شب بخیر آقای جمعه ها
مهمان سفره‌ی افطارم میشوی؟

شب بخیر آقای جمعه ها

نویسنده : m_mahnik

ماه چه آرام، شب چه آرام

دلش گرفت امروز دستهای من که رفته بود به طلب

ساعت چه آرام، ستاره ها چه فسرده

قرار بود که امروز بیایی، مرا با خودت ببری،

عشق چه گستاخ

به من رخصت داده صدایت کنم

دل چه بی قرار، ثانیه ها چه مضطر

باز جمعه تمام شد، فردا باید از صبح فراموشت کنم

روز چه شدید، خدا چه نا امید، تو چه لبخندی به لب داری!

باغچه بی برگ، گل هم خاکستری رنگ دلی از من!

دامانت چه سبز، صورتت چه ماه

بیایی دست از دامانت نمیکشم

اگر بیایی، قسم می‌خورم اولین رسوای عشقت شوم مهربان آقا

اگر بیایی مرا نوازش می‌کنی؟ مهمان سفره‌ی افطارم میشوی؟ مینشینی برایت دو بیت غزل بخوانم؟

شبت بخیر آقای جمعه‌هایی که همه شان را غایبی! شبت بخیر.

نویسنده:منصوره طوسی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_Ranjbar
M_Ranjbar
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
عالی بود
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
حرف نداشت ممنون
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
ای غایب همیشه حاضر شب بخیر...
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
شبت بخیر آقای جمعه‌هایی که همه شان را غایبی......ممنون .......خیلی زیبا بود
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
مرسی خیلی زیبا بود
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
انشاالله هرچه زودتر ظهور کنند
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
بسیار زیبا ممنون به امید ظهور
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
عالی بود ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خیلی زیبا بود!ممنون
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
فوق العاده بود
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی/ چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی.... ممنون از دلنوشته ی زیبا و احساسیتون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام ... متشكرم جالب بود
t_gh
t_gh
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
زیبا بود.ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
ممنون :)))))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات