احساس مي‌كنم يك نفر داره ما رو نگاه مي‌كنه!
دوربین هاي جاسوسی که شايد الان مشغول تماشای شما باشند (قسمت اول)

احساس مي‌كنم يك نفر داره ما رو نگاه مي‌كنه!

نویسنده : سایت جیم

 

ایده دوربین‌های مخفی برای جاسوسی واقعاً ترسناک است ولی اگر واقع‌بین باشیم، در عین حال جاسازی ابزار ثبت تصاویر در اشیا معمولی واقعاً جذاب می‌نماید. خلاقیت و ابتکاری که برای ساختن این وسایل صرف می‌شود، در کنار نوآوری‌های تکنولوژیک که معمولاً جلوتر از زمان خود هستند، همه ما را به خود جذب می‌کند. در ادامه مطلب، 6 دوربین عجیب را به شما معرفی می‌کنیم که واقعاً در عملیات‌های جاسوسی گذشته به کار گرفته شده‌اند و کسی چه می‌داند، شاید الآن یکی از آنها دور و بر ما هم باشد!


 

 دوربین شماره 1


در سال 2010 جنبش حماس اعلام کرد که سیستم اطلاعاتی رژیم اسرائیل با استفاده از این جعبه دستمال به ظاهر بی‌ضرر، اعضای آن را مورد جاسوسی قرار می‌داده. این هم یک دلیل دیگر که همیشه دستمال جیبی همراه داشته باشیم.

 

----------------------------------

 دوربین شماره 2


در دهه 1960 جاسوس‌های کا.گ.ب با استفاده از این دوربین که در پاشنه کفش جاسازی شده بود، به جاسوسی می‌پرداختند. مراقب باشید، شاید یکی از آن‌ها لباس تاجرها را بپوشد و با سفر در زمان، به سراغ‌تان بیاید.

------------------------

 

 دوربین شماره 3


دفعه بعدی که کسی برای چک کردن حسگر‌های دود که برای اعلام آتش‌سوزی در سقف کار گذاشته شده‌اند به خانه شما آمد، چشم از او بر ندارید. یا لااقل وقتی رفت مطمئن شوید که یک دوربین جاسوسی در سقف خانه شما کار نگذاشته.

-------------------

 

 دوربین شماره 4


هنوز سازنده این دوربین به اصطلاح جاسوسی را پیدا نکرده‌ایم، و از آنجایی که ساخت آن به سال 1882 بر می‌گردد شانس کمی هم برای زنده یافتن او داریم. لطفاً یک نفر به دیار باقی پیامک بزند و از او بپرسد: مرد حسابی، چطور می‌شود با نشانه رفتن یک اسلحه به سمت کسی، بدون بر انگیختن توجه‌ها از او عکس گرفت؟ بگذریم، به هر حال ایده مخفی کردن یک دوربین در تفنگ الکی، آن هم در قرن نوزدهم واقعاً درخشان است.

---------------------------------

 دوربین شماره 5


حالا دیگر اگر کسی ریموت کنترل دزدگیر ماشین را به سمت‌تان نشانه رفت، لحظه‌ای تردید نکنید. خودش است! طرف دارد از شما عکس می‌گیرد.

-----------------------------------

 دوربین شماره 6


قبل از ساخته شدن هواپیماهای جاسوسی و پهپادها CIA چطور تصاویر هوایی می‌گرفت؟ چرا راه دور برویم، به کمک کبوترها. چه چیزی از این پرنده‌های منادی صلح بهتر. کمتر کسی ممکن است سرش را به آسمان بلند کرده و شک کند که یک دوربین زیر شکم این سبک بال‌ها بسته شده. 

 

منبع: نارنجي

 

 

 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهرام سجادی --- از جیمی های قدیمی
بهرام سجادی --- از جیمی های قدیمی
٩١/٠٧/١٩
٠
٠
میگم این نفر اولی چقد شبیه سلحشور بود، مخصوصاً وقتی می خواد در مورد بازیگر های زن سینما صحبت کنه :))
bye
bye
٩١/١٠/٠٣
٢
٠
جالب بود
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات