اتحاد نخود و لوبیا
شعر طنز

اتحاد نخود و لوبیا

نویسنده : محمدصنعتیـ :)

نخودی گفت لوبیایی را، که بیا با هم اتحاد کنیم

همره لپه و عدس گردیم، دم به دم نرخ را زیاد کنیم

به ورود حبوب بیگانه، معترض گشته انتقاد کنیم

نخود اجنوی ندارد سود، بر وجود خود اعتماد کنیم.

لوبیا گفت ناپسندیده است، گر که ما صحبت از نجات کنیم

لپه لپه است هر کجا باشد، باید او را به خیر یاد کنیم

میزبانیم ما و او مهمان، میهمان را به لطف شادکنیم

ارزش ما از او نگردد کم، کار بر کام و بر مراد کنیم

محتکر را شویم یاور و یار، شارژ او را از این مواد کنیم

تا که انبار محتکر بر پاست، جمله باید ز فخر باد کنیم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخ جالب بود. هر چند که الانم قیمتهاشون پایین نیست
m_famous
m_famous
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آری درست است...ممنون///
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخ مرسیییی
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
شعر از کیه؟ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
از حسین گلستانی. این شعرش توی گل آقا چاپ شده بوده.
m_famous
m_famous
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
احسنت هاچ خانم...
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
عجب!! جالب بود ممنون
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
عجب!!!! خخخخخخ! ممنون
f_karimi
f_karimi
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
شعر از خودتون بود یا از کسی؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ وموزون بود.سرودۀ خودتان بود؟متشکرم
m_famous
m_famous
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سروده آقای حسین گلستانی است///
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
O_o و دیگر هیچ !!
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خیلی بامزه بود واقعا ممنونم:):)
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خخخ جالب بود
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خخخ جالب بود ممنون:)
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
ماش رو یادتون رفت بگین خخخخ
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
خخخ جالب بود
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام ... چه اتحاد شومی ... ممنون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام به قول استاد مرموز بود با تمام اينها زيبا بود
:دی
:دی
٩٣/٠٥/٠٥
٠
٠
عالی بود ممنون....
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠