با خویشتنم قهرم...
می‌خواهم بنویسم اما نمی‌توانم

با خویشتنم قهرم...

نویسنده : mahsa-s

قهرم، با خودِ خودم قهرم! 6 ماه است که ننوشتم. نوشتن که نوشتم! اما برای خدا نوشتم.

6 ماه است با دلم سر دعوا دارم! می‌ترسم؛ از روبه‌رو شدن با حرف‌های دلم می‌ترسم. 6 ماه است لام تا کام زبان دلم را بسته‌ام، او هم گوشه‌ای کز کرده است.

دلِ دلم گرفته است، قلبِ دلم شکسته است. 6 ماه است سرچشمه احساساتم ته گرفته است! دیگر سخن نمی‌گوید. من هراس دارم که هیچ وقت گریه نکند و تا آخر عمر بغضی به سنگینی هر چه فریاد است گلویش را خفه کند.

دلم گرفته است. می‌خواهم بنویسم اما نمی‌توانم، چه کنم؟!

دل بینوا لال شده است...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
اینکه آدم از روبه رو شدن با حرفای دلش بترسه هم خودش معضلیه ها!
titish
titish
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
دلم ... همان که درد دارد همان که قرار ندارد همان که آرزو دارد همان که تنگ است و تو را طلب دارد
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
فقط کافیه مداد( خودکار یا هر چیزی که با اون می نویسید) رو روی کاغذ به حرکت در بیارین یک موضوع انتخاب کنید بعد این می بینید که کلمات با نثر اعجاب انگیزی پشت هم می آن. البته خلاقیت رو هم باید بهش اضافه کنید.
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
گاهی وقتااین کارم هیچ تاثیری نداره وقتی دلت قفل کنه فقط یمعجزه میتونه خوبش کنه...
d_toktam
d_toktam
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
"ترسم نه ازمرگ،از مرداب شدن روحی است که هم قافیه ی پرواز ترانه میسازد.."همدردیم
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
چه جمله ی قشنگی...هعیییییییییی.ایشا...همه چی درست شه واین دله مام بحرف بیاد
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
عالی بود سبک و نوشتنتونو تحسین می کنم.
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنونم*نظرلطفتونه..
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
بسیار عالی ممنون ازشما ابجی گل
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
سلام:امید،امید،امید...سپاسگزارم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
سلام
انشاالله دل دلت باز شود و با رسيدن رمضان شكوفه دهد.
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
مهسا جان ...با خویشتنِ خویش قهری؟ آشتی کن خب .... من جای تو بودم میرفتم حرم تا دلم لب واکنه .... فقط همین....
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠٦
٠
٠
رفتن به این جورجاهامثه اب رواتیشه واقعا!ممنونم...
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٠٤
٠
٠
دل بینوا لال شده است... عالیییییی بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/٠٤
٠
٠
به قول آقاي فروزان : واي به وقتي كه قلم مي خشكد!؟ همه كموبيش گرفتار اين مشكل ميشيم... بازم به قول ايشان: خودش آخرش يه جوري درست ميشه.... ومهم اينه كه بعد از هربار برطرف شدن اين مشكل به سطح جديدي از نويسندگي برسي :))) اميدوارم در همه مراحل زندگيت موفق ومويد باشي (^_^)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
حال بعضی روزهای منه
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
دلتنگی برای هیچ و همه چیز وسوسه طغیان گر لال نویسی است
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات