می‌فهمم پس باید بدانم!
دلنوشته‌ای به قلم خودم

می‌فهمم پس باید بدانم!

نویسنده : نیلوفر عیدی

ثانیه‌ها عبور می‌کنند از من، چقدر گنگم بی‌تو. بدون تو حتی عبور ثانیه هم برایم بی‌معناست. تو درست همانی که اگر باشی قطع می‌شوم از همه بودن‌ها و نبودن‌ها. تو همانی که اگر باشی آغاز می‌شوم با تو و تمام می‌شوم با تو.

تمام بودن‌هایم با بود تو بود است و تمام نبودن‌هایم با نبود تو نبود. تو درست همانی که احتیاجت به من نیست و تمام احتیاجم به توست! تو درست همانی که بی من تویی و بی تو هیچم!

صدایت را می‌شنوم . صدای بی صدای بودنت همه جا هست. چقدر ناتمامم بی‌تو!

غزل بودنم تا تو مطلعش نباشی آغاز نمی‌شود!

می‌فهمم پس باید بدانم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
با اینکه کامل نگرفتم ممنون !!
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٨
٠
٠
ای بابا!!!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
ممنون زیبا بود
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون از وقتی که گذاشتید@
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
ممنون بسیار زیبا
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
ممنون قشنگ بوتتتتتتتت
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
زیبا بود ، تنکس
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
خیلی خوب بود:))) تشــــکرات:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
سلام: قشنگ بود ممنون
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون از شما به خاطر وقتی که گذاشتین!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام: خواهش میکنم.ممنون
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
بلاخره كى بود كى نبود؟؟؟!ولى اين متن منو ياده يكى انداخت:(
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
یادکی شیطون؟؟؟
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
ها؟ خوب بود حتما ديگه
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
معرکه بود....خیلی سخته توبودنت باکسی کامل شه امابودن اون بایکی دیگه کامل بشه....
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٠٧
٠
٠
خیلیم زیبا... موفق باشید
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٠٧
٠
٠
اقا ماتازه سیکل گرفتیم .خواهشا زیر سیکل حرف بزنید:))))))ولی بازم مرسی بابت مطلبتون
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٤/٠٧
٠
٠
بسیا،بسیار زیبا،ممنون
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/٠٤/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود.ممنون
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/٠٧
٠
٠
جـــآی ِ خالی ِ همیشه بودنت ... *:) ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات