آخر چگونه تیغ به فرق سرش نشست؟!
شعری به یاد فرق شکافته مولا علی (ع)

آخر چگونه تیغ به فرق سرش نشست؟!

نویسنده : s_mohsen

آمد دوباره قدر و امامی که هست

رد نوازش یک سر و جای دست

در پیچ پیچ کوچه‌های کوفه رفت

آری دوباره کوفه و آن یارهای پست

این بار کوچه‌های کوفه عطرآگین بود

امروز علی(ع) آمد و به منبر نشست

حالا دوباره علی(ع) و قصه محراب

آن‌جا که دشمنی به اقامه نمازش صف بست

یک کوفه، یک علی و یک جانماز

آخر چگونه تیغ به فرق سرش نشست؟

آخر چگونه دلت به دشمنی ره داد

هان ای ابن ملجم هیچی پرست؟

تکرار این قصه کم نبود اما

شاید که عشق بهترین راه است

این بغض خشکیده اخرش با من

شاید بماند و راه گلویم بست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٢٨
٠
٠
شاید که عشق بهترین راه است... قطعا همینطوره.... خیلی زیبا و دلنشین بود. ممنون
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٢٨
٠
٠
یک کوفه، یک علی و یک جانماز آخر چگونه تیغ به فرق سرش نشست؟... خیلی قشنگ بود..شهادت حضرت علی رو هم به همه تسلیت میگم..../// تشکـــرات از شوما هم(:
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٨
٠
٠
-___-
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٢٨
٠
٠
سلام دوست گرامی:خیلی متشکرم از شعرتان که مناسب این روزهاوشبهاست.صاحب این ایام خودش پاداشتان را خواهد داد.ممنون
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٨
٠
٠
شعر زیبایی بود..........ممنون
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
مرسی ازتو شعرتون واقعا خوب بود...
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
شعر خوبی بود.مرسی:)
t_gh
t_gh
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
زیبا بود.ممنون
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
بسـیار زیبا بود. ممنون
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
خیلی ممنون.
آنا
آنا
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
اي ماه سر به مهر سر از سجده بر مدار... پشت سرت کسي نشسته که شق القمر کند... (تشکر فراوان از شما بسیار زیبا بود )
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٤/٢٩
٠
٠
خیلی خوب...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات