نفرمایید گوشتِ مجانی!
در یک جمع خانوادگی نشسته‌ام....

نفرمایید گوشتِ مجانی!

نویسنده : AM-SpringSell

در یک جمع خانوادگی نشسته‌ام، ولی به نظرم جمع‌های دوستانه هم چنین وضعیتی را داشته باشند. افراد جمع مشغول صحبت کردن با یکدیگر هستند، از شمال و جنوب و شرق و غرب عالم حرف می‌زنند. گاهی از خودشان می‌گویند و گاهی از بغل دستی‌شان. لبخندها و تحسین‌ها و تاییدهای‌شان را نسبت به هم در حافظه‌ام به یادگار می‌گذارم. زمان می‌گذرد و کم‌کم عده‌ای از این جمع خارج می‌شوند. ناگهان چهره‌ها تغییر می‌کند و دیگر خبری از آن لبخندها و تاییدیه‌ها نیست! صحبت‌ها رنگ دیگری به خود می‌گیرند؛ رنگ انتقاد، رنگ توهین، رنگ انتقام و...

با خودم می‌گویم خوب چرا همین حرف‌ها را آن موقع که خودش این‌جا بود به او گوشزد نکردند و حالا که حضور ندارد، برایش نسخه پیچی می‌کنند؟! نمی‌دانم، شاید من در اشتباهم! بعضی وقت‌ها نیز، اوضاع کمی پیشرفته‌تر پیش می‌رود و از اول تا آخر از کسی که اصلا آن‌جا نبوده، حرف به میان می‌آید! خوب چه کاری است! بهتر نیست این حرف‌ها به خود طرف گفته شود تا اشتباهاتش را پوشش دهد و سود و فایده‌ای داشته باشد. ولی انگار نه! انگار حرف زدن در نبود فرد مورد نظر لذت خاص خودش را دارد و دل چسب‌تر است!

حسابی این موضوع ذهنم را به خود درگیر کرده است. در فرهنگ لغت به دنبال معادلی برای «حرف زدن درباره کسی که حضور ندارد» می‌گردم! در نهایت به کلمه‌ای چهار حرفی می‌رسم به نام «غیبت». تا الان متوجه شدم که آن افراد مشغول غیبت کردن از کسی بودند. تصمیم می‌گیرم در مورد این امر (غیبت کردن) همه گیر و جذاب(!) تحقیقات بیشتری را انجام دهم. با خودم گفتم: من یک مسلمانم و تسلیم بهترین و کامل‌ترین دین دنیا یعنی اسلام شدم، پس حتما در اسلام هم به این مقوله پرداخته شده است. تحقیقات خودم را در زمینه‌های دینی و قرآنی پیگیری می‌کنم. اول از همه به سراغ قرآن می‌روم که به آیه‌ای در رابطه با غیبت بر می‌خورم؛ در این آیه خداوند غیبت را به یک چیزی تشبیه کرده است که هر دفعه چشمم به آن می‌افتد، تمام بدنم شروع به لرزیدن می‌کند. یعنی کسی این آیه را ندیده یا ... 

بعد از قرآن به سراغ احادیث و روایات می‌روم و گاهی با خودم می‌گویم که انگار گناه دیگری بر روی این کره خاکی وجود ندارد! یعنی کسی این سخنان را نشنیده یا ...

نمی‌دانم که چطور عده‌ای افسار سخن را در دست می‌گیرند و به سرعت به سمت آتش می‌تازند! جای تعجب دارد! برای من کلام قرآن یعنی همه چیز؛ در قرآن غیبت به منزله خوردن گوشت برادر مرده است، گوشتی که در حال حاضر به صورت رایگان و مجانی در اختیار هر کسی قرار می‌گیرد! ولی می‌خواهم بر خلاف تمام گوشت‌های موجود در این دنیا با صدای بلند بگویم: نفرمایید گوشتِ مجانی!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٠٢
٠
٠
آره والا ! غیبت واقعا کار بدیه
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
اره خیلی بده بده آععه!!جیزه!!
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
یعنی خیلییییی !!! :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٠٢
٢
٠
یاد فیلم کتاب قانون افتادم. که اون دختر لبنانیه سر سفره به خانومای میانسال گفت" چرا گوشت برادران خود را می خورید؟"...
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
:)
Paeez
Paeez
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
تلنگر به جـایی بود ..
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
لایک
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون :) و البته لایک :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
قيبت خيلي كار بديه!!من كه به شخصه واقعا ازش متنفرم ولي دروغ چرا بعضي وقتا بدون اينكه دست خودم باشه انجامش ميدم انگاري ي جورايي ههمون عادت كرديم
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
بله متأسفانه به کارهای زشت زود عادت می کنیم :(
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خیلی کاره زشتیه...
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
گناهه بزرگیه ...
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
مرسی و ممنون مطلب بسیار خوب و اموزنده بود...
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم ، کاش تأثیر داشته باشه :)
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خواهد داشت عزیز ....
sorme
sorme
٩٣/٠٤/٠٣
٠
١
من پشت سر بقیه حرف میزنم ولی بد به خودشونم میگیم.
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
من نمی تونم قضاوت کنم،تخصصش رو ندارم.
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
عآقـــآ خب من چی بگم وقتی همه تو جمع اینجوری هستن و هیشکی هم حرف ِ من رو گوش نمیکنه *:/ ؟!
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
منظورتون اینه که " خواهش نشوی رسوا همرنگ جماعت باش " ؟؟؟؟
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
نـــَــــع ! اصلا و ابـــــــــدا *:) . منظورم این بود که من سعی میکنم یه جوری بگم به جمــآعت ِ گوشت ِ برادر خور ، اما کسی حرف ِ من رو گوش نمیکنه *:/
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
تاحالاسعی کردم غیبت نکنم وبه کسایی که غیبت میکنن هم میگم که چه گناهی دارن مرتکب میشن شایدهمون موقع گناهشونوبپذیرن ولی بازم تکرارمیکنن
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
متأسفانه ... :(
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خییلی بده :| ای کاش بتونیم ترک کنیم ....
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
انشاا... ، ممنون :)
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
ان الغیبتٌ هر دونش شصت تا شنا
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ببخشید ؟؟؟
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خیلی هم خوب ,پرداختن به مسایل اخلاقی و دینی رو تو این سبک بیشتر می پسندم ,این طور ی ملموس تره و تاثیر گزار تر ...متشکرم
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم :)
hamta
hamta
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
کی بشه ریشه کن بشه این گناه ؟؟
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
انشاا... هر چه زود تر ، هممون مسئولیم :)
سهره
سهره
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
لَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ....حجرات 12////از يكديگر غيبت ننماييد ، آيا احدى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد ؟ بى‏ترديد [از اين كار] نفرت داريد .
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
نکته ی بسیار ظریف و اموزنده ای بود ممنون
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خواهش می کنم :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
سلام
من عاشق غيبت هستم
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
علیک سلام. ببخشید میشه دلیلتون رو بگید؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
سلام
چون در دوران غيبت زندگي ميكنيم
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
یعنی منظور شما همرنگ شدن با جامعه است ؟؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/٠٤
٠
٠
اوف آره....منم تاجايي كه بتونم جلوي خودمو ديگران رو ميگيرم....خدا آخر وعاقبت هممونو بخير كنه :)
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٤/٠٤
٠
٠
انشاا... :)
maede
maede
٩٣/٠٤/٠٥
٠
٠
متاسفانه انقدر عادی شده که دیگه اصلن کسی فکر نمیکنه اشکالی داشته باشه!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤