تقسیم عادلانه
شعری زیبا و طنز از وحشی بافقی

تقسیم عادلانه

نویسنده : رضا تمجیدی

زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو

بد ای برادر از من و اعلا از آن تو

این تاس خالی از من و آن کوزه‌ای که بود

پارینه پر ز شهد مصفا از آن تو

یابوی ریسمان گسل میخ کن ز من

مهمیز کله تیز مطلا از آن تو

آن دیگ لب شکسته صابون پزی ز من

آن چمچه هریسه و حلوا از آن تو

این غوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من

غوغای جنگ غوچ و تماشا از آن تو

این استر چموش لگد زن ازآن من

آن گربه مصاحب بابا از آن تو

از صحن خانه تا به لب بام از آن من

از بام خانه تا به ثریا از آن تو

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
سلام: انتخاب قشنگی بود.متشکرم
r_margan
r_margan
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
سلاااااااااااااااااام دوووووووووووووووووستان
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
سلام سعسد حدادیان هم یه شعر طنز گفته با همین مضمون(سرویس طلای مامان مال تو-نماز قضای بابا مال من بود یادته)
r_margan
r_margan
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
سلام
Mehrnaz_T
Mehrnaz_T
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
ممنون از شعرت
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
:) قشنگ بودندي!
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
نمیدونستم وحشی بافقی هم طنز کار کرده.ممنون از انتخابتون
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
مرسی شعر جالبی بود!
hamta
hamta
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
خخخخخ قشنگ بود :)
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
مرسی زیبا و جالب بود:)))
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
خیلی خوب بود . مرسی
f_karimi
f_karimi
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
چقدر زیبا ....ممنون
t_gh
t_gh
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
قشنگ بود.ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٥
٢
٠
بوی گندم مال من...... یه سوال واسه من ایجاد شد. الان <قوچ> درسته یا <غوچ> ؟؟؟؟؟ شعر بسیار زیبایی بود. احسنت به این انتخاب زیبا و هوشمندانه. موفق باشید
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
انتخاب خوبی داشتید ممنون زیبا و دل نشین بود
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
سلام متشكرم زيبا بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/١٦
٠
٠
از صحن خانه تا به لب بام از آن من/از بام خانه تا به ثریا از آن تو....قشنـــــــــگ بود مرسي از شما.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤