شعری که روز به روز سیاه‌تر می‌شود
در انجمن‌های شعر چه می‌گذرد...

شعری که روز به روز سیاه‌تر می‌شود

نویسنده : سحر نیکو عقیده

عکس: تزئینی

احتمالا بسیاری از ما ذوق و جوششی را در درون‌مان احساس کرده‌ایم. در برهه‌ای از زندگی‌مان دستی بر قلم برده‌ایم و چند بیتی را روی کاغذ آورده‌ایم. این طبع شعری که در خون غریب به اتفاق ایرانیان جاری است از گذشته تا به امروز فراز و نشیب‌های فراوانی را طی کرده تا به دست ما رسیده است. از حافظ و سعدی و مولانا تا نیما و سهراب و قیصر؛ از قصیده و رباعی و غزل گرفته تا سپید و نیمایی و آزاد.

مضمون اشعار هم از این تغییرات مستثنا نیست و به اقتضای تحول زمان تغییرات چشمگیری داشته است. طبعی که ودیعه‌ای الهی بوده، پشت مضمون‌ها و واژه‌های سیاه بسیاری از اشعار امروزی افول کرده است و حتی خط بطلانی کشیده بر رعایت مرزهای اخلاقی. برای رصد کردن هرچه بیشتر این تغییرت به یکی از انجمن‌های شعر رفتم، انجمن‌هایی که امروزه در سطح شهر زیاد تشکیل می‌شود.

 

دور تا دور حیاط را صندلی چیده‌اند. هنوز سه، چهار نفر بیشتر ننشسته‌اند و جلسه آغاز نشده است. بعد از گذشت چند دقیقه یکی یکی  می‌آیند و صندلی‌ها تقریبا پر می‌شود. نوجوان، جوان ، پیرزن ، پیرمرد، آقایانی که چهره‌شان از پس فوج موهای سر و صورت به سختی دیده می‌شود و خانم‌هایی که رنگ رخسارشان زیر هزار جور رنگ و لعاب به سختی قابل تشخیص است. تک و توک چند خانم چادری هم دیده می‌شوند.

جلسه با شعر خوانی آغاز می‌شود. شاعران به ترتیب شعری از سروده‌های خودشان می‌خوانند. مضمون و جملات کلیدی هر شعر را یادداشت می‌کنم؛ نگاه سرد معشوق، دنیای پوچ و تهی، جدایی بعد از وصال، قرص‌های مسموم، وسوسه خودکشی و...

بنا به اقتضای محتوای اشعار، شاعران با صدایی ناامید و خسته‌تر از شعرشان بیت‌ها را یکی یکی می‌خوانند. در این اثنا هم گاهی صدای احسنت حضار بلند می‌شود. گاهی چند نفر سرشان را پایین می‌اندازند و از شدت لذت شاعرانه انگار به خلصه می‌روند. حتی خانمی اشک‌هایش را مدام با دستمال پاک می‌کرد و سرش را به نشانه حسرت تکان می‌داد.

نوبت شعرخوانی به دختر جوانی رسید که کنار من نشسته بود. دفترش را بازکرد و شروع به خواندن کرد. واژه هایی را به کار برده بود که از گفتن‌شان معذورم، به معشوقش در شعر ناسزاهایی می‌گفت که شاید در دعواهای خیابانی اوباش، مثلش را شنیده باشید. هنوز به اواسط شعر نرسیده بود که آقایی از آن سر مجلس احسنت گویان برایش کف زد و گفت: آفرین که آزادی‌ات را فریاد زدی!

بعد از اتمام شعرش، آرام از دختر پرسیدم که به کاربردن چنین واژه‌های غیراخلاقی و خواندن‌شان در جمع را درست می‌داند؟! نگاه تند و سکوت تلخی کرد.

نوبت به نقد اشعار می‌رسد. شاعران تازه کار توسط شاعران قدیمی مورد شدیدترین نقدها با شدیدترین لحن‌ها قرار می‌گیرند. نقد بر ساختار، اشکال قافیه، آرایه؛ جای نقدی از جنس مضمون را عجیب خالی می‌بینم!

جلسه که به اتمام می‌رسد با خانمی هم کلام می‌شوم. متوجه می‌شوم که او هم دل خوشی از به کاربردن این واژه‌های نامناسب ندارد. می‌پرسم که پس چرا باز هم شرکت می‌کند؟ می‌گوید: متاسفانه کسی که بخواد در این عرصه پیشرفت کنه باید به این جلسات پا بگذاره. این پیشکسوت‌ها هستند که باید با این جور مسائل برخورد کنن. اما این موضوع به شدت عادی شده و هیچ‌کس هیچ اعتراضی نمی‌کنه.

با خودم فکر می‌کنم که چه بر سر این ودیعه آسمانی آمده است و ناخوداگاه به یاد بیتی از شهریار می‌افتم که از جهاتی بی‌ارتباط با این موضوع نیست: 

لب میالای به شعری که ندارد شوری/ شاعری قدر تو داند که شعوری دارد

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
psk
psk
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
....
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
سحربانو ناراحت شدم... چقدر دیدن به انزوا کشیده شدن طبع پاک شعری سخته!... اما میدونی؟ جوونا الان افسردگی زیادی دارن... از همه جهات داغونن... پس اون مضامینی که دیدی و شنیدی زیاد دور از واقعیات نبوده... اونا درونشون رو میریزن روی دایره ای به اسم شعر و نتیجه....میشه یک اثر سراسر غم...
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
باهات مبافقم هاچ جان :) اما خب...من قبل تر ها که به این جور انجمن ها می رفتم...با اینکه اصلا افسرده نبودم و وضعیت مساعدی داشتم از نظر روحی...بعد از جلسات احساس افسردگی بهم دست می داد :| این واقعا خوب نیست...خوب نیست دغدغه ها رو به این شکل ریخت رو دایره... ممنون از نظر خوبت :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
آره سحربانو، صد در صد این کار پسندیده نیست. اما خب اونا هم برای خالی کردن خودشون هیچ راهی به جز این نمی بینن... :(
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
درست می فرمایید هاچ خانوم :)...ولی خب راه های بهتری هم هست برای خالی کردن... این جور شعرها نه تنها شاعر رو تسلی نمیده...به نظرم داغ دلش رو بیشتر هم تازه میکنه :| شاید شعر گفتن از معانی زیباتر و آرامش بخش تر خیلی موثرتر باشه...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
مثلا چه راه های دیگه ای هست؟ :)
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
١
٠
از نظرمن راه های بهتر ینی راهی که باعث بشه ی نگاهی هم ب بالا بندازیم و بدونیم یکی اون بالا حواسش بهمون هست، نه گفتن شعری که شاید ما رو بیشتر تو مشکلات غرق کنه
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
چه خوب گفتی سحر! معنویات رو باید پررنگ تر کنن :) دمت گرم
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
:)
hamta
hamta
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
منم خیلی از شعرای پست مدرن خوشم نمیاد ....
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
منم هم ...
Cold
Cold
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
:|...به پست مدرن توهین نکنین!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
آقای ارژنگ یه بار تو یکی از این جلسات گفت : امروز تو این جلسه چیزی رو شنیدم که اگر من قرار بود اون شعر رو بخونم جلو خانواده خودم هم خجالت میکشیدم که بگم. ... چی بگه آدم واقعا....
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
اوهوم....برام تعریف کردی...متاسفانه اینجور موارد زیاد هستن...
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
ممنون مطلبتون هم واقعی بود هم اموزنده .دستتون درست
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
خواهش میشه
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
قیافه هاشون شطرنجی خخخخ ممنون
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
خخخخخ
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
چی بگم والا!
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
این جلسات کجا ها برگزار میشه حالا؟
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
با توجه به توصیفات گزارش....بهتره نگم کجا :) پیدا کردنشون زیاد هم سخت نیست....زیاد هستن....
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٤/١٩
١
٠
آخ یعنی این شهرستان ادب منو کچل کردن از اول ماه رمضونی! یه شب در میون شب شعر دارن! البته افطاری هم میدنا!!!! ولی خدایی شب شعرای شهرستان ادب مث اینایی ک شوما میفرمایین نیستن والا!!!! شعرای معروف رو میارن! از میلاد عرفان پور گرفته تــــا فاضل و غیره! ولی در کل هنر ابزاری برای پویاییه روح است که متأسفانه امروزه تبدیل شده برای عرضه کالاهای معنویه افسرده و تاریک کننده روح ...
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
خب قطعا فاضل نظری و شعرایی که نام بردین فضای شعرشون خیلی متفاوته با اینجور جلسات شعر. متاسفانه کم پیدا میشن همچین جلسات خوبی! با نظرتون هم شدیدا موافقم!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
شهرستان ادب عاااالیع! واقعا عالی خوش ب حالتون اگر عضوید:)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
من وختیه وخ نمیکنم برم!!! میخاین برنامه داشتن خبرتون کنم ؟!!؟!؟
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
:(
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
بله...همون : لب میالای به شعری که ندارد شوری/ شاعری قدر تو داند که شعوری دارد...ولي من باب خنده بد نيست ها...يكي 2باري به اين جلسه هاي شعر دعوت شدم، از سر تنبلي نرفتم....اينبار حتما ميرم ببينم اينطرفا شعر خواني چجورياست :)))))))) مرسي از شما .
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
اوهوم... یکی دوبار اون هم من باب خنده...خوبه :) کدوم طرفا دقیقا؟... خواهش می کنم....مرسی از نظر خوبتون
mhv
mhv
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
چند باریم دوستام اصرار کردن تو این جمع های عمومی تر بیام ولی واقعا میدونستم جالب نیس، البته تو مشهد اینطوریه بیشتر، خلاصه به خوب موضوعی پرداختین ولی انصافا اصلا تیتر به دلم نشست و مخالف تیترم:)
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
من خودمم با تیترش خیلی مخالفم خخخخ سخت ترین کار دنیاست انتخاب تیتر:((
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
در ضمنــــ تبریکات منو هم پذیرا باشینــ ...... (:
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
تشکرات فراووووون :))
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٤/١٩
١
٠
مگه شب شعرایی برگزار میشه تو مشهد؟
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
خو شوما که کلن خسته نباشینـ(:
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
وا !!! خب نمیدونستم که!! بچه ای که سرش تو درس و کتابش باشه که ازین چیزا خبر نداره !خخخخخ
faeze
faeze
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
خخخ منم نمی دونستم :))))
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
وا! چه چیزا که آدم نمی بینه فکر نمی کردم همچین جاهایی توی همچین شهری باشه.منون سحر بانو
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
البته خب هنوز هم انجمن شعرای خوبی برگزار میشه تو مشهد! مثلا من چند بار رفتم حوزه هنری خوب بود! :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٩
١
٠
حتما که نباید بری شعر بخونی نه؟ شنونده هم فقط میشه بود دیگه؟؟
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
حوزه هنری هم دست کمی نداره... البته الان خیلی بهتر شده ولی قبلا خیلی تعریفی نبود
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
اوهوم، خوشبختانه هنوز هم پیدا میشن:) ولی من از حوزه هنری خوشم نمیاد
nafi3
nafi3
٩٣/٠٤/١٩
٢
٠
وقتی قدرت کلمات را نادیده میگیریم... همین میشود که که افسردگی روز به روز بیشتر ریشه میدواند. همین میشود که نا امیدی روز به روز بیشتر سایه می اندازد. همین میشود که تلخ بودن باکلاسی به حساب می آید! همین میشود که سیاه نمایی روتین میشود... تبریک بابت نویسنده شدنت سحر بانو :) شیرینی شو بخوریم ایشالا :))))))))) ;)
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
درود بر نفیسه جان عزیزم، با نظرت خیلی زیاد موافقم:) درمورد شیرینی هم: الفرااااااااااار و دیگر هیچ:دی
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
تو شعرای قدیم <وفا> خیلی زیادتر بود... امروز بلا نسبت همه ی دوستان جیمی خیلیا شاعر نیستن دوس دارن شاعر باشن. و شعری هم که میگن جالب نیست. اتفاقا من خیلی تو مشهد دوس داشتم یه انجمن شعر پیدا کنم.شما معرفی هم بکنید دیگه 1.2تا انجمن... خیلی گزارش خوب و جامعی بود ... موفق باشید
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
ممنون از نظر خوبتون والا من چند وقتی میشه دیگه نمیرم، اما شب شعرهایی که در خود دانشگاه فردوسی تشکیل میشه بهتره
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
شب شعرای فردوسی رو من از کجا میتونم بفهمم؟ تو سایت دانشکده ادبیات میزنن؟
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
سه ماه تابستون تشکیل نمیشه هاچ جان... در طول سال تحصیلی فقط...خودم بهت خبرشو میدم:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٢٤
٠
٠
دستت ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــپاس سحر :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
سلام:باشعر،شعور،همره وهم پا شد // چون موجب لحظۀ خوش وزیبا شد //درست گفتید.شعر اگر با شعور وادب ومعرفت و....همراه نبود برمردم تأثیر نمیگذاشت واز شعر لذت نمیبردند.حال این وسط عده ای هم هستندکه شعر را با الفاذ نادرست آلوده میکنندکه کاری هم نمیشه کرد جز عدم استقبال از گفته هایشان.برای همین است که وقتی کسی شعری از نظر مفهوم درست است وایرادی ندارد باید تشویق کردحالا ریف و قافیه کم کم درست میشود.متشکرم از مطلب خیلی خوب جنابعالی
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
تشکرات:) نظرتون کاملا درسته، و به نظر من شما و شعراتون نمونه یک شاعر خوب و ایده آل هستین:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
سلام:شما لطف دارید.متشکرم
Paeez
Paeez
٩٣/٠٤/١٩
١
٠
لب میالای به شعری که ندارد شوری/ شاعری قدر تو داند که شعوری دارد...همین شعرا باعث احساس خیانت و ناامنی و اینا تو ذهن آدما میشه
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
دقیقا...
باران
باران
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
بعضی ازینا ازون طبعی که گفتی هم بهره ای ندارن صرفا تیریپ ارت هایی ان که میخان بگن یه سرو گردن از بقیه بالاترن
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
والا من که تاحا نصیبم نشده همچین جمع هایی یعنی تو دانشگاه ما که همه مهندسن به زور ادبیات فارسی رو دوست میدارن D: | ولی خب تو جامعه ما خیلی چیزها داره رنگ عوض می کنه و به نظرم دو راه بیشتر نداریم یا این که از این جریان هایی که دارند رنگ عوض میکنند دور باشیم یا بریم بینشون و به اندازه توانمون جلوش رو بگیریم. البته بعضی وقت ها هم نمیشه رو مورد دوم حسابی باز کرد. | بعضی از قسمت های گزارشتون واقعا خنده دار بود :))) ، گزارش خیلی خوبی بود تشکر میشود :)
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
من رآه اول رو انتخاب کردم و خیلی خیلی راضی ام:)ممنون از وقتی که گذاشتیم:)
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
یاد فیلم مرد هزار چهره افتادم.ممنون سحر بانو
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
هعییییییییییییییییییی
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
اتفاقا دیشب تا صبح با یکی از بچه ها سر همین قضیه بحث می کردیم.اقتضای شعر پست مدرن اعتراضه و حتی عاشقانه های پست مدرن هم متفاوت با بقیه ی قالب های شعریه.مثلا شعر دختری با چشمای ابی یغما گلرویی عاشقانست اما حال و هوای پست مدرن خودشو داره و اصول خودشو داره.البته این جلساتی که شما گفتید شعر پست مدرن نمیخونن,یه کپی و تقلید بد از شاعرایی که تو این زمینه کار میکنن می نویسن و می خونن در کل با خود شعر پست مدرن مخالف نیستم و با استاد محمدعلی بهمنی موافقم که یه بار گفتن:انکار شعر پست مدرن اگکار خود ماست
maede
maede
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
من تا حالا نرفتم!واقعن بعضیا اصلن بلد نیستن شعر بگن و اگر هم از موضوعاتی مثل عشق و شکست عشقی و اینا میگن معلومه که فقط دارن ادای مثلن شکست خورده ها رو در میارن یا ادای آدمی که واقعن عاشق شده!تحت تاثیر جو از این موضوعات مینویسن دیگه!
علی
علی
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
از بیان شیوا شما استفاده بردم دردی است که وجود دارد اما درمان چه شد؟
octopus
octopus
٩٣/٠٤/٢٣
٠
٠
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠