرای سهرابم. خوندن اونا من و یاد دوران دبیرستان انداخت .همتون با حالین
anis
anis
٩١/٠٧/٢٠
١
٠
و عشق / تنها عشق / تو را به گرمی یک سیب / می کند مانوس!
دختری با شال سبز
دختری با شال سبز
٩١/٠٧/٢٠
١
٠
بچگی های من با سهراب بود..همیشه مثل یک الگو ولی یک روز استادم بهم گفت دست از تقلید کردن یردار وتصمیم گرفتم اون برام یه راهنما باشه نه همه ی زندگیم...
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٨/٢٦
١
٠
هر وقت می خواستم شعر بگم،اول می رفتم شعرای سهراب رو می خوندم و بعد با تمام احساسم شعر می گفتم.حیف که کنکور طبع شعریم رو خشک کرد.ممنون
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
جان فدای شاعران.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
عاشق شعرای سهراب سپهریم...ممنون دستتون درد نکنه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨