پاسبان خاطره‌ها...
شعري از شاعر انشالله آِنده دار

پاسبان خاطره‌ها...

نویسنده : m_pesarkhob77

دوباره آمدم

آمدم تا بگویم از بادبادک‌های نیامده

از قهوه‌هایی که بعد از غروبت

بی «شکر»، «قند» می‌شد

آمدم تا بگویم

از خواب ماه روی سقف آب

از نگاهی که خانه‌اش را

در دور دریا می‌دید

یا قصه مترسکی که از ترس کلاغ

بید می‌شد

آمدم بگویم

از پرنده‌ای که مومن به قفس بود

از ماهی که در تنگ

خواب رقص موج‌های دریا را می‌دید

یا بگویم از شیر مغروری که به محصور بودنش

می‌خندیدند

آی رهگذر راه فراموشی

اگر دوباره به صحرا رفتم

سلامت را به تمام اطلسی‌ها

خواهم رساند

راستی سوسوی ستاره‌ها

گذاشت بشناسی؟

منم

پاسبان جنگل خشکیده خاطره‌ها...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
معرکه بود *:) شـــآعری نـــــآرنجی انشاالله ... *:)
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
مهلا جونم راه گم کردی؟ خوش اومدی ....:*
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/٠٧
٠
٠
ممنونــــــــــــــــم کف بر جـــآنم *:)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٠٥
١
٠
خوش اومدی ^_^
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٥
٠
١
به کجا؟؟؟؟؟؟؟
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٠٥
١
٠
تو شعر نوشته "دوباره آمدم آمدم تا بگویم از بادبادک‌های نیامده" ! خب این خوش آمد نداره ؟؟؟ خوش اومدی ^_^
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
خیلی هم عالی ممنون موفق باشید
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
:) پاسبان جنگل خشكيده خاطره ها واقعا زيبا بود
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
:))))))))))))))))))
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
:) بسیار زیبا !
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ بود.متشکرم
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
به به عجب کوچه ای .... اسم قشنگی داره .... شعر تونم خیییلی قشنگی بود .... ان شاء الله موفق باشید ....
MILAD
MILAD
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
خوش اومدی، بیا تو ، حالا چرا دم در وایستادی :-)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
خییییییییییییییییییییلی خوب بود:))) تشکرات(:
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
منم !اسبان جنگل خشکیده خاطره‌ها... / خيلي قشنگ بود واقعا عالي مينويسيد . موفق باشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي پسرك خوب :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
شعر قشنگی بود...:)..ایشالله که حتمن آینده دار هستین...ممنون..:)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٠٧
٠
٠
اینده مال شماست.... خیلی زیبا بود...
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات