مثل کسی که فکر می‌کند دوستش فراموشش کرده است

مثل کسی که فکر می‌کند دوستش فراموشش کرده است

نویسنده : m-melisa
تا قبل از این فکر می‌کردم تو خیلی دوست خوبی برايم می‌شوی خیلی قبل...
بعدش هم به این نتیجه رسیدم که آره. تو خیلی باحالی واقعا بهترین دوست مطبوعاتی من هستی
یك مدت از تو دور شدم، یادم رفت یره یك جیمی هم هست
به مرور بازم برگشتم سر دوستی‌مان
می‌دانی به بعضی‌ها حسودیم می‌شد که می‌گفتند آرشیوت را دارند
به بعضی‌ها که پیام‌هاي‌شان چاپ می‌شد
بعضی‌ها که...
و حالا هم این‌جا هستم
ببین سن جیمیم 2 روزه
وقتی آمدم احساس غربت کردم
مثل کسی که فکر می‌کند دوستش فراموشش کرده است و دیگر مثل قدیم نیست
چرایش را نمی‌دانم
اما باز هم با همه تلخی‌ها و شیرینی‌ها و سوتی‌ها و همه و همه دوستت دارم جيمي!
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/١٣
٤
٠
آخییییییییییییییییییییییییی!جیم....
maryam
maryam
٩١/١٠/١٣
٢
٠
اه خداي ي ي ي ي ي من.
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/١٣
٣
٠
جیمی شدنت مبارک...
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/١٣
٢
٠
مخدا جیم روحت را مستدام نگه دارد!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٣
٢
٠
عالی بود محشر بود دمتون گرم عاشق جمله ی آخرشم!
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٤
٢
٠
جیمی شدنت مبارک بانو به جمعمون خوش اومدی
m-melisa
m-melisa
٩١/١٠/١٤
٠
٠
ممنونم از همتون که وقت گذاشتید مطلبمو خوندید و نظر دادید! سپاس
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/١٤
١
٠
بچمون عاشق شده خخخخ
Rahil.m.k
Rahil.m.k
٩١/١٠/١٥
١
٠
جیم دوست دارم ودوست داره!
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/١٨
١
٠
چه خوب ماباهم همسنیم
parisa
parisa
٩١/١٠/١٨
١
٠
ای جان..............طفلی..........
sherlok
sherlok
٩١/١٠/٢١
١
٠
آخی الهیییییییییی. ...
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
آخییییییییی..........منم جیمو خیلی دوست دارم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
ولی خوشم اومد..از اون پستهایی نداری که ادم با خوندنش حسابی گیج بشه و به پوچ تلخی برسه..که نظر ندادن به این پستها بیخیالی متمایل به احترامه و نظر دادن به این پستها اهانت به کج نوشته و احترام به خوده. .
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
(حس مشترک این هم حسی من با جیم و صد البته شما با جیم) را دوس داشتم:-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات