سفره افطار ما یک دنیاست
به سفره افطار خیره شده‌ام

سفره افطار ما یک دنیاست

نویسنده : رضا تمجیدی

به سفره افطار خیره شده‌ام؛ به کاسه شله زرد که با دارچین روی آن نوشته‌اند یا علی. به بشقاب حلوا و نان و پنیر و سبزی و قدحی پر از آش رشته که با کشک و زعفران تفت داده شده تزیین شده و یک استکان چای. خدایا این همه نعمت را چگونه شکر گذارم؟ من در هر برگ این سبزی‌ها در میان شاهی و تره و این تربچه‌ها دستان پر مهری را می‌بینم که عاشقانه بوته‌ها را پاییده‌اند.

به نور آفتاب، آب، خاک و هوایی که ذره ذره به خورد این سبزی‌ها رفته فکر می‌کنم که قرار است سهم من باشند و به آخرین شبی که سبزی‌ها مهمان آن باغچه بودند، شاید در خانه‌ای قدیمی با تیرهایی در سقف و ایوانی که مهتاب و بوی عطر خوش سبزی‌ها را با هم پیشکش آن آدم‌های زحمتکش کرد تا خستگی روز از تن‌شان به در رود.

تو بگو چند ذره نور و عاطفه در این برگ ریحان پنهان است؟ دانه‌های برنج این شله زرد وامدار مهر چند زن و کدام شالیزار است؟ فکرش را بکن آفتاب و آب و خاک سیصد سال پیش در دانه‌های خوش طعم و بوی دارچین صبر کرده تا امروز گوشه‌ای از سلول‌های تن مرا بسازد. عرق چند گل سرخ گلاب شد تا قطره‌هایی از آن این شله زرد را معطر کند؟ روی بادام‌های کدام درخت نام من نوشته شده بود؟ من خوشه‌های زرد گندم را در این قرص نان به وضوح می‌بینم روزی در آن مزرعه در باد می‌رقصیدند و موج دستان دخترکان زیبای روستایی که در میان آن گندم زار بازی می‌کردند را حس می‌کنم.

به بشقاب حلوا و خرما نگاه می‌کنم که شیره خاکِ خطه گرم جنوب را با صبر دستان آن مرد آفتاب سوخته در خود جای داده است تا کامم را شیرین کند و به نخل مقاوم این اولین درختی که در کودکی شناختمش فکر می‌کنم و به بوته‌های چای و دشت‌های باران خورده‌ای که دانه‌های بنشن این آش را در خود پرورانده‌اند. کاش می‌دانستم این چند دانه نمک سفید از کدام دریا ،کدام کوه به این سفره رسید. بگو موج صدای کدام شبان آن گاو را به علفزار، هی کرد تا پر شیر شود واین تکه پنیر قسمت من باشد؟

یا علی؛ تو به خدای روزی دهنده بگو که بیش از این چشمم را بینا و زبانم را شکر گزار کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شعبده باز
شعبده باز
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
ما هم دعوت کنید عجب افطار دل نشینی !
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
آخه چرااااااااا!!خط اولتوخییییلی خوب توصیف کرده بودی!چرادهن روضه دل منواب میندازی.منم اش کشک میخااااااااااااااااام
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
عجب ها من راضي نيستم!!! حداقل اين مطلب هاى اينجوري رو بعد از افطار چاپ كنين ديه اه اه اه
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
من عاشق افطارم.مرسی بابت مطلبتون
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
خیلی زیبا! هم متن......... هم اون سفره!!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
اقا خوش به حالتون خخخ منم مهمون کنید ثواب داره ...... ممنون بابت مطلب زیباتون نماز روزه هاتونم قبول
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
سلام:طاعات وعبادات مقبول درگاه احدیت باشد.متشکرم
admincheh
admincheh
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد:)
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
ما که دهن روزه مطلبتون رو خوندیم یادمون اومد چقدر تشنه و گرسنه ایم:) واقعا افطار و ربنای ماه رمضون یک چیز دیگس.بهترین سفره ی تمام سال و خوشمزه ترین غذاهای سال و پاک ترین شادی در طول سال...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/٠٩
٣
٠
سلام مگر حضرت علي از رگ گردن به ما نزديكتر است كه از حضرت ميخواهيد كه از خدا بخواهد
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٠٩
٠
١
چون حضرت علی پیش خدا عزیز تره ما از ایشون میخایم,چون احتمال اینکه خدا روی ایشون زمین بزنه کمتره
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
خانوم هومنی یه اینا حرفه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٤/٠٩
٠
٠
خود پیامبر اکرم چی ؟نزدیکتر نیستن از ایشون؟!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٤/٠٩
١
٠
از خود خدا بخواه/خودش از همه به خودش نزدیکتره
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤