مثل یک مهمانی خاص...
از تو ممنون و عذر خواهم

مثل یک مهمانی خاص...

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

باز ماه رمضان  است، ماه بندگي و ماه مهموني خدا! شايد شما هم مثل من برخورده‌ باشيد به كلي پيامك كه در لحظه‌هاي افطار برایتان آمده، بخاطر اين ماه عزيز و التماس دعا گفتن عزيزانتان به شما، وقتي مي‌بينند ممكن است به واسطه دل پاك و مهربان‌تان خواسته‌هاشان به اجابت برسد!

نمي‌دانم خدايا، آيا من شايسته اين همه محبت و لطف بنده‌هایت هستم؟ آيا اين‌قدر ارزش دارم كه دعا من را در حق آن‌ها بپذيري! خدايا اين لطف بي حد‌ و‌ حساب تو بود كه يك‌بار ديگر به من فرصت دادی تا اين مسافر خسته‌، كوله بار گناهش را زمين بگذارد و دعوت بشود به مهمانی با شكوهت، به ضيافتي كه خيلي‌ها شايد برایشان آرزو باشد!

 و با سحري صبر و كرامتت روزه بگيرد و پاي سفره افطار رأفتت بنشیند.آری، اين لطف تو بود كه گذاشتي اين مسافر رسيده از كوير عاطفه، چتر معصيتش را كنار بگذارد و زير باران رحمتت خيس شود! آن‌قدر كه وجودش يك‌بار ديگر جان بگيرد و سيراب بشود.

خدايا! حالا كه يك‌بار ديگر به من فرصت دادي تا سر سفره فضل و رحمتت بنشينم و كنار بنده‌هاي خوبت، با تمام وجودم شكرت كنم، از تو مي‌خواهم كه من را ببخشي، بخاطر همه لحظه‌هايي كه شايد يادم نبوده تو از آن بالا داري نگاهم مي‌كني و كاري كردم كه از من دلگير شدي، و به خاطر همه ساعاتي كه بايد با تو خلوت مي‌كردم اما وقتم بيهوده هدر رفته و از ياد تو غافل بودم...

الهي! من را بخاطر همه لحظه‌هايي كه در حد شايستگي ات، بندگي‌ات را به‌جا نياوردم ببخش و در درياي بي‌كران مغفرتت غرقم كن. خدايا! ميخوام نا‌اميدي‌ها را كنار بگذارم، بشوم هم‌آغوش مهرباني تو...

تو خداي بزرگي هستی كه مي‌دانم لحظه‌اي فراموشم نمي‌كني و حتي در لحظه‌هايي كه به اشتباه پایم لغزيده و معصيت كرده‌ام، با نداي لطفت بارها و بارها در گوشم زمزمه كردي كه:« برگرد، توبه كن! درهاي رحمت من به رویت باز است...» پس خداي من، از كاستي‌هایم بگذر و من را بپذير. خدايا آغوشت را بازكن برای اين بنده حقير، كه امن‌تر از آغوش گرم محبت تو پناهگاهي ندارد و چراغ دلم را روشن كن به نور اميد...

الهي خودت گفتي، هر كس با نيت خالص به من روی بياورد از كارش چاره جويي مي‌كنم! و خدايا باز بارها و بارها خودت گفتي، «ان الله لا يخلف الميعاد» .پس اين بار هم دوباره مي‌آیم سراغ خودت و در پيشگاه مقدست زانو مي‌زنم، به خاك مي‌افتم و با چشم‌هاي خيس از باران التماس، خواسته‌هایم را از تو يگانه‌ام طلب مي‌كنم.

خدايا!پس در اين ماه ضيافتت مهمان نوازي كن و بشنو صداي احساس ناتوان و در بند مانده من را،  با نسيم اجابتت غبار نا اميدي‌ها را از شيشه دلم پاك كن، آمين...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٣
٠
بعله با سپاس از آقاي فروزان كه نوع نوشتاري بنده رو تغيير دادن، فقط كاش يكم بيشتر دقت ميكردن يه جاهايي خراب شده با اين تغيير و جمله ها بنظرم به اون نحو بهتر به دل مينشست :) مثلا اين يك قسمتش بوده : منو بخاطر همه لحظه هايي كه در حد شايستگيت،بندگيتو بجا نياوردم ،ببخش و غرقم كن در درياي بي كران مغفرتت. يا مثلا اين بخشش: اين لطف بي حد و حساب تو نسبت به من بود كه يكبار ديگه فرصت دادي كه اين مسافر خسته ،كوله بار گناهش رو زمين بذاره و دعوت بشه به مهموني با شكوهت،به ضيافتي كه خيلي ها شايد واسشون آرزو باشه وبا سحري صبر و كرامتت روزه بگيره و پاي سفره افطار رأفتت بشينه... / ادمين است ديگر كاريش نميشه كرد :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٢٤
٢
٠
بعله منم تشکر میکنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خخخخخ
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
:))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٢٤
١
٠
زیبا بود ممنون نماز و روزه هاتونم قبول
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
سپاس گلپري قبول حق :)
faride
faride
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
خدايا! ميخوام نا‌اميدي‌ها را كنار بگذارم، بشوم هم‌آغوش مهرباني تو.....بح بح ممنون :))
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
نا اميدي هارو كنار بذار و بشو هم آغوش مهربوني خودش...:) ممنون كه خوندي فريده
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
آمین ممنون !!
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
خواهش ميشه:)
hamta
hamta
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
دارم فک می کنم 17 روز از ماه رمضون گذشت و من هنوز هیــــــــــــــچ کاری نکردم.... باید قدر این روزای باقیمونده رو بدونیم !!! ممنون فائزه جانم :))
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
اوهوم چشم به هم ميزنيم ميبينيم كه تموم شده ... سپاس از توجهت :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
سپاسگزارم بنده!!كمي حال خوشي بهمان دست داد !!!!!!!!!!!!
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
خواهش ميكنم خوشحالم كه اينطور بوده :)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
این مهمونی چقد زود داره میگذره !!! نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت !!!
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
درسته كاش وقتي تموم ميشه بار گناهانمون سبك و اشتياق و ميل مون به بندگي خدا بيشتر بشه :)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
بنظرم هر روز مهمونیه خداست ، این ماییم که تصمیم میگیریم بریم مهمونی یا نه !
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
درسته اين فقط يه تلنگره كه اگه غافليم به خودمون بيايم :)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
شاید...
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
آمین....ممنون از مطلبتون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
خواهش ميكنم سپاس كه خونديد :)
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
فائزه اولین مطلبه که ازت میخونم/دی عالی بود(₪_₪)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٤
١
٠
مرســــــــــي :)) برو بقيشم بوخون دخملم :دي
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
بسیار زیبا بود و حرف دل خیلی از ما :) تشکرات
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
سپاسگزارم خوشحالم که خوشت اومده :-)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سپاسگزارم خوشحالم که خوشت اومده :-)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
سلام:انشاءا... که تمام دعاهایتان مستجاب شود.موفق باشید.متشکرم
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
خيلي ممنون همچنين .سپاس از توجهتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام:خواهش میکنم.
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
خدایا شکرگزارم/عالیــــــــ بود.متشکرم :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
خواهش ميكنم :)
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٤/٢٥
٠
٠
:))عالی ِ عالی:)ماه رمضون پر از حس های قشنگ و نابه:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٢٦
٠
٠
بله همينطوره ممنون بهاره :)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٣١
٠
٠
عالیــــــــــــــــــــی!خیلی قشنگ بود:))))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤