گاه باید تا ته دل پر کشید
شعری سروده خودم

گاه باید تا ته دل پر کشید

نویسنده : amin_tado

امیدوارم افطارهای زیبایی داشته‌باشید و به قول احسان علیخانی ماهتان عسل باشد، شعر کوچکی سرودم که بدم نمی‌آید جیمی‌ها آن را بخوانند و نظرشان را بگویند.

گاه باید تا ته دل پر کشید

دست بر دیوار خودخواهی کشید

نوع آن را لمس کرد و فکر کرد

با کسی که ساخته آن را، جنگ کرد

با تبر یا تیشه این کارساز نیست

جنس آن فولاد و سنگ سخت نیست

جنس آن از روح بیمار من است

این منیت تا چه روزی با من است؟

روز مرگم سخت خواهدبود اگر

زخم باشد روح و جسمم بی‌خبر

رو دوا را از دوا خانه بگیر

از خدای مهربان، راهی بگیر

روح خود مرهم بساز و رشد کن

از منیت تا طهارت سِیر کن

در جهان خیر، باید سیر کرد

تا همین دیوار من را خُرد کرد

خود نَخواه که پیری هر آدمی

از طمع موی سیه، بی‌رنگ کرد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ای-وای
ای-وای
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
سلام... خوبه به امید اینکه عالی بشه
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
بسیار بسیار زیبا بود.کلاس نویسندگی رفتین؟
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
باریکلا ، خوشمان آمد . منتظر کارای جدیدتر و بهترت هستیم دادا...
f_dehghan
f_dehghan
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
به به بسیار هم زیبا.....!
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
بسیار عالی !!
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود.....ماه شما هم عسل........ممنون
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
عااااااااااالی بود حتما ادامه بدین مشتاقانه منتظریم..:))))
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خیلی زیبابودممنون
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
بسـیار هم زیباست.ممنون از شما
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
به به خیلی هم عالی زیبا بود......... ماه شما هم عسل
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
زیبا بود.
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
به به!خیییلیم زیبا!
t_gh
t_gh
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
قشنگ بود.ممنون
سردار
سردار
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
از بیت پنجم به بعد ؛ ابیات ، وصله ناجور شعرت بود ! موفق باشید ...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
زیبا بود:)":
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
دبل اس اویندا
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٥
٠
٠
از طمع موی سیه بیرنگ کرد....ابیات عالی متعالی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠