تفریحات سالم
معرفی یک کتاب طنز از عمران صلاحی

تفریحات سالم

نویسنده : ایمان فروزان نیا

نوشتن یک هنر است، مخصوصا خوب، کوتاه و زیبا نوشتن. اگر هم برای جوان بنویسی، کمی طنز در نوشته‌ات آن را مثل شربت خاکشیر در این ماه رمضان دلچسب می‌کند.

می‌خواهم کتابی را معرفی کنم که خواندنش حتما در نوشتن شما تاثیرات خوبی خواهد داشت. اعتراف می‌کنم من خودم از این کتاب و نویسنده‌اش نه تنها تاثیر گرفتم بلکه زمانی از آن تقلید هم می‌کردم.

بگذارید اول کمی از نویسنده بگویم؛ «عمران صلاحی» نویسنده و شاعر و طنز بزرگ و متولد تهران است. او در سال 1325 چشم به دنیا گشوده و در سال 1385 هم از دنیا رفت، شاید خیلی از شما اخبار مربوط به فوت او را به یاد داشته باشید. او به آقای حکایتی هم معروف بود. خلاصه این نویسنده کارش را پله پله شروع کرده و از نوجوانی به صورت مستمر می‌نوشته و آثار طنز فاخری از خودش به جا گذاشته است. 

علت این‌که من کتاب « تفریحات سالم» را انتخاب کردم، حالت کشکول مانندش است، خود عمران صلاحی نقل می‌کند که از ما خواستند قصه‌های طنز آمیز، یا طنزهای قصه آمیز خود را از میان کتاب‌های‌مان استخراج کنیم تا در کتابی مستقل به چاپ برسد، ما هم نوشته‌هایی را از کتاب‌های «حالا حکایت ماست»، «از گلستان من ببر ورقی»، «عملیات عمرانی» و «موسیقی عصر گل سرخ» انتخاب کردیم. به اضافه نوشته‌هایی که در این کتاب‌ها نیامده است. حالا واقعا نمی‌دانیم این‌ها داستان است یا نه؛ بعضی از نوشته‌ها به مقاله شبیه است، اما حالتی روایی دارد. شاید هم داستان مقاله است! خلاصه نویسنده خواسته با هزار فوت و فن این نوشته‌ها را به عنوان داستان جا بزند.

داستان‌های طنز این کتاب، بسیار روان است و به گیر و گرفت‌های اجتماعی می‌پردازد. بگذارید به جای تعریف، بخشی از یک داستان را بنویسم؛

** ازمهد كودك چيزي يادمان نمي‌آيد، ولي مادرمان مي‌گويد: وقتي خواستيم نام تو را بنويسيم،‌ گفتند: اين مهد كودك «‌غيرانتفاعي» است. بچه‌ي شما بايد علاوه برشهريه،‌ امتحان ورودي هم بدهد. اين‌طوركه مادرمان روايت مي‌كند، ما همان‌طوركه توي قنداق بوديم، ورقه‌ي امتحان ورودي را با موفقيت پركرديم .

بقيه‌اش را خودمان يادمان مي‌آيد؛ مثلاً وقتي خواستيم وارد دبستان بشويم، گفتند اين دبستان چون «‌نمونه‌ مردمي» شده ‌است، بايد علاوه بر هفت هزارتومان وجه رايج مملكتي، امتحان ورودي هم بدهيد. ما از اين امتحان هم سربلند بيرون آمديم. در تمام دوره‌ي دبستان هم با جديت و تلاشمان نگذاشتيم پول‌هايي كه پدرمان براي شهريه قرض كرده‌ بود، سوخت شود!

بعد رسيديم به دبيرستان به هرمدرسه‌اي رفتيم گفتند: اولاً بايد بيست سي‌هزارتومان شهريه بدهيد؛ بستگي دارد به همت عالي. هرچه بيشتر، نمونه‌تر. ثانياً بايد در امتحان ورودي شركت كنيد و ثالثاً معدلتان بيشتر از شانزده باشد‌. به دليل اختلالي كه در حواسمان ايجاد شد، يادمان نمي‌آيد دوره‌ دبيرستان را چگونه گذرانديم!

بعد رسيديم به سن دانشگاه...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٤/١٠
٠
٠
یعنی اجب کتابی معرفی کردیا !!!! عالیه !!! من خوندمش! دمت بازدم!
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٠
٠
٠
2سال یه استاد تاریخ داشتم به اسم <استاد محمد باقر کلاهی اهری> ایشون که خودشون از شعرای بزرگ کشور هستن از هم دوره ها و دوستان قدیمیه اقای صلاحی بودن. به قدری از طنازی و شخصیت والای ایشون تعریف میکردن که حد نداشت.و بعد خودم که یکم خوندم در موردشون خیلی بیشتر از شخصیت این استاد بزرگ خوشم امد... واقعا روحشون شاد. این کتاب هم فوق العادست. ممنون جناب فروزان نیا از معرفی این کتاب....
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
نوش جان :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
چ جالب : ) ممنون آقای فروزان : )
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
مرسی، ایشالا بخونیدش حتما
admincheh
admincheh
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
به خاطر همینه حس ابوجارچی در شما تقویت شده:دی
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
نه؛ حس ابوجارچی رو از ابراهیم نبوی (اسمش رو نبر)! و زرویی نصر آباد گرفتم.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
خیلی هم عالی ممنون
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
لطف دارید :)
سهره
سهره
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
خیلی ممنون بابت معرفی کتاب
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
گوارای وجود :)
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
وااااى شربت خاكشير:| من ديه حرفى ندارم .... مچكر واسه معرفى كتاب:)
faeze
faeze
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
ممنونم بابت معرفی :)
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
سلام. ممنون. سعی می کنم حتما بخونمش . خیلی دوست دارم بتونم خوب بنویسم! کاری که اصلا بلد نیستم!!! دی: :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
:خخخخ این خیلی کتاب خوبی باس باشه :))) حتما گیرش میارم ، ممنونم آقای فروزان
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٤/٣٠
٠
٠
کلا از عمران صلاحی خوشم میاد. ممنون از شما.لطفا کتاب از نویسندگان عرصه طنز بازم بنویسید.سپاس.
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات