آقا «رضا»ی سینمای ایران
نگاهی به رد کارپت؛ فیلم جدید رضا عطاران

آقا «رضا»ی سینمای ایران

نویسنده : محمد حسین وکیلی

در سینمایی که فیلم‌نامه و فیلم درست و حسابی در آن به ندرت دیده شود، سپور استارها قدرتی چند برابر خواهند داشت و می‌توانند فروش یک فیلم را به تنهایی دگرگون کنند. به خاطر دارید که روزهایی محمدرضا گلزار لقب سوپر استار ایران را یدک می‌کشید و فیلم‌هایش نیز خوب می‌فروخت اما آن روزها گذشت و حالا به عقیده من ستاره فیلم‌های ایران را باید رضا عطاران دانست.

عطاران از جمله بازیگرانی است که کارش را بلد است و به خوبی موفق شده است، خود در دل تمامی اقشار جامعه جاکند و سرچشمه این علاقه هم با نمکی شخصیت حقیقی خود اوست که فیلم‌ها را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

رضا عطاران چندی قبل با فیلم «طبقه حساس» مهمان سینما بود که فروش خوبی داشت اما فیلم خوبی نبود و اخیرا نیز «فرش قرمز» را با خود از فرانسه به سینماهای ایران آورده است.

 

|| داستان فیلم

یک بازیگر خرده پای تئاتر و سینما (رضا عطاران) به منظور ملاقات با استیون اسپیلبرگ و ارائه یک فیلم‌نامه به او، جهت ساخت فیلم سینمایی براساس آن، تصمیم می‌گیرد به جشنواره فیلم کن که در کشور فرانسه برگزار می‌شود، سفر کند تا بتواند در آن‌جا با اسپیلبرگ دیدار داشته باشد اما این سفر دردسرهایی برای او به همراه دارد.

به خاطر این ایده باید رضا عطاران را تحسین کرد. کارگردانی که نشان داد برای رسیدن به هدف خود، بسیار خلاق‌تر و خوش فکرتر از هم صنفان خود است اما دقیقا همین دلیل تحسین را هم باید نقد کرد، چرا که بسیار بی‌برنامه و غیر حرفه‌ای ایده خود را استفاده کرده است، مثلا وقتی که شخصیت اصلی از بی‌جایی جلوی فرش قرمز جشنواره کن می‌خوابد، داستان اصلی ضد قصه می‌شود.

 

|| مستند یا فیلم؟!

نصف داستان روایتی است که پیش بینی نشده و حاصل موقعیت‌های لحظه‌ای است که عطاران به خوبی از پس آن بر آمده است اما آن‌قدر از هم گسیخته و گاهی مستندوار در کنار هم قرار گرفته‌اند که بیننده گیج می‌شود و شاید به خوبی با فیلم ارتباط نگیرد.

شخصیت‌پردازی کاراکتر ایرانی مقیم فرانسه هم بسیار ضعیف است، یک دفعه وارد قصه می‌شود و به همان صورت هم از داستان بیرون می‌رود. عطاران در آن بازیگر ساده در ظاهر حرفی برای گفتن ندارد اما دیالوگ‌های آن‌ها پیام‌های اخلاقی بسیاری را در خود داشت که باز هم قربانی از هم گسیختگی فیلم شده است.

به قسمت‌های آخر فیلم که می‌رسیم پیام‌های فیلم از گفتاری به بطن فیلم انتقال می‌یابد، مثل دف زدن و گدایی عطاران و یا حتی انداختن پرچم ایران بر روی خودش که آنقدر ساده و تیز روایت شده است که اصلا حس همزاد پنداری را انتقال نمی‌دهد.

استناد حرف‌های من صحبت‌های خود رضا عطاران است که گفته است: سادگي عنصر اساسي توليد فيلم «رد كارپت» است، يكي از دلايل كاربرد اين سادگي نزديك شدن به همان وجه مستند و اسنادي فيلم است كه برايم خيلي مهم بود. در مقابل سعي كرديم با حداقل وسايل ضروري مثل دو دوربين 50 و يك پايه دوربين و تجهيزات معمول و مرسوم صدا كارمان را انجام دهيم.

 

|| صحنه‌های طنز و بامزه 

استفاده از انواع طنز به صورت پراکنده را در این فیلم می‌توان دید، طنز بصری مثل صحنه‌ای که عطاران در خیابان با یک تصویر تبلیغاتی مستهجن مواجه می‌شود و یا به همراه بردن تن ماهی! طنز کلامی هم مثل انتقاد از آنجلینا جولی در انتخاب فیلم‌هایش و یا صحبت با خانم فرانسوی در مترو  و گفت وگوی واقعی و بی‌واسطه با جیم جارموش که انصافا صحنه خنده‌داری را رقم زده است. و تیتراژ ابتدایی این فیلم که به شروع حال و هوای این فیلم بسیار کمک می‌کند و بسیار جذاب است.

 

|| فروش

رد کارپت بسیاری از رکوردها را شکست و سینماها را از کسادی در ماه رمضان در آورد. مثلا در یک روز در سینماهای مشهد بیش از 12 میلیون فروش داشت و در یکی از سینماهای تهران نیز در حدود 15 میلیون فروخت. اگر نگاهی به هشت فیلم اخیر عطاران به عنوان بازیگر بیاندازیم فیلم‌هایش کم‌تر از یک میلیارد فروش نداشته‌اند و «ورود آقایان ممنوع» حتی به 5 میلیارد تومان هم رسید، از همین رو بعید نیست رد کارپت هم چند میلیاردی شود.

 

خلاصه این‌که. . . 

رد کارپت (فرش قرمز) فیلمی است مبتنی بر طنزهای شخصیتی رضا عطاران که گاهی لوس هم می‌شود، ایده این فیلم بسیار عالی است اما رضا عطاران از اجرای آن به خوبی بر نیامده و ضعف‌های مشهودی دیده می‌شود اما اگر صرفا جهت خندیدن و لذت بردن از شوخی‌های رضا عطاران به سینما می‌رود، نمی‌توانید اشکال زیادی به فیلم بگیرید و احتمالا از آن خوش‌تان می‌آید.

راستی به علت فیلم‌برداری در فرانسه، در گوشه و کنار فیلم علی رغم سانسور گلدرشت، باز هم صحنه‌های منشوری به چشم می‌خورد!

این فیلم در حال حاضر در سالن یک پردیس هویزه اکران می‌شود

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
سلام بايد رفت ديد
mhv
mhv
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
سلام به امید خدا
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
والا اینجا که سینما نداره فیلمش اومد میریم میخریم...مرسی از معرفی تون
mhv
mhv
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ممم موزیکش جوریه که فضای خونه زیاد جالب نمیشه و قطعا سانسورشم بیشتر میشه
Mostafa
Mostafa
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
سلام .. با توجه به تبلیغ شما. تصمیم گرفتیم این هفته به دیدن این فیلم بنشینیم . ... ما که فقط برا خنده ش میریم.. ممنون
mhv
mhv
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
کجاش تبلیغ بود اقا جان! فیلم زیاد خوبی نیس ولی برای خنده سلیقه ایه:)
خورشید بانو
خورشید بانو
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
دوستان رفته اند و دیده اند...تعریف زیادی نشنیدیم....
mhv
mhv
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
نمیشه ازشون خرده گرفت
آقای همساده
آقای همساده
٩٣/٠٤/١٥
٠
١
رد کارپت میمریم یه چیزی که راحت ترجمه میشه رو هی انگلیسیشو بگیم(فرش بنفش)
ghazale
ghazale
٩٣/٠٤/١٦
٢
٠
بـــنـــفـــش ؟! خخ
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
من میپرسم عایا شما حوصله سینما رفتن در این گرما را دارید!؟
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
من فردا میخوام برم این فیلمو ببينم! :-P
m.coldboy
m.coldboy
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ستاره تکرار نشدنی :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
نقد خیلی خوبی بود :) همون طور ک گفتین از هم گسیخته س ... موضوع خوبی داره اما ب نظرم خیلی خوب بهش پرداخته نشده، می تونست سناریو بهتری داشته باشه :) ممنون
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
به نظرم این فیلم دیدن داره ممنون کلا اقای عطاران بازیگر خیلی خوبی هستن و هم چنین کارگردان خوبی
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
من از وقتی عطاران هنوز کچل نبود ازش خوشم نمی اومد!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
:خخخخخ الان که موهاش ریخته خوب شده :دی
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٦
١
١
رضا عطاران همیشه کارش درست بوده ...
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام.با نظرت موافقم واقعا داستان فیلم از هم گسیخته ولی عطاران باز هم با شوخی های منحصر به فردش میتواند بخنداند.ممنون از مطلب خیلی خوبت
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
باید دید و نظر داد.ممنون از مطلبتون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
به نظرم فیلم جالبی امد، یادم باشه یک وقتی برم ببینمش! البته تنهایی که نه ولی خب یکی رو گیر بیارم بریم ببینیمش :))
m.hosseinzadeh
m.hosseinzadeh
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
با تعاریف شما برای امشب ساعت ... بلیت گرفتم. اگر نخندم، حالتو می گیرم آقای وکیلی! تمام!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠