رحم کن بر دل من... / شعر

رحم کن بر دل من... / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

داستان‌ها دارم

از نگاهی که به ره ماند و

نخوابید بی تو

از زمانی که دگر ماه

نتابید بی تو

بی تو قلبم فرسود

فرسود

و چنین آبم کرد

من شبی گریه کنان در باران

به تمنای تو بر می‌گردم

و صدا می‌زنم آی...

رحم کن بر دل من

تو به دیوانگی‌ام می‌خندی

بی خیال از غم و اندوه دلم

راه را می‌بندی

من نباید ز تو مایوس شوم

تو نباید بنشینی تنها

من اگر با تو نباشم دردم

تو چطور ؟

تنهایی ؟

از کجا که من و تو

قلب خوابیده دنیایی را

پر ز غوغا نکنیم

از کجا که من و تو

عشق را در دل این مردم شهر

باز بر پا نکنیم

چشم‌ها منتظرند

این همه سردی بی‌حاصل چه؟

چه کسی خواست میان من و تو

اینچنین فاصله بر پا گردد؟

دیده‌اش گریان باد

با تب و گرمی عشق

زندگی باید کرد

سبب فاصله را باید جست

سخن از آن‌که تو برگردی نیست

سخن از من هم نیست

سخن از مهر و محبت دوستی

سخن از آتش دل

سخن از خاطره‌هاست

کودک خسته دل

سینه گرم تو را می‌خواهد

آه مگذار دلم

آن امیدی که به درمان دارد

به دل خاک سیه بسپارد

آه مگذار فراق تو دگر

خواب را از نگهم بردارد!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/٠١
٠
١
واقعازیبابوداحسنت برشمااااااااااااااااا
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
١
خیلی دلنشین بود... به دلم نشست. مرسی.
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٢
٠
سلام؛ باریکلا! چه کسی خواست میان من و تو/ اینچنین فاصله بر پا گردد؟/ دیده‌اش گریان باد/ مرحبا! لذتش را بردم، تا ببینیم اساتید شعر چی میگن.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٠١
٠
٢
ببخشید آقای میرزا اما من با جمله ....چه کسی خواست میان من و تو/ اینچنین فاصله بر پا گردد؟/ دیده‌اش گریان باد/... این ی نوع کینه است ب نظر من نویسنده باید یکم مهربون تر نسبت ب کسی ک مثلا این بلا رو سرش اورده مهربون تر باشه ...نه کینه ایی ک چون دلیل فاصلش اون ی فرد هستش{یعنی اون فرد فاصله انداخته} نباید نویسنده براش ارزو بد بکنه اگر ارزو خوبی بکنه نه اینکه ازش تشکر کنه نه ...اینکه جواب بدی رو نباید با بدی داد....
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
نه خواهرم، شما زیاد جدی نگیرید، ولی به دور از همه ی این صحبت ها، کینه خیلی فراتر از آرزوی گریه برای دیگرونه، درست نمیگم؟
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
خیر من بانظرتون موافق نیستم چرا ارزو گریه برای دیگران بد نیست؟ گریه یعنی دل پر،گریه یعنی ناراحتی،گریه یعنی مشکلات .... شاید در بعضی وقتا گریه ی معنی دیگه داشته باشه اما اینجا قصد شاعر همون گریه از نظر بد بوده پس هیچ فرقی بین ارزو گریه و کینه نیست یا همون حس انتقام با ارزو گریه......... امیدوارم منظورمو فهمیده باشین
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
آرزو کردن گریه ی برای دیگران بده، من هم در مورد خوب بودنش چیزی عرض کردم، منتها شما صحبت از کینه کردید، گفتم کینه فراتر از این حرفهاست و الا حرف شما درسته، حالا اینجا هم شاعر خواسته حالا که بینشون فاصله انداخته، روز خوش نبینه، اصل حرف شما درسته.
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
تصحیح می کنم: چیزی عرض نکردم.
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
چرا از حرفتون برگشتید اقای میرزا ...حالا یکم دیگه ادامه میدادید شاید نتیجه بهتر میگرفتین.تیکه نمی دازم جدی میگم . شایدم حرف من درست نبوده در مورد کینه .منم در مورد حرفم شک کردم...
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
بر نگشتم، غلط تایپی رو تصحیح کردم، نون نخورده بود. موفق باشید!
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠١
٠
٢
واقعا مثل همیشه زیبا و دلنشین. تشکر :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٠١
١
٠
وزن شعر قابل احترام بود بجز یکی دو جا که کلمات از وزن افتاده بود بیرون مث نخوابید بی تو که بایدبشه نخوابد بی تو یا تکرار کلمه دل در اواخر شعر که یکم اذیت میکنه بقیش عالیه موفق باشید
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٢
٠
پس این اساتید شعر کجان یه چهار تا نقد بکنن، یه چیزی یاد بگیریم.
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عالي و زيبا تشكر:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عالی دلنشین و زیبا:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سلام: زیبا ودلنشین بود.دلتون لبریز شادمانی باد.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
آه مگذار فراق تو دگر/ خواب را از نگهم بردارد.... خیلــــــــــــــــی هم عالـــــــــــی .... لذت بردیم... دست شما مرسی (^_^)
F-jafari
F-jafari
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
عالی بود دستتون درد نکنه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠