به رنگ روشنی
اسلام هیچ چیز را بر کسی تحمیل نمی کند حتی دین را !

به رنگ روشنی

نویسنده : m_heydarpoor

ساعت دیجیتالی موبایلم روی 12 ظهر ثابت شده بود که برای مراجعت به منزل ناگریز دست در جیب برده و تاکسی گرفتم. گرمای تیر ماه بود و من خسته و کلافه از خریدی که بالاجبار مادر خانه انجام داده بودم روی صندلی شاگرد ولو شدم.

تاکسی دار آدم تو داری به نظر می رسید که هر چند دقیقه یکبار با دستمال یزدی که دور دستش پیچیده بود عرق سر و صورت گوشتی اش را می گرفت. چند متری که رانندگی کرد با کنایه ای در کلامش گفت: هوا عجیب گرم کرده امسال! واسه ما که مردیم و راحت لباس می پوشیم خرما پزونه چه برسه به اینایی که خودشون رو پیچوندن تو تیکه پارچه‌های سیاه  و میان بیرون!!! و بعد با چشم اشاره ای به دختر چادری که در صندلی عقب نشسته بود کرد.

دختر که انگار متوجه منظور راننده شده بود چادرش را روی سرش مرتب کرد و با لحن خاصی گفت : «نه آقا حجاب واسم افتخاره گرما و سرما هم نداره.» راننده که از جواب دخترک جا خورده بود، از آینه‌ی مقابلش نگاهی به او کرد و ساکت شد و برای چندمین بار دستمال یزدی را به روی پیشانی اش کشید اما حدس می‌زدم که اینبار عرق شرمش را پاک می کرد.

آن قدر ذوق زده شده بودم که می خواستم همان جا تبریک بگویم، اما جلوی خودم را گرفتم ترسیدم که این یک رویا باشد، یک لحظه ی جادویی که با به زبان آمدن کلمات من سحرش باطل شود.

کلا همیشه سعی می کنم قضاوتی در مورد دیگران انجام ندهم و شخصا عفت را در حجاب، بد حجاب، یا بی حجاب بودن یک فرد نمی بینم. که حجاب تصمیمی است که یک فرد درباره‌ی یکی از ابعاد رابطه‌اش با خدا می گیرد. تصمیمی که لزوما ارتباطی با دیگر عقایدش ندارد. اما وقتی دختران چادری دانش آموز یا دانشجوی شهرم را می بینم حس خوبی پیدا می‌کنم. چرا که اینها طبیعتا به خاطر فشار خانواده ، مدرسه، دانشگاه یا شرایط محیطی حجاب بر سر نکرده اند. آنها در روزهایی که از زمین و زمان دلیل بر جلوه گری می بارد آگاهانه انتخاب کرده‌اند و این انتخاب آگاهانه گوهری است که بعدها و در نسل های بعدی ثمراتش را خواهیم دید.

کیمیایی است که شهید بهشتی سالها قبل همان زمانی که به خاطر همین قسم حرفها به او انگ بی دینی می زدند؛ زده بود : «به مردم ایران وقت بدهید تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبنای معیارهای اسلامی بسازند و این خودسازی را بر مردم ما تحمیل نکنید. مبادا بر خلاف دستور قرآن، مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بخواهید بر مردم تحمیل کنید که اگر تحمیل کردید آنها علیه این تحمیلتان طغیان خواهند کرد. بهترین تعریف برای انسان این است که انسان جانداری است آگاه و انتخابگر بدین جهت است که اسلام هیچ چیز را بر کسی تحمیل نمی کند حتی دین را!»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
عاااااالی بود دستتون مرسی
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
حجاب افتخاره گرما و سرما نداره ... ممنون مطلب زیبا و جالبی بود مر30
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
ممنون
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
موافقم
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١١
١
٠
اييييييول! عجب راننده نفهمى بوده اخه به تو چه اون بنده خدا اگه چادري باشه به تو كرايه كم تر ميده؟!؟! واه واه واه چه خودخواه
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
بله واقعا. ممنون براي نظرتون
hamta
hamta
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
خیلی موافق بودم...آفرین ... به کرات بهم ثابت شده که کسی که خودش چادری بودنو انتخاب کنه خیلی خیلی بهش پایبند می مونه ... من خودم نه تنها اجباری از سمت خانواده ام نداشتم که حتی خودشون می گفتن ولش کن حالا نپوشیدی هم اشکال نداره ... ولی وقتی آدم خودش به این حرف برسه دیگه رسیده و اون وقته که چادرش میشه براش افتخار... ممنون از قلم خوبتون :)
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
خواهش مي کنم
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
چه راننده ای *:/ چه دختری *:)
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
)))):::
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
حرف ِ بدی زده ام آیا ؟!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
سلام سه نوع نگارش در متن شما وجود داشت 4 پارگراف اول يك نوع نگارش بود پارگراف 5 نوعي ديگر و پارگراف آخر هم كه نقل قول بود . /// اگر من بجاي راننده تاكسي ميبودم و با چادريها مشكل داشتم سوار نميكردم چطور پول آنها خوب است چادر آنها بد
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٤/١١
١
٠
آدم دختر که باشد!چادری که بشود...نمیتواند عاشق چادرش نباشد!عشق هم که گرما و سرما بر نمیدارد!
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
دقیقا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
سلام:خیلی ممنون.
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
سلام خواهش مي کنم
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
از کسانی که به چادرم توهین میکنند بدم می آید چون نمیدانند این پارچه سیاه از هر جنسی که باشد حرمت دارد...مرسی از مطلبتون
admin
admin
٩٣/٠٤/١٢
١
٠
حالا این بنده خدا جرئت کرده چیزی بگه؛ بقیه افراد در موقعیت مشابه حرفی می زنند؟
hamta
hamta
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
بله خیلی ها ... مگه ترس داره ؟
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.....ممنون از مطلبتون
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
خواهش مي شود
سهره
سهره
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
خیلی خوب بود ممنون
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
حجاب افتخاره گرما و سرما نداره...دمش گرم:))) تشکرات(:
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
احسنت
admincheh
admincheh
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
انتخاب انتخاب ، تحمیل باعث طغیان میشه ؛چهطرز فکر بدی که پشت سر این چادر هست و چه نگاه های سنگینی این روزها..
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/١٤
٠
٠
بله واقعا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨