روزی که عسل گم شد
برگرفته از یک خاطره واقعی

روزی که عسل گم شد

نویسنده : ali-y

وارد منزل‌شان که شدیم غم عجیبی فضا را گرفته بود، خاله و شوهر خاله پیرم، مثل مرغ‌های سر کنده این طرف و آن طرف می‌زدند، بغض گلوی‌شان را گرفته بود، خاله بنده خدا دیگر نتوانست جلو گریه‌اش را بگیرد. نمی‌دانم جواب سلام‌مان را دادند یا نه .

شوهر خاله که مرد بسیار جدی بود و در عزای نزدیک‌ترین بستگان هم گریه او را ندیده بودند، این بار مثل ابر بهاری گریه می‌کرد.

- آخر چه شده ما که نصف عمر شدیم.

- (خاله با گریه): عسلم، عسلم، عسلم رفت ...

- عسل؟! عسل کیه؟!

دختر خاله که تا آن موقع ساکت گوشه‌ای ایستاده بود گفت: عسل دیگه؛ عسل طوطی بابا و مامان؛ مگه ندیده بودینش...

این را که شنیدم انگار آب سردی بر سرم ریخته باشند. گفتم به خاطر یک طوطی این‌قدر بی‌قراری؟!

با اشاره دختر خاله ساکت شدم، فهمیدم این‌جا جای شوخی نیست.

دختر خاله طوری که پدر و مادرش متوجه نشوند می‌گفت: باور کنید آه من گرفته! آخه اونها طوطی رو از من و بچه‌هام بیشتر دوست داشتن ...

خوشبختانه بعد از چند روز بسیج عمومی فامیل و آشنایان، عسل پیدا شد و از سوی خاله و شوهر خاله گرامی ولیمه مفصلی تدارک دیده شد ...

===============

پ.ن: برگرفته خاطره واقعی یکی از دوستان

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
م-نص
م-نص
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
ای بابا ما فکر کردیم عسل مرده ؟؟؟بد شدش ها یه ناهار از دست رفت:) فقط یک سوال...نه واقعا مردم همچین چیزی داریم؟نه واقعا داریم؟
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آره داریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آره دیگه
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
اره داریم.طوطی و عروس و مینا و قناری و...وابستگی میارن.منم از نزدیک دیدم این طور وابستگی ها رو.
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام... ممنون از مشارکت فعالانه شما ... بله این داستان واقعیه ... تفسیرش رو میذاریم به عهده کارشناسان روانشناسی ...
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آخی... خیلی ها بودن که نسبت به حیوونای خونگی شون حساس بودن..بالاخره جزء خانواده بوده تقریبا... :)
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام ... نکته اینه که گاهی این وابستگی نسبت به اعضای خانواده وجود نداره ... ممنون
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
اره البته ..یادم رفت از این طرف بهش نگاه کنم..
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
هورا چه پایان شیرینی.
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام ... خدا رو شکر پایانش خوب بود ...
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
وااااا چه چیزا...من دیده بودم طوطی شونو خیلی دوس داشته باشن ولی نه در این حد
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام و ممنون ... من هم ندیده بودم الانم ندیدم ولی از یک منبع موثق شنیدم ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
(o_0) خب اگه واقعيته...بد تلخه ....چي بگم ديگه :/
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام... بله متاسفانه . چی بگم ... ممنون
وصال
وصال
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آخی یاد کراسوس افتادم ( طوطی عزیزم ) مریض شد :((((
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام ...الان بهترن ایشون؟؟ ... تشکر
وصال
وصال
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
نع دیگه از دستمون رفت :(
ali_y
ali_y
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
:((
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
ای بابا1پس چه عسلی بودن ایشون!ممنون:)))))))
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام ... عسل تلخ لابد ... ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
به جون خودم من فکر کردم عسل یه ادم واقعیه اقا با احساس ما بازی نکنید خخ ممنون حالا خدا رو شکر پیدا شد شیرینی هم دادن خخخخخخخخخخخ
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام....نیازی نیست قسم بخورین باور کردیم . تازه اون بالا عکس طوطی رو هم انداختن که به لو رفتن قضیه کمک می کنه ... ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخخخخ راستش من زیاد دقت نکردم خخ
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
دوست منم برای مرگ گربه اش تا چند روز گریه می کرد.البته حق هم دارن دیگه وابسته شدن.ممنون از مطلبتون
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام... شایدم حق داشته باشن ... ممنون
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
تچ تچ تچ ااااى خداwooooooooooddy
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
سلام ... ممنون
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخ..عسل! من فکر کیه..خخخخ.../ تشکرات(:
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام... متشکرم
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
:-)
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام... خوشحالم خوشتون اومده ... ممنون
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
من فک میکنم حیوانات وابستگی میاره .منم بعد از مرگ لاک پشتم براش خیلی ناراحت شدم
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام... بله حتی گزارش شده اجسام هم وابستگی آوردن ... بابت مرگ لاک پشتتون متاسفم ... ممنون
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
:|...............خوبه که آدم یه جونوری داشته باشه ولی دیگه نه تا اون حد که از بچه هاش بیشتر دوس داشته باشش..................من خودم یه نازی داشتم.....هعععععععععععععععی:(
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٨
٠
٠
سلام... چطور من این نظرو ندیده بودم... درست میفرمایید... داشتین؟؟؟ممنون
آوین
آوین
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آخ آخ بیچاره عسل... بیچاره خاله و شوهرخاله... بیچاره تر از همه دختر خاله...!!! خخخخخخخخ :)))))) دگ ی طوطی این همه گریه و زاری داره آخه... البته خب... هعععیییییی... کار دل دگ...!!! :))))))))))))
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام ... بله دیگه چه میشه گفت ... ممنون
سهره
سهره
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
آخه آدم چه چیزا می شنوه خداییش............
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام ... واقعا، یک زمانی فکر می کردیم این مسائل مربوط به خارجیهاست که روابط اجتماعی شون کمه ... تشکر بخاطر وقت تون
vesal
vesal
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخ...جالب بود وابستگي به حيوون ديده بودم ولي نه به اين غلظت؟؟؟؟
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام ... مساله همین نوسان غلظتهاست که مشکل بوجود میاره ... ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام:عجیبه من فکرکردم خدای ناکرده فرزندشان گم شده،این همه ناله وولیمه وسر وصدا برای پرنده؟ممنون
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام استاد- خوش آمدین ... بله واقعا عجیبه ... ضمنا بالاخره سلام کردن رو از شما یاد گرفتیم ... ممنون بخاطر حضور و نظرتون ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام: شرمنده میفرمائیدشما بزرگ بنده هستید.موفق وسلامت وشادمان باشید.متشکرم
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
منم به طوطی علاقه دارم. یه جوجه طوطی گرفتم و بزرگش کردم خیلی هم دوستش داشتم اما اون مرد... اسمش <لیمو> بود. البته ادم خوبه واسه تفریحش یه چیزی داشته باشه اما اینکه این خانواده عسل رو از فرزنشون بیشتر دوست داشتن عجیبه... ممنون مطلب خوبی بود
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام ... بله درست می فرمایید و ممنون
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
به حق چیزای ندیده !!!!
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام... واقعا !!!!!!
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
و ممنون
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
^__^
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٧
٠
٠
سلام خوشحال شدم از اينكه عسل در نهايت پيدا شده است.
a_y
a_y
٩٣/٠٤/١٨
٠
٠
سلام ... اگه پیدا نمی شد معلوم نبود چی میشد ... ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣