دخترا سیب گلابن ...
خاطره جزوه نوشتن من در دانشگاه

دخترا سیب گلابن ...

نویسنده : Samira

همه چیز از یک حرف ساده شروع شد. ترم اول دانشگاه بودم و حسابداری می‌خواندم. به دلیل وضع نامناسب پوشش در دانشگاه رئیس و معاون و ناظم(!) و استاد درس اخلاق و غیره به ترتیب سر کلاس‌ها حاضر می‌شدند و بچه‌ها را نصیحت و گاهی تهدید می‌کردند. بالاخره یک روز قرعه به نام کلاس ما افتاد. آن روز ریاضی داشتیم و خود رئیس تشریف آورده بودند و کلی برای‌مان سخنرانی کردند و نمی‌دانم بحث چگونه به این‌جا رسید که با حالت شعر گونه‌ای گفت: دخترا سیب گلابند.

من هم از روی جهل و نادانی یا آگاهانه و عامدانه (هنوز نفهمیدم) با همان حالت گفتم: پسرا سیب خرابن. کلاس با خنده دخترها و چند تن از پسرها که حکم هویج را داشتند، منفجر شد و بقیه فقط گردن‌شان به سمت صاحب صدا چرخید و دردناک‌تر برای‌شان این بود که خود رئیس هم زده بودند زیر خنده. همان جا سیگنال‌های ماورایی به من گفتند انتقامی در راه است.

گذشت و من همه چیز را فراموش کرده بودم. یک روز مثبت‌ترین و زرنگ‌ترین پسر کلاس آمد و گفت: خانم حقانی میشه همون جزوه ریاضی تونو به من بدین. تعجب کردم و گفتم: شما که خودتون جزوتون کامله. گفت: از بعضی از خانوما شنیدم جزوتون خیلی کامله، می‌خوام با جزوه خودم تطبیقش بدم. جزوه من واقعا هم کامل بود اما نمی‌دانم چرا نمراتم همیشه زیر 15 بود! گفتم: باشه فقط تا پس فردا بیارین واسه امتحان صنعتی می‌خوامش، صنعتیم اخرشه. چشمانش برقی زد و گفت: چشم حتما.

روز موعود فرا رسید و من منتظر بچه زرنگ بودم و آقا با چند تن از برادرهای دیگر جلوی درب سالن ایستاده بود و قهقه می‌زدند. مرا که دید به سمتم آمد و همان‌طور که سرش پایین بود، جزوه را به سمت من گرفت و گفت: ببخشید خانم حقانی فقط موقع تطبیق حواسم نبود روش چایی ریخت. برگه‌ها را که باز کردم حالت کتاب‌های قدیمی را داشت و نامرد انگار چایی‌اش را روی جزوه من درست کرده بود که هیچی دیده نمی‌شد. نمی‌دانستم چه بگویم که گفت: می‌خواین از جزوه خودم واستون کپی بگیرم؟ با عصبانیت گفتم: نه خیر آقا و به سمت سالن رهسپار شدم که آن گروه از آقایان با نزدیک شدن من زدند زیر خنده. آتش گرفته بودم...

امتحانات میان ترم آغاز شده بود و من نمره همه درس‌ها را با خود شیرینی و یک خط در میان درس خواندن گرفته بودم، جزء صنعتی که استاد عنقی داشت و می‌گفت: الا و بلا امتحان؛ آن هم در دو گروه که تقلب نشود. من و چند تن از دوستانم و چند تن از همان برادران زحمتکش تطبیق مانده بودیم. نزد استاد بودم تا ساعت امتحان را بگویید تا به دیگران اعلام کنم. ساعت که مشخص شد با دوستانم به سمت بوفه به راه افتادیم تا کمی بیاساییم که دیدم کسی مرا از پشت صدا می‌زند. برگشتم: (ایییییشششش این پسره محسن که، بهش میگفتیم محسن برنج مث همون تبلیغ تی.وی دیلاق بود) جلو آمد و گفت: خانم حقانی امتحان ساعت چند شد بالاخره؟ آتش زیر خاکستر شعله‌ور شد و اگر دهانم را باز می‌کردم، یک دم پختک ازش بیرون می‌آمد.

بی تردید و محکم گفتم: ساعت 4، بازم میخوایین برین از خود استاد بپرسین. گفت: نه دیگه ما شما رو قبول داریم. حرفی نزدم فقط پشت چشمی نازک کردم و به سمت بوفه رفتم.

ساعت 2 امتحان شروع شد و استاد سراغ بقیه بچه‌ها را گرفت. گفتم: احتمالا کسی ساعت رو بهشون اشتباه گفته استاد. گفت: در هر صورت بگین نمره میانترم نمی‌گیرن. آن‌قدر دلم خنک شده بود که داشت یخ می‌زد. یک ربع آخر سر و کله همه‌شان پیدا شد و با کلی التماس 20 دقیقه زمان برای امتحان گرفتند. با لبخند پیروزمندانه‌ای برگه‌ام را دادم و بلند گفتم: هرکس ترم دیگه جزوه صنعتی خواست بیاد از من بگیره (و با حالت دهن کجی) میتونه تطبیقم بده. و بسیار کیفور گشتم. دیگر تا آخر دو سال کاردانی هیچ جنس مذکری از من جزوه طلب نکرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
در ادامه ی فضولی برای دیدن پیرزن!! دیدم مطلب جدید دارین اما با کمال تعجب چیزی نوشته نیست توش!!! خلاصه ما جایی نمیریم تا بالا بیاد مطلب!خخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
داداش سمیرا رو اذیت نکن تنها نیست ها!!!!!!!!!!!!!
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخ. خیلی جالب بود سمیرا بانو. ملت تو بقیه دانشگاها جزوه میگیرن و اخرش به جاهای خوب ختم میشه! جزوه گرفتن از شما چه ماجراهایی داشته!!! خخخ. مطمئنید سخنران گفت دخترا سیب گلابند؟ شاید گفته گلابی!!!!!!!!! خخخخخخخ. (ایکون فرار) !!!! ولی با تمام جریانات حق داشتین اون دیالوگ اخرتون که دیگه معرکه بود. راستی حتی تصور اون اقای برنج دم سیاه شمال!! هم خیلی طنزه.
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
باور کن ابجی تقصیر من نیست!!! تو انجمن پیش امد این بحث که اواتار بانو سمیرا پیره یا جوان. منم که خواستم نیگا کنم اواتارو که این مطلب رو دیدم اما چیزی نوشته نبود. سمیرا بانو خودش به تنهایی چندین نفر محسوب میشه حالا که تنها هم نیست دیگه واویلا... خخخخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ممنون از پری قصه ها :) مث اینکه تو دانشگاه شما اقا صالح جزوه ردو بدل میشده شما یه شام عروسی افتاده بودینا خخخخخ بعدشم شما به عنوان یه دانشجو حقوق که باید طرف حق باشین به من بگین اواتار من این خانوم زیبا با اون همه مو روی سرش قشنگتره یا اواتار بعضیا که جلوی سرشونم خالیه خخخخخخ اصنم نمیخواد پارتی بازی کنین ولی خب حق با منه دیگه :) در ضمن رئیس گفت گلابن ... حواسم هستا :))
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
تا دلتون بخواد مورد جزوه ایی داشتیم.به قول معروف مورد داشتیم پسره سر امتحان رو دستش عدد 5 رو مینویسه و میخواد تقلب برسونه! دختر 5 رو قلب میبینه! علاوه بر اینکه امتحان رو خراب میکنه بله رو هم میگه همونجا!!!خخخخخخخ. اسم رشته ی حقوق و طرف حق رو گرفتن که میاد دگرگون میشم!! خخخخخخخخ. اصلا اواتار شما یه چیزه دیگست. مخصوصا مدل موهاش.!!! این اواتار به عنوان miss world"s انتخاب میشن... بدون هر گونه پارتی بازی اواتارتون خعلی با نمکه!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خب ... تچکر چیزی دیگه ای ازتون انتظار نداشتم خخخ
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خیلی جالب بود دمت گرم آبجی.
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خواهش میکنم :)
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
با مزه بود.جرئتتون زیاده ها!خوبه دوباره تلافی نکردن
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
از 8 نفر از اون گروه اقایون 4 نفرشون صنعتی و افتادن خخخخخ منکه خودم انقدر بچه زرنگم شدم 13/5 (اوج بچه زرنگم)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٥
٢
٠
دخترا سیب گلابن ...پسرا سیب خرابن ..احسنتم خخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
یاالله ، از اینجا خانواده رد میشه ها خخخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آره ! این قسمتی از متن بود خخخ شما گلید دادا میلاد منظوری نداشتم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
بفرمایین چادر سرمونه خخخخخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
محسن برنج که مثل دیلاق بود)چنتا از پسرا حکم هویج را داشتن ..من دیگه حرفی ندارم ( فقط دمت گرم ابجی خیلی باحالی )
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ایوووووووووووووول عالی بود سمیرا :) دمت گرم :)))))))))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
قربان شما منا خانوم :)) ایول از خودتونه
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
فدات :))) خیلی حال کردم :) حالا واقعا این کارا رو کردی سمیرا؟؟؟
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
جرات ادما بر اساس شرلیطی که توش قرار دارن بوجود میاد ، باید بگم من شرایط خوبی داشتم و همه طرف مقابل و هم میشناختم حتی تو جشنی که دانشگاه واسه تازه واردا ترتیب داده بود کلی با هم همکاری کرده بودیم اما اینکه از کسی بخوای انتقام بگیری و باهاش بگی و بخندی هیچ منافاتی با هم نداره واسه همین توصیه میکنم شما هم رفتی دانشگاه از این کارا نکنی یه وخ ممکنه اونام واسه تلافی یه اسیدی چیزی روت بپاشن ناکارات کنن خخخخخخخخخخ (همه بچه ها 3 نمره حضور در کلاسو داشتن میموند 3نمره دیگه که حقشون بود نگیرن)
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
عااااااااااااااااالی بود واقعا افرین به شما حقشون بود:):)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
بله حقشون بود من با شما مبافقم :))
vesal
vesal
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخ ایول ....
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
قربان شما :)
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٤/١٥
٣
٠
میدونید چیه سمیراخانوم، با این که پسرم اما منطقم میگه باید بهتون بگم ایــــــــ:ــ)ــــول ///// دلم خنک شد چون منم جزوه هام از جونم واسم عزیزترن، واااالا
گل پری
گل پری
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ایول آقا رضا احسنت الان تنها پسری که اعتراض نکرد شما بودید آفرین
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
اقا رضا شما به عنوان پسر نمونه سایت انتخاب شدین :)) تبریک میگم
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخ، مگه جنگه؟؟
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
نه جنگ نشد با گروه 5+1 حل شد دیییی
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
عجب بابا! :-)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
واقعا که !!! بعد میگن چرا ایران پیشرفت نمیکنه ! این چه کاری بود آخه ؟؟؟؟ نچ نچ نچ ...
f_karimi
f_karimi
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
برادر عماد شما اول اخماتو جمع کن زمین تمیز شد دیگه. بعدم خیییییییییییییییییییلی خوب کاری کرد ایول سمیرا جووووون ایییییییییوووووووووللللللللللللل
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
اقا عماد از خودمونه :) ولی کشور تا همین جا هم که پیشرفت کرده همش از جزوه های من بوده خخخخخخ
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
والا! اگه ما خانوما بودیم کشورمون اینقدر پیشرفت نمی کرد! بتزم دستت درد نکنه سمیرا جون.
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
ماشالا همگی آنتی پسر تشریف دارید ! به به ! خوشبختم...
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
اخ سميرا از دست تو! ميگم يكم هيجانت رو بيشتر ميكردى يه زيرلنگى! يك صندلي كشيدنى يه چيزى!
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
اون موقع دیگه باید میومدی چایی ختممو میخوردی دخدرم :))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
نگار رفتی دانشگاه در اینده بیا تو ابداع این حرکات شو خخخخخخخخخخخ
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
چقدر حس انتقام گیری در وجود شما شعله وره...یاخداااااا .....
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
آره بايد مواظب باشيم!!خخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
واقعا اقای ذباح خخخخخ منکه دخدر خوبیم :))
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
واااى محيط دانشگاه چه خشنه!!!چجورى ميشه دووم آورد اون تو!!!:))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
به راحتی خخخخخخ
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
فوقش ما تو مدرسه همديگرو خيس آب ميكنيم!!
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ولى خداييش خيلى خوب حالشونو گرفتى لايـــــــــــــــــك دارى!! ^ ____ ^
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خاطراتتون بسی زیبا و خنده داره.ممنون سمیرا خانوم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خواهش میکنم :)
amin20
amin20
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخ عجب !! خاک بر سر اونا !!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخ اقا امین ایول من دیه هیچ صوبتی ندارم
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخخ ایول
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
سلاماگر درست باشد خاک بر سرشون
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
کاملا درسته :|(پس شما از اتفاقاتی که تو دانشگاها میوفته خبر نداری!) حالا شما بگین واقعا خاک بر سرشون یا الکی ؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام نه بابام چه خبري از اون آدمهاي اخمو بودم كه روز آخر يك نفر هم كنارم نايستاد يك عكس بگيرم فردايش بگويم من اين دانشگاه درس خوانده ام ولي خاك توي سرشون رو جدي گفتم.
maede
maede
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
واقعن تشخیص نداده که از تو نپرسه!؟!پس حقش بوده!ولی این قضایا مال زمان شما بوده الان دیگه جزوه خیلی خز شده! D:
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ما زمان حسابداری همه درسامون جزوه بود حتی تجارت که کتابشم بود دم دست ولی همش جزوه میگفتن :)
maede
maede
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
سمیرا جان منظورم جزوه قرض گرفتنه که خز شده نه جزوه نوشتن :)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
اوا خخخخخ پیر شدم دیگه خاهر مغزم کشش نمیده خخخخ
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خیلی جالب بود،ممنون
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
مرسی که خوندین :)
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخخخخ!!جنگ صلیبی بوده!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخ نه به اونجاها نکشید بینمون صلح برقرار شد بعدش کلی به ترم پیش خندیدیم :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
الکی نیست وکیل شدیا!! خوب بلدی حق بستونی! :دی
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
یک سوال پیش میاد، شما که کاردانی حسابداری خوندی، چه جوری وکیل شدین ؟ :-)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
مگه سمیرا وکیله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
کاردانی حسابداریمو گرفتم کارشناسی دانشگاه پیام نور قبول شدم اما چون از کاردانی به کارشناسی رشته منو نداشت انگار باید 4 سال کامل میخوندم واسه همین بعد ترم 3 قید حسابداریو زدم تغییر رشته دادم رفتم حقوق.تمام مدارک موجود است خواستین یه مطلب بزارم مدارکامو رو کنم خخخخخ کلا حقوق با روحیم سازگارتره خخخخخخخ
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
دوباره رفته وکالت خونده دیگه! نه سمیرا؟
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
و من الله توفیق! :دی
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
نه لازم نیست مدارک، قبول شد دفاعیات شما :-)
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
خخخخخ بدبخت پسر های کلاستون :-)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
اصن قضیه چایی و اینا که از ذهنتون نگذشت یه وخت .... بیچاره من :))
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
امار بدین سمیرا خانم با بچه های بالا بریم حساب پسر ها رو برسیم خخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
الان که مشغول رسیدن حساب یه نفرم :)))))) تموم شد خبرتون میکنم
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٦
٠
١
نه دیگه، الان من جو گیر شدم، زود زود :-)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خخخخخخخخ پس تو جو باشین فقط کپسول اکسیژنتون یادتون نره ممکنه مشکل تنفسی پیدا کنین خخخخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
مو اهل این سوسول بازیا نیستوم ،:-)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خخخخخخخخ پس من میرم تدارک حلوا و خرما میبینم :)))))))) اصن حلواهای من تو فامیل معروفه خخخخخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
اخجون حلوا. من عاشق حلوا هستم. مخصوصا حلوایی که ابجیم درست میکنه :)))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٨
٠
٠
به خاطر این تعریف دو بشقاب واسه شما میزاریم کنار برین خوشحال باشین :))
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٨
٠
٠
مرسی :-) ببرم یا بخورم؟ خخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
خوردن حلال بردن حرام :))
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/٢٠
٠
٠
سر ریز هم دارین ؟ خخخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ میخواین یه تانک حلوا درست کنیم فقط واسه شما ؟؟ چطوره خخخخخخخ سر ریز حلوا خخخخخخخخخخخخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
اره خوبه خخخخخ
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٤/١٥
٠
٠
ايول سمیرا خیلی باحال بود(*_*)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
مرسی که خوندی عزیزم :)
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
ایول خیلی کوبنده و خوب جوابشونو دادین . خوشمان آمد سمیرا جان :)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخ خواهش میکنم :)
admin
admin
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
جزوه در حال حاضر خز شده؛ الان انجام پروژه؛ نوشتن کد برنامه و ایضا پاورپوینت ها طلایی استاد مد شده .... خخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
جووون بودیم خخخخ دیگه از ما گذشته :)) اینایی که شما گفتین و واگذار میکنیم به بچه هایی که امسال دانشگاه قبول میشن :/
زهرا
زهرا
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
بسیار عالی بود مرسی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون از شما :)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ...سمیرا..خخخخخخخخخخ..بابا دمت گرم:))) ایـــــــــــــــــــــــول:) یعنی خب معلوم بود تو تهش تلافی میکنی:)))))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون از شما :)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
واقعا معلوم بود؟ واسه خودم معلوم نبود خخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
:))))))))))) دوران جزوه كه ديگه سرآمد......الان دوستان سر موزيك بي كلام پاورپوينتهاشون باهم رقابت ميكنن...به هرجهت دستت درست ;)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
پیشرفتو میبینی خخخخخخ
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خیلی خوووب بود ! حال کزدم ;)))))))))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خواهش میکنم :))
Niva
Niva
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
چه اتفاقاتی :) ما که تو دانشگاه بچه های خوبی بودیم :)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٨
٠
٠
ما خیلی بچه های بدی بودیم خخ :))
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خخخخخ:))))بسی جالب!!اصلا دستتون طلا تلافی کردین!!:)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/١٨
٠
٠
ممنون :))
f_dehghan
f_dehghan
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
ایییییییییییییییول خیلی باحالی سمیرا جووووووون...!!/ واقعن دمت گرم...!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٤/٢٣
٠
٠
خخخخخ خواهش میکنم :))
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
اییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییول آبجی سمیراااااا....ترکیدم از خنده.....خخخخ ....ایول داری .... بیشتر بنویس چرا نمینویسی؟ جان ما....
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
دمت گرم.......
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤