ریتم رفتن
دل نوشته‌ای برای رفتن تو

ریتم رفتن

نویسنده : m_soleimani

امروز سخن از رفتن به ميان آورد، شايد بايد مي‌رفت ولي دل من طاقت دوري نداشت. بي‌شك بعد رفتنش سخت ترين لحظات زندگي‌ام رقم مي‌خورد. كم كم به زمان موعود نزديك‌تر مي‌شديم و حال من دگرگون‌تر مي‌شد، هر حربه‌اي زده بودم تا بلكه قانعش كنم كمي ديرتر برود ولي افاقه نمي‌كرد. او تصميم خودش را گرفته بود. قطرات اشك پشت سد چشمانم جمع شده و در آستانه سرريز شدن بود به بهانه هواي تازه لبه پنجره ايستادم و كمي سد را خالي كردم، فهميد كه گريه كردم ولي انگار نه انگار باز هم مي‌خواست كه برود. كنار من سختش بود، دوستش داشتم پس با صدايي بغض آلود به او گفتم: خداحافظ...

در باز شد، صداي قدم‌هايش ريتم گرفت و سايه‌اش شروع به كشيده شدن كرد، رفت و رفت تا ديگر سايه‌اي هم نماند. باد ايستاد و من ماندم و خانه‌اي كه از اين پس ميزبان فصل جديدي بود...فصل داغ تابستان...

(مس)

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شعبده باز
شعبده باز
٩٣/٠٤/٢١
١
٠
همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته یکی مبهوته و یاد روزای رفته میوفته نه اون که رفته می خوادو نه اون که مونده می خنده شاید اینجوری قسمت بود چی میشه بی تو آینده ! یه عمر با خودم تنهام ولی سخت میشه عادت کرد نمیشه رفت باشی تو نمیشه اینو باور کرد خیابونای تاریکو یه از خود بی خود شبگرد یه مشت رویای تو خالی همه دل تنگتن برگرد..
m_soleimani
m_soleimani
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
ممنون از متن زيبا...
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٢١
١
٠
مرسی قشنگ بود
m_soleimani
m_soleimani
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
نظر لطف شماست...
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٢١
١
٠
مرسی قشنگ بود
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٢١
١
٠
بسیار زیبا !!
m_soleimani
m_soleimani
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
ممنون...
m_fallah
m_fallah
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
خیلی مطلب قشنگی بود
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
خیلی هم عالی ممنون
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
خیلی زیبا بود اشکم در اومد....خیلی ممنون:)
m_soleimani
m_soleimani
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
شما خيلي احساسي هستين...
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٢١
٠
٠
خوب بود . ممنون
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
خیلی هم زیبا....ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
همیشه رو به راهم... رو به همان راهی که تو رفتی.... عالی بود. موفق باشید
m_soleimani
m_soleimani
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
متشكرم
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
وب بود!!خوب چیه عالی بود
m_soleimani
m_soleimani
٩٣/٠٤/٢٢
٠
٠
وب؟
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/٢٣
٠
٠
زیبا بود..ممنون
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
*****....تولدتون مبارک....*****
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
مس اخرش یعنی چ؟!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
ریتم رفتن یعنی متن بهتر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤