کور خود، بینای مردم
روایت یک تصادف تخیلی

کور خود، بینای مردم

نویسنده : ali-y

در حالی که سرم را مثل بچه آدم انداخته‌بودم پایین و سعی می‌کردم به مناظر طبیعی و غیر‌طبیعی اطرافم توجهی نداشته‌باشم، از داخل پیاده‌رو به سمت مقصد در حرکت بودم. (‌همچین آدمی هستم‌) که با صدای بوق ممتد از اعماق تخیلاتم به بیرون پرت شدم. وقتی از شوک خارج شدم سر چرخاندم تا از ما وقع مطلع شوم. قضیه از این قرار بود که راننده نسبتا محترمی، بدون توجه به «صادرات» از پارک خارج و مثل آهو پریده‌بود وسط خیابان و در نتیجه خودروی دیگری که در همان مسیر در حرکت بوده به ناچار بر ترمز و ایضا بر بوق کوبیده بود. راننده متخلف بدون توجه به فحش‌های بوق‌داری که نثارش می‌شد راهش را گرفت و رفت. اما راننده معترض گویا هنوز دلش خنک نشده‌بود و همچنان در حال هنرنمایی و به رخ کشیدن خیل متنوع فحش‌های موجود در فرهنگ لغات ذهنش، بود.

 هنوز لحظه‌ای از این صحنه چشم و گوش‌نواز نگذشته بود که دوباره صدای بوق بلند شد، این بار خودرو جدید الورودی پشت خودروی معترض قرار گرفته‌بود و بنا گذاشته‌بود به بوق زدن و دُر افشانی، «که گاری‌چی تو را چه به ماشین‌سواری ، یابو سوارِ بوق» فرد معترض که تازه متوجه شده‌بود خود خطای نفر اول را تکرار کرده، صرفاَ برای این‌که کم نیاورده‌باشد چند فحش آبدارِ‌تر و تازه حواله راننده سوم کرد و در همان حین محل را ترک کرد. خلاصه اوضاع کاملا بوق در بوق شده‌بود و موضوع تازه‌ای برای تخیلات بی پایان‌مان جور شده که چرا اینطوری هستیم ما؟

پ ن: حتما و مطمئناً می‌دانید که این داستان زائیده تخلیات بنده بوده و اصلا مصداق خارجی ندارد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٢٤
٣
٠
نــــــــــه اصلا و ابدا مصداق نداره! اونم تو ایران؟ نه! داریم مردم؟
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ... بله دیگه منم همینو گفتم ، نداریم اصلا!!!!! ...
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٤
٨
٠
واقعا نمیدونم چرا اینجوری هستیم ما !! حالا اگه بخوان از یه در برن داخل نیم ساعت تعارف تیکه پاره میکنن ولی تو رانندگی قانونشون اینه : اگه تو خری ، من از تو خرترم !! -__-
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام. ممنون این یکی از عجایب اخلاق ماست ... البته اخلاقیات مثبت هم زیاد داریم ...
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
آره ، اما بدیا بیشتر به چشم میان ...
Z_M
Z_M
٩٣/٠٤/٢٦
٢
٠
یه قانون دیگه م هست که سر چهار راه ها میگه اول نیسان بعد من بعد هر کی تونست
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
^__^
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
نهههه اصلا ما باور نمیکنیم! :دی
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ... ممنون از وقتی که گذاشتین ...
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٥
١
٠
من به شدت وجود هم چنین اتفاقی را در ایران تکذیب می کنم اینا فقط مال بلاد کفره....ممنون از مطلبتون، راستی صادرات چیه؟
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ممنون که با من موافقین ... صادرات: صندلی . آینه تنظیم .دنده . راهنما . آینه . ترمز دست
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
بعله چه جذاب....هنوز برای گواهینامه نرفتم...
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
بله خخخ زاییده تخیل !!
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ... بله واقعا ... ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
ما که تا حالا همچین اتفاقاتی ندیدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام... چون شما اهل تخیل نیستین و این اتفاقا کلا تخیلی هستن ... ممنون
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
وا؟ بوووق؟ ايران؟؟؟ فش؟؟؟؟ يابو؟ نه بابا خواب ديدي خير باشه
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام... پیش میاد دیگه شما ببخشید ... ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام:خوب شد که تخیلی بود.ممنون
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام... رفع کسالت شد ؟؟؟ ممنون از حضورتون ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام: الحمدلله بهترم.خیلی متشکرم از احوال پرسیتون.خواهش میکنم.
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
تکذیــب است ما ندیدیم تا به حال،شایعه است :دی
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ... شایعه نیست تخیله ... ممنون
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٢٥
١
٠
من که چنین چیزی ندیدم..ماشاالله شما چه تخیلاتی دارید ..فحش..بوق..تو ایران؟ اصــــــــــــــــــــلا...
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
١
٠
سلام ... فکرشو بکنین اگه اینطوری بود چقدر بد میشد ... تصورش هم سخته ...
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٤/٢٥
١
٠
مگه ماشینای ایرانی بوق داره؟؟؟؟؟؟؟
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٥
١
٠
کلا با بوقش میخرن !!
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ... از بس صدای بوق نشنیدیم یادمون رفته همچین امکاناتی هم هست ... ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
تخیلی نبود بود ؟؟نبود ؟؟/خخ در کل ممنون ...... خوش میاد تو متن توضیح هم دادید که چه آدم خوبی هستید خخخ (همچین آدمی هستم‌) خخخخ
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
100% تخیلی بود ، اصن همچین چیزی وجود نداره ! فقط یه ذهن خلاق میتونه این رو بنویسه ^__^
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ... بگفته آقا عماد همه اش درهم تخیلی بود ... من؟ خوب؟ اصلا مگه میشه ؟ ....
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
تخیلی بیش نبود...خخخ ممنون :)
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام ممنون :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
ih?????ها؟؟؟؟؟این کیبود را درست کنید............
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام.. . ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
هی وای.........درست شد.........یعنی فارسی نمیشد با خودکار زدم لاش درست شد......مشکلی نیست و همچنان قیمت پنیر بالا می رود.........
Z_M
Z_M
٩٣/٠٤/٢٦
٢
٠
کلا نمی دونم چرا وقتی سوار ماشینیمپیاده ها بی قانون به نظر میان وقتی پیاده ایم راننده ها
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام بله دیگه همیشه ماست ...
مریم
مریم
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
فرهنگ رانندگی نداریم فرهنگ انتقادپذیری نداریم فرهنگ اعتراض نداریم فرهنگ کتابخوانی نداریم ما وارثین فرهنگ دوهزار ساله!!(آیکون غصه در حد مرگ) و کاشکی هر کدوممون از خودمون شروع کنیم شاید یه روزی درست بشه ای باباا!!!! من این کد امنیتی رو درست می زنم این هی میگه اشتباهه!!! فرهنگ کد وارد کردنم نداریم (آیکون چشمک)
ali_y
ali_y
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
سلام . انشا الله که بهتر بشیم
so_karimi
so_karimi
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
راننده ها که اعصاب ندارن :)
fatemeh_sh73
fatemeh_sh73
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
ایرانی که باشی مخصوصا اگر راننده ی مرد هم باشی.. : بوق= سلام بوق=خوبی؟ بوق= نوکرتم بوق= مخلصم بوق= خدافظ دیدم که میگمااااااا :/
n_roointan
n_roointan
٩٤/٠٦/٠٨
٠
٠
داریم خوبشم داریم زیادم داریم نیاز نیس راه دور بری سرهر کوچه که دوس داشتی کافیه یه بار برخلاف میل رانندگاه عمل کنی بعدش به دایرلغاتت خیلی کلمات افزوده خواهد شد . به همین راحتی
ali-y
ali-y
٩٤/٠٦/١٠
٠
٠
سلام متشکر خوش آمدید
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤