بچه‌ زرنگ
روزی که از توانایی خودم مشعوف شدم!

بچه‌ زرنگ

نویسنده : zahra_mmm

در حال و هوای امتحان‌ها بودیم که یک روز زنگ شیمی، قرار بود امتحان گرفته بشود. ولی بچه مثبت‌هام درس نخوانده بودند! من و دوست‌هایم خوانده و آماده امتحان بودیم. دبیرمحترم‌مان آمد و خود شیرین‌ها گفتند:«قرارمون نمونه سوال بوده...» ما هم گفتیم:«قرارمون امتحان بوده»

آن‌جا بود که فهمیدم تبعیض یعنی چه؟ چون به حرف ما هیچ توجهی نشد و نمونه سوال حل کردند. من هم کوره خشم شدم وگفتم:«یعنی چی خانم؟ روزایی‌ که آن‌ها می‌خوانند امتحان می‌گیرید و روزایی که ما می‌خونیم نمونه سوال حل می‌کنین؟»

دبیر محترم فرمود:«یعنی شما الان آماده امتحانی؟» کاملا حق به جانب گفتم:«بله، آماده، آماده‌ام».گفت: «خیله خب...پاشو برو پای تخته! این سوال را حل کن می‌خوام برات نمره بگذارم، هیچ‌کس هم هیچی نمی‌گه...!»

من‌ هم کم نیاوردم و خوشحال وخندان رفتم پای تخته و شروع کردم به حل کردن سوالات سوال اول...!سوال دوم...!سوم...!و...انقدر نوشتم تا ورقه تموم شد:))))

دبیر بزرگوار که چشم‌هیاش از حدقه بیرون زده‌بودند (قیافه‌اش دیدنی شده‌بود) گفت: «آفرین! خوب یاد گرفتی» و دوست‌تانم گفتند: «ایول!». آن روز بود که واقعا از توانایی‌های بالای خودم مشعوف وخجسته شدم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٤/٢٥
٢
٠
اخ اخ من خدای این کارام :دی خخ یادش بخیر همه میومدن بپیچونن ما نمیزاشتم شایدم خودمون نخونده بودیم ولی خوب جانب خودمونو رها نمیکردیم خخخ ممنون یاد مدرسه افتادم
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
:)))) ممنونم
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٥
١
٠
بچه های کلاس ما بیشتر اوقات با هم هماهنگ بودیم اگه قرار بود بدیم همه موافق و اگر قرار بود ندیم هم با موافقت همه و البته معلم نمی دادیم....ممنون از مطلبتون
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
ماهم فقط بعضی موقع ها اینجوری بودیم...!:دی
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٦
١
٠
والا تا جایی که یادمه ما همیشه کلاسمون یک دست بود ، معلم میومد امتحان بگیره ، حتی اونی هم خونده بود میزد زیرش و منکر امتحان میشد ! دم خودمون گرم...
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
یعنی ایول!!!!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
آخ آخ آخ.............ولی موقع من همیشه میخورد زنگ تفریح..........بهم میگفتن رویا زنگ تفریح واسه همین خانم معلم منو نمیگفت تا زنگ تموم نشه........:)
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
ارزویی که من فقط اون روز نمیکردم...!!!!:)))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
جان؟؟؟
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
هی یادش بخیر آدم چه زود پیر میشه
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
هععععععععععععی...! مچکرم:دی
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
چی کلاس خودشیرین الکی دارین!....ما هشت نفر یا همه با هم یا هیچکس!
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
تو همه کلاسا داره دیگه...روند رو به رشدی رو داره طی میکنه...همین خود شیرینی!!!جوابم که میده:دیییییییی
همتا
همتا
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
شیرین نوین !!!:دی .... من اگه یکی می گفت خانم امتحان بگیرین جف پا میرفتم تو شیکمش !!!!!
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خدائیش میخواستم نمره ام خوب بشه...شب قبل همچی خوندم که همه کف کنن...بوخودا...خخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
آفرین به شما خوب ضایشون کردی !!!!!!!!خخخخخخخ ولی این خود شیرینای کلاس دیگه خیلی شیرینن خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
شیرینیش به تلخی میزد این اواخر...!:دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
سلام:ما میتوانیم یعنی همین.ممنون
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
مچکر از نظرتون:)
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
معلم ما که فقط به حرف بچه زرنگا گوش می ده.
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
مثه همین خانوم ما!!!! اجحاف در حق دیگران...
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
همه از امتحان فرار میکنند بعد شما .... نوچ نوچ :-)
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
منم مثه همه فراری ام از امتحان...!ولی باید روی اون بچه پرو ها کم میشد یانه؟؟؟!!!
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
افرین افرین..خوشم اومد...این یکی از استعداد های بچه هایی که همش کنسل میکنن و بقیه فکر میکنن درس نمیخونن هیچ وقت..همچین بهشون نشون دادی :)))))
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
کلاس ما که هماهنگ بود...خودشیرین اینا نداشت ..../.ایش اصلا چه معنی داره معلمها امتحان بگیرن؟!:/
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
همینو بگو...!میگه امتحان بین بچه ها دوگانگی ایجاد میشه تا روز امتحان...:دی
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
کلاسمون هماهنگ هماهنگه همیشه!!ما دالتونا هم که سوگلی های معلما بودیم همه ش در حال کنسل کردن امتحانا
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خوبه به حرفتون محل میداده دبیر محترم!
sali
sali
٩٣/٠٤/٢٦
١
٠
ما پسرا یا همه یاد نداشتیم و یا همه یاد نداشتیم..!!!خخخخخ. دو دستگی هم نبود
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
احسنت...به شما ودوستاتون میگن متتتتتتتتتتتتتتتتتتتحد!!!! اورین اورین:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
ما هم همیشه یه دست بودیم هم تو دبیرستان و هم تو دانشگاه
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
خوش بحال هممممتون...!ممنون
S_SOHA
S_SOHA
٩٣/٠٤/٢٧
٠
٠
افرین بانو... ولی چه کلاس آشفته ای داشتید...
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
اوووووووووووووف!!!!!تازه این یه موردش بود...هر روز امتحان...هر روز درگیری...!!!!!خخخخخخ
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٢٨
٠
٠
هیچ وقت بر خلاف کلاس حرکت نکنید ضرر داره من هم تا حالا زیاد شده !! ولی خوب اگر امتحان میگرفتند بقیه نابود میشدند
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
پس ماچیییییی؟؟؟اگه اون سوالا رو حل نکرده بودم الان دق کرده بودم از این نامردی:)))
zahra_mmm
zahra_mmm
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
اره بابا!!!چی فکر کرده بودن؟؟؟ماهم بلد بودیم بخونیم....نمیخوندیم ریاااااااااااا نشه:)))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣