خبر به دورترین نقطه جهان برسد / شعر
شعری از زنده یاد نجمه زارع

خبر به دورترین نقطه جهان برسد / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

خبر به دورترین نقطه جهان برسد

نخواست او به من خسته -بی‌گمان- برسد

شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد

چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر

به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...

رها کنی برود از دلت جدا باشد

به آن‌که دوست تَرَش داشته به آن برسد

رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطه جهان برسد

گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری

که هق! هق!... تو مبادا به گوش‌شان برسد

خدا کند ... نه! نفرین نمی‌کنم ... نکند

به او - که عاشق او بوده‌ام - زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند که فقط زود آن زمان برسد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢١
٢
٠
خواندیم و فیضش را بردیم، سپاس.
م رحیمی
م رحیمی
٩٣/١٠/٢١
١
٠
بسیار زیبا، لذت بردم ممنون
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
من ازغمو شکست زیادخوشم نمیادولیییییییییی ممنون شعرزیبایییییییییی بوددددددددددددد
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
دردو بر حسن سلیقتون... تشکرآت...فیض بردیم (^_^)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
روحش شاد باشه این بزرگ بانوی شاعر. شعراش رو دوست دارم.
انیس
انیس
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
قشنگ ها... ولی دلگیر میشی از خوندنش .... بازم قشنگ و زیباست تشکر.
HOSEIN
HOSEIN
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
عالیییییییییی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت/کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد....عالی بود. بعد از مدت ها از یک شعر واااقعا لذت بردم
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
درود بر شرف شما :))))
F-jafari
F-jafari
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
فوق العاده بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات