با چتر آبی‌ات که به خیابان آمدی / شعر

با چتر آبی‌ات که به خیابان آمدی / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

با چتر آبی‌ات که به خیابان آمدی

حتما بگو به ابر، به باران، که آمدی

نم نم بيا به سمت قراری که در من است

از امتداد خيس درختان که آمدی!

امروز روز خوب من و روز خوب توست

با خنده رویي‌ات بنمايان که آمدی

فواره‌های يخ زده يک باره وا شدند

تا خورد بر مشام زمستان که آمدی

شب مانده بود و هيبتی از ناگهانِ تو

مانند ماه تا لب ايوان که آمدی

زيبايی ِرها شده در شعرهای من!

شعرم رسيده بود به پايان که آمدی

پيش از شما - خلاصه بگويم ـ ادامه‌ام

نه احتمال داشت، نه امکان، که آمدی

گنجشک‌ها ورود تو را جار می‌زنند

آه ای بهار گمشده ...ای آن که آمدی!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
لذت بردم... آه ای بهار گمشده.... ای آن که آمدی...!
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
ممنون از شما و از نظرتون
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
خیلی زیبا ... خیلی خیلی زیبا ... آفرین.
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
خخیلی خیلی ممنون
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٢٦
١
٠
پيش از شما - خلاصه بگويم ـ ادامه‌ام نه احتمال داشت، نه امکان، که آمدی/ بسیار عالی
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
ممنون از نظرتون ... خیلی هم عالی بیت رو باید بیفزایم بهش...
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
شعر زیبایی بود. متشکرم
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
خییییلی قشنگ بود..ولی من کلن از شعر سر در نمیارم:دی..ممنون:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ بووووود ... واقعا لذت بردم !!! مخصوصا از اون بیت که می گفت : " شعرم رسیده بود به پایان که آمدی " و بیت بعدیش ... شعر خودتون بود ؟؟؟
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
آره ممنون...
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
سلام ودرود...بسیار زیبا بود...درود بر شما :)
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
خواهش مند .... ممنون
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
فوق العاده بود...چه احساسات لطیفی پشت این شعره:)))
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
ممنون ... شک دارین؟ ..
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٨
٠
٠
واقعازیباااممنونننننننننننننن
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٨
٠
٠
خیلــــــــــی خیلـــــــــــی قشنگ...لذت بردیم...مرسی از شما (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات