من کزين فاصله غارت شده چشم تو‌ام...
مجموعه‌اي شعرهاي محبوب شما كه براي ما ارسال كرده‌ايد

من کزين فاصله غارت شده چشم تو‌ام...

نویسنده : مهدیه جوادی

آغاز و انجامِ داستانِ ما هر دو یکی بود
یکی بود
یکی نبود
«شهاب مقربین»
--------------------------
مهری و وفایی که تو را نیست، مرا هست
صبری و قراری که تو را هست مرا نیست
«سلمان ساوجی»
--------------------------
تو مرا یاد کنی یا نکنی،
باورت گر بشود گر نشود،
حرفی نیست...
اما،
نفسم می‌گیرد،
در هوایی که نفس‌های تو نیست...
«سهراب سپهری»
--------------------------
هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست
وانکه مجنون را بچشم عقل بیند عاقلست
«خواجوی کرمانی»
--------------------------
ای کاش می‌توانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی‌دریغ باشند
در دردها و شادی‌هاشان
حتی
با نانِ خشکِشان.
و کاردهایشان را
جز از برایِ قسمت کردن
بیرون نیاورند.
«احمد شاملو»
--------------------------
گفتی دوستت دارم
و من به خیابان رفتم !
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود ...
«گروس عبدالملکیان»
--------------------------
سنگ روي ِسنگ
بند نمي‌شود
الا مگر
سنگ ِگور باشد
كه بر سنگ ِلحد
«علیرضا روشن»
--------------------------
شبیه اسب
خسته‌
در میدان اسب دوانی
شبیه گاو
عصبی
در میدان گاو بازی
شبیه خودم
کلافه
در میدان ولی‌عصر
«سارا محمدی اردهالی»
--------------------------
از ابتدا اولين اسم
آدم بود
از آغاز بر سر الف کلاه گذاشتند
«سینا به‌منش»
--------------------------
بیا بگشای در
بگشای
دلتنگم
«مهدی اخوان ثالث»
--------------------------
گفتند چگونه‌ای؟
گفت: نان خدا می‌خورم
و فرمان شیطان می‌برم
«عطار نیشابوری»
--------------------------
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی
«رهی معیری»
--------------------------
با مشت بسته چشم گشودی در این جهان
یعنی به غیر حرص و غضب نیست حالی‌ام
با مشت باز هم روی آخر به زیر خاک
یعنی ببین که می‌روم و دست خالی‌ام
«شهریار»
--------------------------
با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود
من بارها به سوی تو باز آمدم، ولی
 هربار دیر بود
«هوشنگ ابتهاج»
--------------------------
من کزين فاصله غارت شده چشم تو‌ام
چون به ديدار تو افتد سرو کارم چه کنم
«حسن حسینی»


*********************

آرشام ایرانی:
چندین سال است كه میان این مردمان عجیب و غریب زندگی می‌كنم.
 هیچ وجه اشتراكی بین ما نیست،
من از زمین تا آسمان با آن‌ها فرق دارم
ولی ناله‌ها، سكوت‌ها، فحش‌ها، گریه‌ها و خنده‌های این آدم‌ها همیشه
 خواب مرا پر از كابوس خواهد كرد!
--------------------------
mhv1994:
آرزوی بوس و کنارت مُردم
وز حسرت لعل آبدارت مُردم
قصه نکنم دراز کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مُردم
--------------------------
m-nik110:
ته کوچه خیالم!
در چوبی کهنه‌ای است با دو پاگرد کاهگلی
تو نشسته‌ای و پاگرد روبروی‌ات خالی است!
نه خالی نیست به گمانم. کوزه‌ای جای من گذاشته‌ای! کوزه هم خالیست!
--------------------------
sahar.s:
روی آن شیشه تب‌دار تو را ها کردم
اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم
شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
--------------------------
Eli-soltani:
در حضور خارها هم می‌شود یک یاس بود
در هیاهوی مترسک‌ها پر از احساس بود
می‌شود حتی برای دیدن پروانه‌ها
شیشه‌های مات یک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده، بال در بال نسیم، ساقه‌های هرز این بیشه‌ها را داس بود
کاش می‌شد حرفی از «کاش می‌شد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
--------------------------
Eli-soltani:
از این تکرار ساعت‌ها
از این بیهوده بودن‌ها
از این بی‌تاب ماندن‌ها
از این تردیدها
نیرنگ‌ها
شک‌ها
خیانت‌ها
از این رنگین کمان سرد آدم‌ها
از این مرگ باورها و رویاها...
پریشانم...
دلم پرواز می‌خواهد...
--------------------------
Eli-soltani:
هوا که سرد می‌شود
غم‌ها که یخ می‌بندند
آدم برفی که تنها می‌نشیند
میان خروارها برف
با یک لبخند یخی
و بی‌صدا آب می‌شود
دلم  بیشتر می‌سوزد برای او، خودم
و مترسکی که سرنوشت مشابهی دارد
در مزرعه همسایه
--------------------------
افسانه بانو:
افسانه، بی تو اشک می‌شوم
نباشی می‌بارم و هیچ می‌شوم


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/١٣
١
٠
قشنگ بود ... ممنون.
٩١/١٠/١٣
١
٠
فقط یکیش فوق العاده است: سنگ روي ِسنگ بند نمي‌شود الا مگر سنگ ِگور باشد كه بر سنگ ِلحد «علیرضا روشن»
m-kian
m-kian
٩١/١٠/١٣
٠
٠
عالی بود...ممنون از همگی
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/١٣
١
٠
اِه! مال منم هَست! چی جالب! :)))) [آیکون ذوق مرگی!]
mahshid
mahshid
٩١/١٠/١٣
٠
٠
جالب بود
h_khabazi
h_khabazi
٩١/١٠/١٣
٠
٠
خیلی قشنگ بودن... جالبه که میشه زمان حال رو به زیبایی هرچه تمام تر در شعر کلاسیک آورد... مگه نه؟ ....من در میدان ولی عصر
وصال
وصال
٩١/١٠/١٣
١
٠
یه جمله هم من اضافه میکنم از شریعتی چقدر روح محتاج لحظه هایی است که درآن هیچکس نباشد
mahshid
mahshid
٩١/١٠/١٦
٠
٠
در تمام لحظه های من هیچ کی نبود خودم بودم و خودم محتاج لحظاتی هستم که کسی درون ان باشد
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٤
٠
٠
سپاس شعر همیشه منو مثل یه بچه کوچولو سر ذوق میاره بازم مرسی
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٦
٠
٠
ممنون عالی بود مثل همیشه....
٩٢/٠١/٠١
٠
٠
شعر -نظری به دوستان...- متعلق به سعدی است نه رهی
nikta
nikta
٩٢/٠٢/٢٩
٠
٠
عشق دیدم...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠